اگر بنایی آباد باشد؛ اما ساکنین آن خراب باشند بنا هم کمکم رو به نابودی و خرابی میرود؛ اما ساکنین آباد در بناهای خراب و ویرانهها میتوانند آنها را احیا نمایند و اما این پیام آسمانی است؛ اگر انسانی را احیا کنیم گویی تمام انسانها را احیا کردهایم و اگر انسانی را نابود کنیم گویی تمام انسانها را نابود کردهایم.
با توجه به دستورجلسه هفته «کمک کنگره به من و کمک من به کنگره» در خدمت نگهبان لژیون سردار دنور راهنما همسفر رویا هستیم. در ادامه گفتوگویی صمیمانه با ایشان داشتیم که توجه شما را به آن جلب میکنیم.
.jpg)
همسفر رویا و مسافرشان محسن با ۸ سال تخریب وارد کنگره شدند، با آنتیایکس مصرفی تریاک ، با متد DST و داروی OT با راهنمایی مسافر مرتضی اختراعی و همسفر طاهره عالمی به مدت ۱۰ ماه و ۲۰ روز سفر کردند، در حال حاضر مدت ۵ سال و ۹ ماه و ۲۸ روز است که به یاری خداوند و دستان پر مهر آقای مهندس آزاد و رها هستند. رشته ورزشی مسافر شنا، رشته ورزشی همسفر بدمینتون در کنگره است.
مهمترین کمکی که از طرف کنگره دریافت کردید چه بود؟
اگر بخواهم در یک جمله بگویم، بزرگترین کمک کنگره این بود که مرا بیدار کرد، منی که در بسیاری از موقعیتها گرچه بیدار بودم، خود را به خواب میزدم، کنگره من را بیدار کرد تا همسفر شوم، معنای سفر عشق را به من آموخت و در ادامه معنای واقعی همسفر بودن را نشانم داد، بیدارم کرد تا بفهمم چگونه میتوانم یک مادر خوب باشم، چگونه گرههای درونی و زخمهای خود را تیمار کنم، چگونه تغذیه سالم داشته باشم و چگونه نگاه تازهای به زندگی پیدا کنم و در کل علم چگونه زیستن و چگونه عاشق خود بودن را به من آموخت. با آموزشهایی که در کنگره دریافت میکنم، روز به روز آگاهتر میشوم، این بیداری برای همه است، هرکس اندازه ظرفیت خود از آموزشها بهره میگیرد، برای من همسفر این بیداری یعنی شناخت خود، آگاه شدن نسبت به مسائل شخصی و روزمرهی زندگی و یادگرفتن اینکه چگونه میتوانم مسیر درست را انتخاب کنم طوری که حرکت من ادامهدار باشد تا به هدف خود برسم، یعنی کنگره مسیری است برای نمایان شدن راه برای من همسفر، در مجموع بهترین کمکی که کنگره به من کرد این بود که مرا از خواب غفلت بیدار کرد و آگاه ساخت، آگاهی که هم زندگی شخصی من را روشنتر کرده است و هم مسیر خانوادهام را به سوی آرامش و امید هموارتر ساخته است.
نقش «لژیون سردار» و «دنور شدن» در استقلال مالی و معنوی کنگره چیست؟
به نظر من مخاطب این سؤال کنگره۶۰ میباشد؛ اما من هم به عنوان یک عضو میخواهم برداشت خود را بگویم. بارها مهندس دژاکام تأکید کردهاند: کنگره۶۰ استقلال مالی دارد؛ یعنی روی پای خود ایستاده و هیچ وابستگی به ارگانهای دولتی یا اشخاص ندارد. این استقلال زمانی معنا پیدا میکند که اعضا کنگره در لژیونهای مالی مثل «لژیون سردار»، «دنور»، «پهلوان» یا «نشان در بینشانی» شرکت کنند. حضور در این جایگاهها فقط یک عنوان نیست؛ بلکه نمادی است از ایستادن روی پای خود، از خودگذشتگی و تبدیل شدن به بخشی از ستونهای محکم کنگره۶۰ به شمار میآید. استقلال مالی کنگره فقط محدود به درمان اعتیاد نیست؛ امروز میبینیم که مهندس دژاکام پا را فراتر گذاشتهاند و بخش بزرگی از این کمکها صرف تحقیقات علمی، درمان بیماریها و انجام آزمایشهای پزشکی میشود، بهویژه کمکهای اعضای «پهلوان» و کسانی که در «نشان در بینشانی» مشارکت میکنند، در مسیر پژوهش و خدمت به بشریت هزینه میشود. این روند باعث شده استقلال کنگره روز به روز بیشتر شود و اعضا نیز از نظر مالی و آگاهی رشد کردهاند و هر روز توان بیشتری برای حفظ این استقلال پیدا میکنند. در حقیقت، لژیون سردار و دنور شدن یعنی رسیدن به جایگاهی که فرد نه تنها در مسیر درمان اعتیاد، بلکه در مسیر خدمت به جامعه و بشریت قدم بردارد.

