در این سیدی صحبت از سرمایه اجتماعی است، سرمایه اجتماعی چیست؟
سرمایه اجتماعی یعنی پول نداری ولی اگر پول خواستی همه حاضرند به تو پول بدهند و یا حتی حاضرند بلاعوض کمکت کنند و گاهی به دنبال این هستند که چه کاری داری تا برایت انجام بدهند.
حالا باید ببینیم چهکار کنیم که به این سرمایه اجتماعی که خیلی هم مهم است دسترسی پیدا کنیم.
اولینکار این است که ناخالصیها را از خودمان جدا کنیم، اینکار مثل گذشتن از یک اقیانوس است با یک پرش یا جهش نمیتوان از آن عبور کرد و باید ذرهذره با تزکیه و پالایش و آموزش از آن گذشت.
خلقت انسان و کائنات بر اساس قرارگرفتن انسان بر سر دوراهیهای خیر و شر و انتخاب او بنا شدهاست؛ یعنی انسان را خداوند خلق کرد ولی اختیار را هم به او داد و گفت بقیه راه را باید خودت بروی و زندگیت را رقم بزنی، یعنی همان لوح سفید که قرار است خودمان با اعمالمان و انتخابهایمان روی آن نقاشی کنیم. اینجاست که هرچه داناتر، عاقلتر و سپاسگزارتر باشیم با افراد بهتری برخورد میکنیم و این را میدانیم که همه انسانها خوب نیستند، همه یکرنگ نیستند، همه کامل نیستند، پس ارتباط خوبی میتوانیم بر قرار کنیم.
مورد دیگر اینکه بندها را باز کنیم، یعنی همه بندهای مالی، موادمخدر، الکل، تجسس، غیبت، قضاوت و ۰۰۰ آنموقع است که به آرامش میرسیم.
هربندی که باز شود به آرامش نزدیکتر میشویم. با بازشدن هر بندی یک پرده از جلوی چشم ما میافتد پس بهتر میبینیم.
برای بازکردن بندها باید تلاش کنیم، فکر کنیم، خودمان را جدی بگیریم، به خودمان ایمان داشته باشیم و بدانیم هر چقدر شکست بخوریم و زمین بیفتیم باز هم میتوانیم بلند شویم؛ ولی گاهی شایدخیلی تلاش میکنیم و به موفقیت لازم که مد نظرمان است نمیرسیم و اینجاست که باید بدانیم هنوز به آن پختگی و مرحله لازم نرسیدیم، پس باید به تلاشمان ادامه دهیم و نا امید نشویم تا زمان مورد نظر برسد. آنجاست که در نهایت ناامیدی، جرقههای نور را میبینیم. حتی اگر در همین زمان که هنوز احساس میکنیم موفق نیستیم به عقب برگردیم میبینیم که نسبت به قبل خیلی تغییر کردهايم و به یکسری نکات مثبت رسیدیم؛ چون برای رسیدن و وصال باید تحمل کنیم و قوی باشیم تا بتوانیم به آنچه میخواهیم برسیم.
این را بدانید که در نظام طبیعت ضعیف پایمال است، اصلا خلقت چنین است و باید برای رسیدن به آرامش و آسایش، تلاش کرد. باید بندها را باز کرد تا به نتیجه برسیم آنگاه کائنات بندهای محکمتری به ما میزند البته با این تفاوت که این بار بندها همه مثبت است و باعث میشود برعکس بندهای قبلی از زندگی لذت بیشتری ببریم؛ مثل اینکه بعد از باز کردن بندهای اعتیاد دچار بند راهنمایی، مرزبانی یا هر خدمت دیگری میشویم و درست است که بند است ولی لذتبخش است و دیدمان را به زندگی عوض میکند. اجازه میدهد از زیباییهای طبیعت لذت ببریم، خانوادهمان را ببینیم، بزرگ شدن فرزندانمان را ببینیم، از دیدن کوه و دریا لذت ببریم، همه را دوست داشته باشیم، آدمها را آنطور که هستند بپذیریم و بدانیم که اگر بدی میکنند از نادانی آنهاست و قطعا اگر کسی بداند بدی بد است آن را انجام نمیدهد.
باید بدانیم که مال دنیا مال وارث است و خیلی دنبال آن نباشیم؛ چون اگر خیلی مالاندوز شدیم آنموقع مجبوریم خیلی چیزها را به خاطر جمعآوری مال زیر پا بگذاریم و اطرافیان را از خود دور کنیم و آن لحظه شاید جیبمان پر شود ولی اطرافمان خالی میماند.
باید بدانیم برای زندگیکردن به دیگران نیازمندیم و هیچ انسانی به تنهایی قادر به ادامه حیات نمیباشد.
نویسنده: راهنما مسافر علیرضا
تایپ: مسافر مهدی خدادادی( لژیون پنجم)
ویرایش متن: مسافر محمود(نگهبان سایت)
ارسال: سایت نمایندگی ملاصدرا
- تعداد بازدید از این مطلب :
171