مسافر علی در برداشت خود از سیدی تغییر اینگونه بیان کرد:
در جهان ما و جهانهای دیگر هیچ چیز در حالت سکون نیست و اساس هر تغییری حرکت است.
در جهان همهچیز در حال حرکت است مانند فصلها که عوض میشوند یا شب که جای خود را به روز میدهد یا سیارات که در مدارهای خود در حال چرخشند و حتی بدن ما هم در حرکت است.
.jpg)
بهطور طبیعی وقتی چیزی در حرکت است تغییرات به وجود میآیند. و اگر ما در زندگیمان ساکن بمانیم و حرکتی نکنیم هیچ اتفاق جدیدی نخواهد افتاد، حالمان بهتر نخواهد شد و مشکلاتمان حل نخواهند شد.
در واقع تاریکی و رکود همان سکون است. خیلی وقتها ممکن است فقط در ذهن خودمان آرزو کنیم که ای کاش شرایط بهتر میشد یا از خدا بخواهیم که مشکلاتمان را حل کند ولی خودمان هیچ حرکتی نمیکنیم و منتظر معجزه میمانیم.
شاید آقای مهندس در این سیدی میخواهند به ما بگویند که با نشستن و فقط فکر کردن هیچ تغییری به وجود نمیآید.
باید با قدمهای کوچک شروع کنیم و به حرکت ادامه دهیم.
حرکت یعنی از جایی که هستیم برخیزیم و اقدام کنیم، اقدامات ما حتی اگر کوچک باشند باز هم ما را به جلو خواهند بُرد.
آقای مهندس در سیدی تغییر به این سه مرحله بسیار مهم اشاره میکنند؛
تغییر، تبدیل، ترخیص
این سه مرحله مانند پلههایی هستند که باید به ترتیب و یکی پس از دیگری برداشته شوند.
وقتی حرکت را آغاز میکنیم ابتدا تغییرات در درون ما اتفاق میافتند و باعث دگرگون شدن نگاه ما به زندگی تغییر در افکار و احساسات ما میشوند.
این تغییرات در ابتدا ممکن است کوچک و نامحسوس باشند اما به مرور زمان تمام وجودمان را در برمیگیرند. اگر این تغییرات ادامه پیدا کنند در رفتار ما خودشان را نشان خواهند داد و ما وارد مرحله دوم یعنی تبدیل میشویم.
تبدیل یعنی ظاهر شدن تغییرات در رفتار و زندگی ما پس در این مرحله هست که تاریکیها جای خود را به روشناییها میدهند، بدیها به خوبیها تبدیل میشوند و نتیجه تلاشهای ما به خوبی در زندگیمان نمایان میشوند.
هنگامی که خشم به آرامش تبدیل شود، و ناامیدی جای خود را به امید و انگیزه بدهد متوجه میشویم در مسیر درست گام نهادهایم.
برای رسیدن به مرحله سوم که همان ترخیص است علاوه بر اقدام کردن به صبر هم نیاز داریم.
در واقع ترخیص یعنی آزادی و رهایی از بندها؛ مانند رهایی از بند اعتیاد یا رهایی از بند ترسها و غصهها و یا رهایی از بند افکار منفی که سالها ما را اسیر خود کرده بودند. در این مرحله ما مانند پرندهای هستیم که پس از سالها از قفس آزاد میشود و میتواند با خیال راحت پرواز کند.
آقای مهندس به ویژگی کسانی که تفکر میکنند اشاره کردند و فرمودند وقتی در حال حرکت هستیم و ذهنمان آماده دریافت است خداوند در مسیرمان نشانههایی قرار میدهد تا بتوانیم راه درست را بیابیم و گمراه نشویم. ولی اگر در سکون بمانیم قادر به دیدن نشانههایی که در پیش چشمانمان هستند نیستیم و نمیتوانیم از آنها استفاده کنیم.
این موضوع بارها در زندگیمان پیش آمده و باعث سکون بیشتری شده است. خداوند بارها راه را نشانمان داده بود ولی چون حرکتی نکرده بودیم آن نشانهها را ندیدیم.
گاهی درمسیر زندگی با سختی، درد، شکست یا ناامیدی مواجه میشویم در این شرایط متوقف شدن و رها کردن خیلی راحتتر است اما آموزشها به ما آموختند حتی در این شرایط هم باید به حرکت خود ادامه دهیم. چون با هر حرکتی که انجام میدهیم حتی اگر کوچک باشد باز هم یک قدم به تغییر و رشد نزدیک میشویم.
درست است که در حرکت سختی وجود دارد ولی تجربه هم هست و با هر بار عبور از یک مرحله دشوار میتوانیم دوباره طعم پیروزی و آرامش بچشیم. مانند کوهنوردی که پس از رسیدن به قله، تمام خستگیهایش را فراموش میکند.
اگر واقعاً میخواهیم زندگیمان تغییر کند نمیتوانیم منتظر اقدامات دیگران بمانیم یا فقط دست به دعا برداریم.
بلکه باید بدانیم با حرکت است که راه نمایان میشود.
هر قدمی که برمیداریم ما را یک گام به تبدیل و ترخیص نزدیکتر میکند و این مسیری هست برای یک زندگی شاد و موفق که کنگره۶۰ پیش رویمان قرار داده است.
ویرایش مسافر علی لژیون یکم
- تعداد بازدید از این مطلب :
46