مهمترین و حساسترین توصیه شما به رهجوها برای بازسازی روابط آسیبدیده با همسر یا فرزندان چیست؟
مهمترین توصیه من به رهجو: ابتدا با خود آشتی کند؛ وقتی این اتفاق بیفتد، کمکم خود را میشناسد و میتواند در جهان پیرامون حضور مؤثر داشته باشد. من نیز زمانی نمیدانستم چه میخواهم یا کجا قرار دارم، مانند یک کلاف سردرگم بودم، بسیاری از رهجویانی که وارد کنگره۶۰ میشوند نیز همین حس را دارند، گاهاً درون خود گم شدهاند، به آنها میگویم: اول با خود آشتی کنید و باور خود را نسبت به کنگره و تواناییهایی که دارید زیاد کنید، با حضور و دریافت آموزشهای ناب مهندس دژاکام در سیستم تفکر خود را درست کنید و با تفکر، استقامت و صبر، مشکلات را به صورت تدریجی و پلهپله حل کنید. ناامید نشوید چون پایان شب سیه، سپید است. با سپاس از مهندس دژاکام که اجازه میدهند در مسیر تفکرات حرکت کنیم و مشق عاشقی بیاموزیم.
به نظر شما، مهمترین کمکی که کنگره۶۰ به شما کرد، فراتر از قطع مصرف چه بود؟
اولین و کوچکترین کمک، قطع مصرف مواد برای مسافر بود. اما کمک بزرگتر این بود که کنگره مرا با خودم آشنا کرد. به من درس، علم و هنر زندگی را آموخت. مهندس طوری آموزش میدهند که روزبهروز نهتنها من، بلکه همه اعضا در کنگره۶۰، وقتی به اطراف نگاه میکنیم، زیبایی و تغییر را در همه ابعاد میبینیم؛ از مسائل مالی و جایگاههای خدمتی گرفته تا جهانبینی و روابط خانوادگی. این تغییرات هم در صورآشکار یعنی جسم و رفتار دیده میشود و هم در صورپنهان یعنی درون فرد، تا آنجا که حتی نوع تفکر انسان نسبت به جهان هستی متفاوت میشود. من آموختم که درست فکر کنم، زیباییها را ببینم و در لحظه زندگی کنم. در مجموع، بزرگترین کمک این بود که یاد گرفتم خودم را دوست داشته باشم، عاشق خود باشم و بتوانم به دیگران خدمت کنم. آموختههایم را بهصورت کاربردی به کار بگیرم و در قالب عشق و تجربه، به دیگران هدیه دهم. ما به این دنیا آمدهایم تا آموزش بگیریم و خدمت کنیم. در کنگره، نفس من آموزش دید و تربیت شد؛ از مرتبهای پایین به مرتبهای بالاتر حرکت کرد. هرچهقدر نفس رشد میکند، حسها تغییر میکنند و صفات زشت جای خود را به صفات زیبا میدهند؛ این همان تبدیل است تبدیل صفات و در نهایت رسیدن به ترخیص. مهمترین کمک همین بود که با سعی و تلاش توانستم صفات خود را تغییر دهم و به عمل سالم، ایمان سالم و عشق سالم نزدیک شوم. ایمانی که باعث شد در همه لحظات حضور خداوند را حس کنم و در نهایت، عاشقی با خداوند را در این مکان مقدس بیاموزم. شکر، شکر.
طراح سؤال و مصاحبهگر: همسفر معصومه رهجوی راهنما همسفر یگانه (عضو لژیون سردار)
رابط خبری: همسفر هستی رهجوی راهنما همسفر رویا (عضو لژیون سردار)
عکاس: دنور همسفر نگین (مرزبان خبری)
ارسال: همسفر ملیحه رهجوی راهنما همسفر نرگس (عضو لژیون سردار) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی علی عصارزاده مشهد
- تعداد بازدید از این مطلب :
79