مشارکت همسفر مژگان رهجوی راهنما همسفر معصومه (لژیون پنجم) نمایندگی قزوین رشته ورزشی دارت:
هرچقدر فکر میکنم، میبینم که کنگره برای من همچون خداوند، نعمتهای بیشماری به همراه داشته است.
اگر زندگیام قبل از ورود به کنگره را با زندگی امروز خود مقایسه کنم، میبینم که پیش از کنگره سراسر دلهره، اضطراب، حالِ خراب و ترس از ادامه زندگی و آینده خودم و فرزندانم بود.
به واسطه یکی از دوستانم که بعدها فهمیدم حدود یک سال تلاش کرده بود تا مسافرم را راضی کند وارد کنگره شود.
شکرگزار خداوند هستم که این اذن برای ما صادر شد تا وارد کنگره، این مکان مقدس، شویم.
نعمتهایی که کنگره به من عطا کرد، شامل حالِ خوش، آرامش، آسایش، امید به آینده و ادامه زندگی بود؛ آموزشهایی که در هیچ جای دیگری نمیتوانستم آنها را دریافت کنم، و حالِ خوشی که حتی در کنار عزیزانم نیز قادر به تجربهاش نبودم.
درمان مسافرم و نوعی درمان برای خودم، که به من آموخت خودم، اطرافیانم و جهانم را به شکلی دیگر ببینم؛ حتی نوع دوست داشتن عزیزانم نسبت به قبل از ورودم به کنگره تغییر کرده است.
اما کمک من به کنگره۶۰ چه بوده است؟ در این یک سالی که در کنگره حضور دارم، هیچ کاری نتوانستم برای کنگره انجام دهم. در ابتدای ورودم فکر میکردم با خدمت کردن، نوشتن سیدی، کمک مالی یا ورود به لژیون سردار میتوانم کمکی را که کنگره به من کرده است جبران کنم.
اکنون پس از رهایی و گذشت یک سال، میبینم که این افکار خام بوده است. وارد لژیون سردار شدم، خدمت گرفتم و سیدی نوشتم، اما هیچکدام نتوانست جبرانکننده آن کمکها باشد؛ چراکه هرچه کردم، حالِ خوشش دوباره به خودم بازگشت.
امیدوارم تا زمانی که نفس دارم در کنگره باقی بمانم و یک کنگرهای مفید باشم و دستکم بتوانم چند نفر را که مانند گذشته خودم در تاریکی هستند، به روشنایی و حالِ خوش برسانم.
من و خانوادهام همواره مدیون آقای مهندس و خانواده محترمشان و خدمتگزاران کنگره۶۰ هستیم.
مشارکت همسفر آمنه رهجوی راهنما همسفر عفت نمایندگی کوروش آذرپور:
یادی میکنم از روزهایی که حالِ دلم بسیار بد بود و با هیچ چیز خوب نمیشد. مسافرم درگیر مصرف مواد بود و چون دانایی نداشتم؛ میگفتم: «دیگر مواد نکش، بیا ترک کن»، اما نمیدانستم که این موضوع به اختیار او نیست؛ زیرا بدنش نیاز دارد که مواد از بیرون به آن برسد. از همه دوری میکردم تا کسی متوجه نشود پسرم مصرفکننده است. همیشه از خدا میخواستم که پسرم روزی خوب شود و دیگر مواد مصرف نکند.
از خداوند متعال سپاسگزارم که حرفهای مرا شنید و مسیر کنگره۶۰ را به من نشان داد تا به همراه مسافرم به این مکان مقدس قدم بگذاریم و به حال خوب برسیم.
سپاسگزار آقای مهندس دژاکام هستم که این بستر را برای همه مصرفکنندگان فراهم کردند تا بیایند و به درمان برسند.
قدردان تمام اعضای کنگره۶۰ هستم که با تلاش و کوشش و بدون هیچ چشمداشتی به ما خدمت میکنند؛ زیرا آنها نیز روزی مانند ما با حال خراب وارد کنگره شدهاند و همدرد ما هستند.
کمک من به کنگره این است که مانند این عزیزان آموزش بگیرم و بتوانم به دیگرانی که مثل ما حال خوب ندارند کمک کنم.
خدایا، به من توانایی بده تا در این مسیر سربلند بیرون بیایم.
سپاسگزار راهنمای خوبم هستم که با آموزشهای نابش مرا از حال بد به حال خوب رساند. بهترینها را برای ایشان آرزومندم.
رابطین خبری: همسفر پروانه، مرزبان خبری بوستان ولایت و همسفر سهیلا مرزبان خبری پارک پامچال قزوین
ویرایش و ارسال: همسفر لیلا رهجوی راهنما همسفر معصومه (لژیون هفتم) نمایندگی پرستار رشته ورزشی شطرنج دبیر سایت
گروه ورزش همسفران کنگره۶۰
- تعداد بازدید از این مطلب :
61