مشارکت همسفران نمایندگی اندیشه در مورد دستور جلسه: «کمک من به کنگره و کمک کنگره به من»
همسفر مژگان رهجوی راهنما همسفر ناهید (لژیون اول):
«آنچه باور است محبت است و آنچه نیست، ظروف تهی است.»
در خصوص دستور جلسهی «کمک من به کنگره و کمک کنگره به من»، باید بگویم که این دستور جلسه برای من یک چالش عمیق و قابلتأمل است؛ چراکه کمک کنگره به من، هم بار معنوی دارد و هم راهگشایی بسیار حکیمانهای است که سبک زندگی گذشته و حال مرا دچار تغییر کرده است.
کنگره با آموزشهای خود، مسیر نگاه و تفکر مرا عوض کرده و مرا به سمت آگاهی، تعادل و حال خوب هدایت نموده است. در مقابل، کمک من به کنگره، در واقع کمک به خودم محسوب میشود؛ زیرا هر خدمتی که در این مسیر انجام میدهم، در نهایت به رشد و آرامش درونی خودم بازمیگردد.
در حقیقت، کمک من به کنگره و کمک کنگره به من، هر دو در یک راستا قرار دارند؛ مسیری که هدف آن رسیدن به حال خوب، رشد انسانی و حرکت در مسیر صراط مستقیم است. بسیار از جناب آقای مهندس دژاکام سپاسگزارم و از خداوند متعال شاکر و سپاسگزارم که گذرگاه زندگی من، این مسیر مقدس و نورانی قرار گرفت. با سپاس از شما عزیزان که به من فرصت مشارکت دادید.
.jpg)
همسفر معصومه رهجوی راهنما همسفر ناهید (لژیون اول):
کنگره۶۰ یک زندگی دوباره را به من هدیه داد. درست در زمانی که از همه جا ناامید بودم، به لطف خداوند و بزرگواری آقای مهندس، مسیر کنگره برایم باز شد و حالم روزبهروز بهتر شد.
حالا نوبت من است که بتوانم جبران محبت کنم؛ اینکه فرمانبرداری و خدمت کردن میتواند مرا آرام کند. امیدوارم بتوانم در کنگره۶۰، خدمتگزار و ثابتقدم باشم.
همانگونه که دیگران کاشتند و ما برداشت کردیم، ما هم باید بکاریم تا دیگران بهرهمند شوند.
همسفر پروانه رهجوی راهنما همسفر فاطمه (لژیون دوم):
اولین کمککننده به من، کمک علمی بود. کنگره۶۰ صورت مسئلهی اعتیاد را به ما آموخت و ما با استفاده از علم و دانش کنگره، مفهوم اعتیاد را شناختیم. کنگره به من یاد داد که چگونه با علم و آگاهی، زندگی کنم.
از زاویهای دیگر، تمام امکانات مادی کنگره۶۰ از قبیل جا و مکان مناسب، پذیرایی، صندلیها، امکانات ورزشی و صدها عامل عادی دیگر، به وسیلهی همین کنگره مهیا شد تا من همسفر با آرامش و آسایش بهتر بتوانم در کلاسها شرکت کنم و به رهایی برسم.
حال، اولین خدمت من به کنگره این است که قدردان و سپاسگزار کمکهایی باشم که از سوی کنگره به ما شده است. باید آنها را درک کنم، احساس کنم و سعی کنم در جهتی حرکت کنم که این کمکها و انرژی صرفشده هدر نرود و در صراط مستقیم باشم.
در کنگره۶۰، باید مسافر و همسفر خوبی باشم و کاری کنم که کمکهای کنگره برای ما مؤثر باشد و به گونهای عمل کنم که راهنمای ما و کنگره۶۰ از ما خشنود و راضی باشند.

همسفر زهرا (ب) رهجوی راهنما همسفر ناهید (لژیون اول):
مسافری دارم که در ابتدا راه خود را نمیدانست. مسیرش را گم کرده بود و از بس بیراهه رفته بود، دیگر هدفی برای ادامه نداشت. به جای کسب علم و آگاهی، تسلیم شیطان درون خود شده بود. گفته شد که کنگرهای هست که مرد بزرگی آن را رهبری میکند و چرخ آن با مشارکت تمامی اعضا میچرخد. پس از تحقیق و کسب آگاهی، همسفر مسافرم شدم تا با همراهیام او را از بیراههها نجات دهم.
ما با همدلی دست یکدیگر را برای مشارکت محکم گرفتیم. این مشارکت دو نفره بود تا به خانواده بزرگ کنگره۶۰ برای مشارکتی عظیمتر بپیوندیم. ما دو نفر وظایفی داریم که باید به آنها عمل کنیم، حتی اگر مسافرم بارها و بارها بیراهه برود. کنگره نیز وظایفی دارد که ممکن است گاهی کاستیهایی داشته باشد؛ اما با هدف رشد و آگاهی که دارد، به خوبی به تعهدات خود عمل میکند.
هنگامی که وارد کنگره شدم، متوجه شدم که باید گوش به فرمان باشم، قوانین کنگره را رعایت کنم و در نهایت خدمت کنم. کنگره به عنوان یک علم، با آموزشهای خود و بالا بردن سطح آگاهی من، به من کمک میکند تا مسیر زندگیام مشخص شود و در این مسیر به صلح و آرامش برسم.
مشارکتی بالاتر و بهتر از این چه میتواند باشد؟ همه دست به دست هم میدهیم تا برای نجات و درمان و به کمال رساندن تکتک اعضای حاضر در کنگره تلاش کنیم.
مطمئنم که در نهایت هر مسافری در کنار همسفرش با کمکهای فکری و همراهی آگاهان کنگره به سلامت به مقصد خواهد رسید.
رابط خبری: همسفر مرضیه راهنمای تازه واردین
عکاس: همسفر زهرا رهجوی راهنما همسفر ناهید (لژیون اول)
ویرایش: همسفر زهرا رهجوی راهنما همسفر فاطمه (لژیون دوم) نگهبان سایت
ارسال: همسفر مهتاب رهجوی راهنما همسفر فاطمه (لژیون دوم) دبیر سایت
همسفران نمایندگی اندیشه
- تعداد بازدید از این مطلب :
75