وادی دوازدهم، یادآور داستان آفرینش انسان است. روزی که خداوند آدمی را از خاک خلق کرد و از روح خود در او دمید و او را بر سرنوشت خود مخیر کرد و به فرشتگان فرمان داد تا بر آدم سجده کنند. «دوش دیدم که ملائک در میخانه زدند، گل آدم بسر شتند و به پیمانه زدند». همچنین، یادآور قوانین و سنّتهای الهی در کائنات، هستی و حیات است. این وادی به ما میگوید که جهان هستی با ایجاد توازن و تعادل است که پا برجا است و نیروهای خیر و شر، نور و تاریکی هستند که در کنار هم این تعادل را به وجود میآورند و باعث میشوند که بازی زندگی ادامه داشته باشد.
در این وادی میآموزیم که صرف زمان لازم برای رسیدن به هدف و خواسته یکی از سنت های الهی است؛ «در آخر امر، امر اول اجرا می شود.» باید بدانیم که اگر برای رسیدن به خواسته، زمان لازم را صرف نکنیم به نتیجه دلخواه خود نمیرسیم. در این وادی یاد میگیریم که رسیدن و درمان شدن ذرهذره صورت میگیرد و برای تبدیل شدن نامطلوب به مطلوب، ابتدا تغییر لازم است و اصولاً هیچ تبدیلی بدون تغییر صورت نمیپذیرد و بعد از تبدیل نوبت ترخیص فرا میرسد؛ مانند: نطفهای که با ترکیب اسپرم و تخمک در رحم مادر به وجود میآید و در گذر زمان، نطفه شروع به رشد و تغییر میکند و تبدیل به جنین میشود و بعد از گذشت ۹ ماه نوبت به ترخیص میرسد و نوزاد متولد میشود و تمام این پروسه، بدون رعایت قوانین و سنتهای الهی یا انجام نمیگیرد یا نتیجه ناقص خواهد بود.
همچنین، آموختیم که وقتی انسان قدم در راهی بگذارد نیروها و جریانهایی به کمک او میشتابند و این نیز خود از قوانین حیات خاکی است. اگر ما در راه راست قدم بگذاریم، خداوند انسانی راست کردار را سر راه ما قرار میدهد که ما بر اثر همنشینی با او از دانش و تجربههای او بهرهمند میشویم و ویژگیهای او که راستی و درستی است در ما حلول پیدا میکند و این یعنی القاء. همچنین وقتی ما در مسیر خود در راه رسیدن به هدف، در حرکت هستیم، انسانها و پدیدهها و جریاناتی در تقدیر ما قرار خواهند گرفت که باعث بیدار شدن صفاتی که در ذات و فطرت ما هستند، میشوند که این ویژگی های ذاتی، ما را در رسیدن به هدفمان کمک میکنند و این یعنی نیروی احیاء .
حرکت اصل و اساس هستی و حیات و سازندگی است و تا حرکت نباشد هیچ تغییر و تبدیل و ترخیصی انجام نخواهد گرفت و بدون حرکت همه هستی فرو میریزد و تا حرکت نباشد راه نمایان نمیشود؛ اما حرکت باید در جهت و مسیر درست باشد تا بتواند ما را به سر منزل مقصود برساند. در واقع ما برای حرکت کردن هم باید جایگاه خودمان را بدانیم و هم باید نقشه راه را بلد باشیم در غیر این صورت به ناکجاآباد خواهیم رسید. پس حرکت نیز باید عقلانی باشد و در تمام این مراحل باید این نکته کلیدی را در نظر داشته باشیم که همه چیز ذره ذره به دست میآید.
برای رسیدن به هدف باید زمان صرف کنیم و ذرهذره به مقصود اصلی که همان رسیدن به نور مطلق و فرمان عقل است، برسیم. به قول یکی از بزرگان: پله پله تا ملاقات خدا. انسان در واقع در این مسیر با گذر زمان و تغییر و تبدیل ظرفیت خود را بالا میبرد چون انسان برای رسیدن به نور مطلق باید گنجایش و ظرفیت کافی داشته باشد و این امر نیاز به زمان دارد و هر چه بهتر در راه، گام برداریم و در صراط مستقیم باشیم، نیروهای القاء و احیاء، بیشتر به ما کمک میکنند.
نویسنده: همسفر زهره رهجوی راهنما همسفر مرجان (لژیون پنجم)
رابط خبری: همسفر نرگس رهجوی راهنما همسفر مرجان (لژیون پنجم)
ویراستار: همسفر مریم رهجوی راهنما همسفر سمیه (لژیون هشتم) دبیر اول سایت
ارسال: همسفر هستی رهجوی راهنما همسفر رویا (لژیون اول) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی ابوریحان تهران
- تعداد بازدید از این مطلب :
49