English Version
This Site Is Available In English

حسابم با کنگره هرگز صفر نمی‌شود

حسابم با کنگره هرگز صفر نمی‌شود

اگر بخواهم کمک‌هایی را که کنگره به من کرده است بشمارم باید بگویم اصلاً قابل شمارش نیست؛ کاری که کنگره برای من انجام داده است، اینکه من و خانواده‌ام را از اعتیاد رهایی داده و از آن روزهای سخت و طاقت فرسا نجات یافته‌ایم، مسافرم را از تاریکی بیرون آورده و به خودم آرامش و آسایش را هدیه داده است.باعث شد بعد از ۴۵ سال اعتیاد به نیکوتین تصمیم به درمان گرفته و خود را از این بند رهایی دهم.

اما مهمترین کاری که کنگره برای من کرد این بود که ساختار شخصیتی‌ام را در این سن و سال دگرگون نمود؛ چون من تا قبل از اینکه به کنگره بیایم تا حدود زیادی گرفتار منیت بودم، انتقادپذیر نبودم، حرف دیگران را حتی درست هم بود نمی‌پذیرفتم. در کنار تمام این‌ها ناامیدی هم بر زندگی من چنبره زده بود و اصلاً هدف خاصی برایم مطرح نبود.

باآمدنم به کنگره اولین مسئله‌ای که با آن مواجه شدم اعتیاد و شناخت صورت مسئله آن بود. تا قبل از آن دیدگاه من به اعتیاد در حدی بسته و دُگم بود که حتی از اینکه فکر کنم یکی از اعضای خانواده‌ام مصرف‌کننده باشد فراری بودم و به هیچ عنوان باور نداشتم و برایم پذیرش آن دور از ذهن بود.

ولی با آموزش گرفتن صحیح؛ فهمیدم که هر معلولی، علتی دارد و اینکه چرا فردی به اعتیاد روی می‌آورد؟ و خود اعتیاد یک بیماری جسمی است و با فرد مصرف‌کننده می‌بایست منطقی برخورد کرد و نه احساسی و از روی تنفر و بیزاری!

از طرفی با پذیرش آموزش‌ها و انجام وظایفی که به عنوان رهجو بر دوشم بود، پاسخ بسیاری از سوالات خود را گرفتم. از جمله: هدفم از آمدن به این حلقه از حیات چه بوده است؟ برای رشد و ارتقاء خود چه کارهایی باید انجام بدهم؟ متوجه شدم که برای رسیدن به هدفم نباید عجول باشم، تمرین‌ صبر کنم، یا اینکه اگر مصرف‌کننده‌ای در کنارم است چه باید بکنم تا همراه و همسفر خوبی برایش باشم.

مکانی که به من کمک کرد تا به این نتایج دست پیدا کنم کنگره۶۰ بود.
در قسمت آموزش‌های جهان‌بینی کاربردی فهمیدم که منیت باعث خشم و تنفر و سرخوردگی من شده است.
وقتی علت را متوجه شدم اقدام به برطرف کردن این احساسات نمودم و در وهله اول چشم گفتن و فرمانبرداری را یاد گرفتم و همین باعث شد تا به فردی آرام و خنده‌رو تبدیل شوم.
بعد از چندین سال شروع به تمرین عشق ورزی کردم و تا حدود زیادی به اصل خود برگشتم.

بزرگ‌ترین کمکی که کنگره۶۰ به من کرده، این است که من را به خودم برگردانده؛ چون وقتی انسان از اصل خود دور گردد هویتش را از دست می‌دهد.
وقتی انسان اصل وجودی خود را بیابد، به صلح با خودش و دیگران می‌رسد و به آرامش دست پیدا می‌کند.
حال ببینیم در قبال همه این کمک‌هایی که کنگره ۶۰ کرده است من چه کمکی به کنگره می‌کنم؟
به قاطعیت می‌توانم بگویم که هیچ! چرا؟ چون که هر قدمی که من در قبال کمک‌های کنگره بردارم در واقع باز به خودم کمک کرده‌ام.

به طور مثال بگویم: خدمت کردن فیزیکی در کنگره، یا خدمت جایگاهی، خدمت مالی، فرمانبرداری، آموزش‌پذیری و غیره
همه و همه این خدمات برکاتش باز به زندگی خودم برمی‌گردد و به نفع خودم است.
به نظرم، من؛ همیشه به کنگره ۶۰ بدهکار می‌مانم و هیچ وقت قادر نیستم حسابم را با کنگره۶۰ صفر کنم.
 

نویسنده: همسفر فریبا رهجوی راهنما همسفر مونا (لژیون اول)
رابط خبری لژیون سردار: همسفر زهرا رهجوی راهنما همسفر زهرا (لژیون دوم)
ویرایش و ارسال: همسفر مهشید دبیر سایت رهجوی راهنما همسفر زهرا (لژیون دوم)
همسفران نمایندگی یوسف تهران

 

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .