کمکی که روزی از سر همدلی انجام شد، تغییر در زندگی دیگری؛ همان تجربه، نگاه ما به جهان را دگرگون کرد و معنای تازهای به انسان بودن ما بخشید. در خدمت همسفر دلسوز و دختر مهربان هستیم که روزی، دست یاری پدر خودشان را گرفتند و با ایشان هم مسیر شدند.
همسفر سمانه به همراه مسافر صفدر با آنتی ایکس شیره، تریاک وارد کنگره شدند. با روش DST و با داروی OT سفر کردند. سفر اول ۱۲ ماه، رهایی ۷ سال، ۱ ماه و ۲ روز آزاد رها هستند. با راهنمایان مسافر اسماعیل و همسفر لیلا. ورزش همسفر والیبال، شنا و ورزش مسافر شنا.
کدام بخش از زندگی شما به وسیله کنگره۶۰ رشد پیدا کرد؟
قدر مسلم همه ما میدانیم که در مسیر کنگره حرکت کردن تماماً رشد است؛ اما نکته قابل توجهی که در زندگی من سمانه رخ داد، پس انداز کردن بود. تا قبل از ورود به کنگره به هیچ عنوان معنی پس انداز را نمیدانستم؛ اما با ورود در این مسیر سبز به خوبی آموزش گرفتم که در زندگی، در تمام سطوح پسانداز کردن نقش حائز اهمیتی دارد که این موضوع رشد عظیمی در زندگی من داشت چه مالی چه اجتماعی. تا قبل از کنگره به هیچ عنوان معنای واقعی گذشت را نمیدانستم؛ اما با آموزشهایی که از کنگره و تک تک اعضا دریافت کردم متوجه شدم که گذشت هم خود به نوعی پس انداز است. زمانی شخصی مغرور و پر از منیت بودم که روابط اجتماعی خوبی نداشتم؛ اما با ورود در کنگره۶۰ توانستم این غول بیشاخ و دم را شکست دهم تا در آرامش و آسایش زندگی کنم و اکنون شاهد رشد خود هستم. به امید روزی که الگوی خوبی برای هم نوعان خود باشم.

کدام وادی کنگره۶۰ بیشترین تغییر را در شما بوجود آورد؟
قطع یقین وادی پنجم معجزهای بود در زندگی که تاکنون مشاهده نکرده بودم. صبر را آموختم؛ زیرا بدون صبر رسیدن ممکن نیست. وقتی بتوانم صبر را در زندگی خود کاربردی کنم قطعا میتوانم آرام آرام و ذره ذره گذشت را در زندگی کاربردی کنم. اگر بخواهم از نظر مالی بگویم، زمانی بود حتی نمیتوانستم از کمترین و ناچیزترین دارایی که دارم ببخشم؛ اما با ورود در این مکان مقدس آموختم که باید گذشت چه از جان چه از مال؛ همانگونه که آقای مهندس از جان و مال خود گذشتند تا مسافران و همسفرانی چون ما به آرامش برسیم. خوشبختانه با آموزشهایی که از کنگره و راهنما همسفر لیلا آموختم، توانستم ببخشم. حداقل کاری که توانستم انجام دهم، در لژیون سردار عضو شدم ابتدا سال اول سردار، سال دوم و سوم دنور شدم تا بتوانم ذره ذره جبران خسارت کنم.
به نظر شما چطور میتوان از حرمت و ارزشهای کنگره۶۰ نگهداری کرد؟
با حفظ قوانینی که هر جلسه برایمان بازگو میشود؛ زیرا با رعایت کردن قوانین، حرمت بین خود و اعضا حفظ میشود و از بروز مشکلات متعدد جلوگیری میکند. پس من سعی میکنم تجسس نکنم، قضاوت نکنم تا بتوانم ارزش و حرمت کنگره۶۰ را حفظ کنم و منبع آموزشی باشم برای دیگران. زمانی میتوانم از آموزشها و حرمت کنگره نگهداری کنم که مراقب گفتار، کردار و پندار خود باشم؛ زیرا من یک عضوی از اعضای کنگره۶۰ هستم و میتوانم یک الگو باشم برای اطرافیانم که در کنگره حضور ندارند. زمانی که شخص تازهواردی وارد کنگره شده و ناآگاه است؛ اگر رفتار ناشایستی با من داشته باشد، بتوانم از رفتارها و سخنهای زشت خودداری کنم؛ قطعا ابتدا ارزش و حرمت کنگره و سپس ارزش، حرمت خود را حفظ کردهام.
کنگره در سختترین لحظه زندگی شما چه کمکی به شما داشته است؟
در سختترین لحظه زندگی به من یادآور شد که صبر داشته باش؛ گرچه تصمیم گیری، صبر در هنگام ناراحتی و هزار بار شکستن خیلی دشوار است؛ اما نتیجه صبر چندین برابر شیرینتر از آن تلخی اول است. زمانی که در تاریکیها بودم کنگره۶۰ آغوشش را بر من گشود و با مهربانی، روی خوش من را به آغوش کشید؛ تا امروز به همسفری آرام تبدیل شوم و آرامش را در زندگی لمس کنم و در آخر ببخشم تا بخشیده شوم.
به عنوان کلام آخر اگر پیام یا مطلبی را دوست دارید بفرمایید
امیدوارم که سمانههای زیادی با وادی پنجم به زندگی برگشته باشند. با صبوری بذر خوبی بکارند و با توکل؛ یقیناً در زمان مشخصی برداشت خواهند کرد، نوبت باران محفوظ است. قدردان آقای مهندس و راهنما همسفر لیلا و تک تک اعضای کنگره۶۰ هستم و امیدوارم نور خدمت عظیم به زندگیشان برگردد که برای من نوری در تاریکی بودند.
عکاس: همسفر فاطمه.ج رهجوی راهنما همسفر منصوره (لژیون هفتم)
مصاحبه کننده: همسفر سهیلا رهجوی راهنما همسفر لیلا (لژیون دوم)
ویرایش و ارسال: همسفر فاطمه.و رهجوی راهنما همسفر منصوره (لژیون هفتم) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی صادق قم
- تعداد بازدید از این مطلب :
57