English Version
This Site Is Available In English

گروه خانواده- علم راستین در لابه‌لای نوشتارها

گروه خانواده- علم راستین در لابه‌لای نوشتارها

دنور راهنما همسفر وجیهه عضو لژیون سردار در برداشت خود از دستور جلسه «کمک کنگره به من و کمک من به کنگره» چنین نوشت؛ شما را به خواندن این مطلب دعوت می‌کنیم و از شما همراهان همیشگی سپاسگزاریم. 

خدا را شاکرم برای بودن در مکانی که هر لحظه حضور در آن من را به شناخت خود بیشتر نزدیک می‌کند، تمام لحظات حضور در کنگره را مرور می‌کنم، اولین هدیه کنگره۶۰ به من ایمان واقعی به قدرت مطلق بود، ایمانی از جنس امنیت، نور، امیدواری، کنار گذاشتن تمام تعصبات گذشته و ادامه دادن مسیر زندگی با آگاهی و علمی راستین. کنگره۶۰ به درستی مسیر تغییر و تبدیل را به من نشان داد، در هر لحظه از این تغییر تدریجی همراه من قدم برداشت، برای تغییرات راهنمایم دستم را گرفت، تا بتوانم آهسته به سمت نور و آگاهی قدم بردارم. کنگره به من هنر درست زندگی کردن را آموخت، برای هم‌سو کردن من با این آموزش‌ها هزینه بسیاری پرداخت کرد، انسان‌های خدمتگزار زیادی در این مسیر همراه من بودند و به من کمک کردند.

ابر و باد و مه و خورشید فلک را به کار گرفت تا من بتوانم جبران خسارت کنم، سال‌های زیادی در ناآگاهی به سر برده بودم؛ اما اکنون زمان بیدار شدن و تغییر بود تا به انسان بهتری تبدیل شوم. هر لحظه که در مسیر کنگره قدم برداشتم، ردپای فردی پیشرو را در مقابلم می‌دیدم. الگوهای بسیاری را به من نشان داد، کسانی‌که از سخن به نقطه عمل حرکت کردند و به سرمنزل مقصود رسیدند. می‌دانم سیستم کنگره۶۰ قبل از من در حال گردش بوده بعد از من و بدون من نیز این چرخه ادامه‌دار است؛ اما من بر این باورم که برای رسیدن به صلح و آرامش درونی باید خود را در این بازی شیرین سهیم کنم تا سهمی از آرامش نصیب روزگار من شود. بیرون از سیستم کنگره برای یک سطر آگاهی باید هزینه‌ای گزاف به قیمت عمرم پرداخت کنم؛ اما علم راستین در لابه‌لای نوشتارها و کتب کنگره وجود دارد که فهمیدن آن‌ها ارزش جنگیدن دارد. اگر در این مسیر بهایی هم پرداخت می‌کنم در برابر نتیجه به دست آمده بسیار ناچیز است.

شال راهنمایی از ارزشمندترین هدیه‌های کنگره۶۰ به من‌ بود، جبران این همه لطف برای من غیرممکن است؛ زیرا هر قدمی که من برای جبران بردارم باز لطفی مکرر به خود محسوب می‌شود. من راهنما شدم تا بتوانم کمک کوچکی به سیستم انجام دهم؛ اما چه چیزی می‌توانست به اندازه راهنما شدن، مرا به خود بشناساند؟ راهنما شدن لطف من به کنگره بود یا لطف کنگره به من؟ من عضوی کوچک از لژیون سردار شدم؛ اما باز هم این‌ کنگره بود که باعث شد حتی درآمد من هم در مسیری درست به رشد و تعالی برسد، پس نمی‌توانم بگویم این عضويت جبران لطف کنگره به من بوده است. اگر کنگره۶۰ در ظاهر امر از من برای به حرکت درآمدن سیستم استفاده می‌کند؛ اما در صورپنهان بارها و بارها باز مرا مدیون خود کرده‌است. بر خود واجب می‌دانم قدر تک‌تک لحظات حضور خود را بدانم، قدر فرصت به دست آمده را بدانم.

چه کسی می‌داند تا کی فرصت حضور دارد؟ من چه مدت و چند بُعد در رفت و آمد بوده‌ام تا مستحق این نعمت شدم؟ در کلام بزرگان آمده است که همانا فرصت‌های خوب مانند ابر در گذرند، امیدوارم قدر فرصت را برای بهتر بودن و بهتر عمل کردن بدانیم.  از دست و زبان که برآید کز عهده شکرش به در آید؟

نکته‌ای که بیان آن خالی از لطف نیست، این‌ است که آیا مسئولیت از دوش من با توجه به این‌که، کنگره لطف‌های بسیاری در حق من کرده است و من توانایی جبران آن را ندارم، برداشته می‌شود؟ برای فردی آگاه دانستن این نکته مانند یک موتور محرک عمل می‌کند، موتوری که هر لحظه فرد را تشویق می‌کند که در بهتر شدن حرکتِ سیستمی که آرامش خود را مدیون آن می‌داند؛ پیوسته قدم بردارد و از حرکت باز نایستد، این حرکت مداوم و اثربخش مانند یک سیکل خود را تغذیه می‌کند، در این حرکت چه فرد و چه سیستم به هم انرژی می‌دهند و خود را وام‌دار دیگری می‌دانند، با این روش به رشد خود و سیستم کمک می‌کنند و مدام در حال ازدیاد انشعاب خواهند بود، حرکتی که در ادامه منجر به فراگیرشدن بیشتر این آگاهی خواهد شد. آن‌جاست که امیدوارتر می‌شویم و می‌گوییم می‌رسند آنان که مشتاق رسیدن و سیراب شدن هستند.

رابط خبری: همسفر هستی رهجوی راهنما همسفر رویا (لژیون سردار)
ارسال: همسفر ملیحه رهجوی راهنما همسفر نرگس (لژیون اول) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی علی عصارزاده مشهد

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .