کنگره؛ روشنایی جانبخش من است. جمعيت احيای انسانیكنگره 60، مکانی پرشور و نشاط است که دارای انگيزه بالایی برای برگشت به زندگی است. مکانی که نه تنها به زندگی دوباره رسیدهام، بلکه عشقی حقیقی را تجربه کردهام. بهخاطر دارم اولین روزی که برای ورزش به همراه مسافرم به پارک رفته بودم؛ آن روز معذب و پریشان بودم. تصورم این بود که مانند بسیاری از باشگاههای ورزشی، هر خانمی برای نشان دادن اندام و لباسهای زیبای خود به باشگاه میآید که خود را به نمایش بگذارد؛ ولی وقتی آنجا رفتم ارتباطی سالم و صمیمانه دیدم که بعد از برگشت از ورزش، آنقدر حس و حال خوبی داشتم که دوست داشتم بارها این حس خوب را تجربه کنم.
وقتی مسافرم میگفت: راهنما گفته که صبحانه بیاورم، دست و پای خود را گم میکردم و نمیدانستم چه کاری باید انجام دهم که بهترین صبحانه را برایش فراهم کنم که راهنما و رهجویان دیگر، انرژی خوبی بگیرند. دوست داشتم عشق خود را به آمدن مسافرم به ورزش در این صبحانه نشان دهم. اوایل در رشته ورزشی دارت فعالیت داشتم؛ اما بعد از مدتی ورزشبان تنیس روی میز شدم. تا مدتی میز برای بازی کردن نداشتیم؛ ولی به همت مرزبان ورزش توانستیم میز تهیه کنیم. ورزشی که سرخوشی و هیجان عجیبی به من میدهد؛ چون اندروفین بدن فعال میشود و حس سبکی و شادی و آرامش عمیقی را تجربه میکنم.
ورزش در کنگره باعث شد اضطراب و بیقراری من کاهش پیدا کند؛ زیرا تمرکز بالایی را میطلبد و بعد از آن دیدم که میتوانم چند فعالیت را همزمان انجام دهم و عصبی نشوم. کمکم اعتماد بهنفس بالایی پیدا کردم و باعث شد که از تنهایی بیرون بیایم. تمام امکانات ورزشی به صورت رایگان در اختیار ما قرار میگیرد و از همه مهمتر، وقتی با راهنمای خود و همسفران دور هم جمع هستیم؛ فضا مستحکمتر میشود و انگیزه بیشتری برای ادامه مسیر و رسیدن به تعادل پیدا میکنیم.
پیشرفت ورزش در کنگره در پیتلاش و کمک افرادی؛ مانند راهنمایان، مرزبانان و ورزشبانان میسر میشود. پس من هم برای کمک به ورزش کنگره، باید پا جای پای آنها بگذارم و شبهای جمعه کمی از دورهمیهای خود کم کنم و صبح جمعه، ساعتی زودتر بیدار شوم و در کنار دیگر همسفران تلاش کنم تا ورزش کنگره پایدار بماند؛ چرا که در آخرین پیام کنگره میخوانیم: کنگره در دو حرکت بیرونی و درونی به راه خود ادامه میدهد.
برای اینکه کنگره بیشتر دیده شود، گاهی نیاز دارد که من حرکت کنم و این فکر را از ذهن خود بیرون کنم که شاید شخص آشنایی مرا ببیند. روشن کردن چراغ راه، برای کسی که در اعماق تاریکیها به سر میبرد، رسالتی است که بر عهده من قرار دارد. بنابراین تا جاییکه میتوانم وظیفه خود میدانم چه از نظر مالی و چه حضور فیزیکی در ورزش فعال باشم تا شاید بتوانم تلاش بیست و هشت ساله کنگره را جبران کنم. اگر هر شخصی این را وظیفه خود بداند قطعاً روزهای جمعه، پرشورتر در ورزش حضور پیدا میکند و کنگره۶۰ بیشتر از این دیده میشود و هر روز خانوادهها غرق در ناامیدی و سردرگمی نمیشوند.
خداوند در کتاب آسمانی میفرماید: «انسان موجودی ناسپاس است، مگر تعداد اندکی از آنها که ایمان آوردهاند و عمل صالح انجام میدهند». شخصی که به درمان و به نقطه ایمان در کنگره رسیده باشد، کمکهای خود را در هر زمینهای که باشد از کنگره دریغ نمیکند.
کنگره۶۰، روشناییبخش جان تاریک من است و علم کنگره؛ ظلمت اندیشه مرا به نور تبدیل میکند. چگونه سپاس گویم این همه عشقی که نثار من شده که سرشار از یقین است و چراغ روشن هدایت را بر کلبه محقر وجودم فروزان ساخته است. آری در مقابل این همه عظمت و شکوه نه توان سپاس و نه کلام وصف وجود دارد.
در آخر از مرزبان زینب کمال تشکر و قدردانی را دارم که در سرمای زمستان و گرمای تابستان با همه مشکلات و طولانی بودن راه، این خدمت را در کنگره به نحو احسنت انجام میدهند و همیشه با لبخندی زیبا در ورزش حضور مییابند.
رابط خبری: همسفر زینب مرزبان خبری ورزش پارک شغاب بوشهر (رشته ورزشی دارت)
نویسنده: همسفر محبوبه رهجوی راهنما همسفر طاهره از لژیون نهم نمایندگی خلیج فارس بوشهر (ورزشبان تنیس روی میز)
ارسال: راهنما همسفر زینب از نمایندگی خواجو دبیر سایت
گروه ورزش همسفران کنگره۶۰
- تعداد بازدید از این مطلب :
76