شیشه اولین بار در سال ۱۳۸۷ وارد کشور شد. به عنوان یک داروی محرک در بین افراد شیوع پیدا کرد، طرفدار زیادی هم پیدا کرد و به جایی رسید که در مکانهای ورزشی و سالنهای زیبایی آن را به عنوان یکی از مکملها استفاده میکردند. آقایمهندس همان سال فرمودند: «سونامی به اسم شیشه در راه است». این شیشه به عنوان یک کالا به نظر میآمد مثل هایپ به شیشه نگاه میکردند. در حال حاضر شیوعی که در قدیم بوده را الان نداریم. یک مصرفکننده تریاکی از رانندگی کردن میترسد؛ ولی یک مصرفکننده شیشه از هیچ چیز و هیچ کس نمیترسد. شیشه باعث میشود که حسهای فرد بسته شده و شخص هیچ احساسی نداشته باشد. خدا را شکر شیشه با متد DST هم درمان شد و این معجزهای بود که در درمان DST بهوجود آمد.
کارهای ما باید عاقلانه و نه حسابگرانه باشد. ما در کنگره با چند نفر دوست میشویم و در انجام کاری با آنها مشارکت میکنیم این کار اشتباه است؛ باید حسابگرانه باشد. کشاورز خوب آن است که آب زیادی به درختان ندهد؛ چون درختی که مرتب آب بخورد ریشههایش سست میشود. ریشههای درخت در خاک میگردند و آب را درون خاک پیدا میکنند؛ ولی وقتی مداوم آب پای درخت باشد ریشه در عمق خاک نفوذ نمیکند و این ریشه است که درخت را در مقابل باد و طوفان محافظت میکند. زمانیکه آب رایگان بخورد در مقابل باد و طوفان میوههای درخت میریزند و ریشه قدرت تحمل نگه داشتن درخت را ندارد. برای انسان هم همینگونه است، اگر همه چیز به راحتی، بدون تلاش و زحمت بهدست آورد؛ باید منتظر یک سری عواقب باشد، توان او کم شده، با مشکل روبرو میشود و دیگر شادی و توانایی ندارد، پس آب یا خشکی به اندازه، قدرت درخت را زیاد میکند.
راهنما در رهجو؛ باید نیاز او را بیابد، در جهت برطرفکردن نیاز رهجو قدم بردارد و به او آدرس بدهد. سفر اولی باید به این قدرت تشخیص برسد که بین نیاز خود و خواسته نامعقول تفاوت قائل شود. اگر در رهجویی نیاز بهوجود بیاید، مرتب و منظم و به موقع جلسات را میآید و آموزش میگیرد تا به دانایی برسد. اگر رهجویی دنبال خواستهها یا رویاهای خودش است و اینگونه سفر میکند؛ باید راهنما با او قاطعانه و محکم برخورد کند.
وقتی ما به خواستههای نامعقول دیگران یا خودمان جواب بدهیم، آنگاه قدرت از ما گرفته میشود و اینجا است که دیگر جواب نه نمیتوانیم بگوییم و برخلاف خواسته خود انجام میدهیم، پس یکی از هنرهای ما در آموزش که باید انجام دهیم این است که بین خواستهها تفاوت قائل شویم؛ باید تمرین کنیم تا به این تشخیص برسیم.
سه نوع ویروس داریم: ۱) ویروسی که باعث مریضی در انسان میشود مثل ویروس سرماخوردگی یا ویروس ایدز و ویروسهای دیگر است. ویروس به ترکیبات بدن وصل میشود، شروع به تخریب سیستم بدن میکند و ممکن است باعث مرگ یک نفر شود. ۲) ویروسهای کامپیوتری، ویروسهایی هستند که ما در کامپیوتر و موبایل با آنها سروکار داریم. زمانیکه ارتباطی نیست ویروس هم وجود ندارد؛ ولی زمانیکه کامپیوتر را به اینترنت وصل میکنیم و جستوجو میکنیم آنگاه ویروس منتقل میشود. ۳) ویروسهایی که در اندیشه انسان یا در ذهن انسان وارد میشوند، ویروس هایی که وارد قلعه عقل میشوند. این ویروسها حقههای نفس هستند؛ چون شکل موجهی دارند که آدم را گول میزنند، وارد فکر ما میشوند، شروع به خرابکاری میکنند و تخریب زمانی رخ میدهد که میبینیم شخص بعد از مدتی پرت و پلا میگوید، از چیزهای درست، نتیجه غلط یا برداشت اشتباهی میگیرد. این آدم ویروس ذهنی یا فکری گرفته، ویروس وقتی وارد انسان میشود تواناییهای شخص پایین میآید و خیلی احساس پریشانی میکند.
برداشت من از این سیدی این بود که امیدوارم آنقدر آموزش ببینم تا به آن نقطه تشخیص برسم و ویروسها را از هم تشخیص بدهم، ذهن و افکار من درگیر حقه نفس نشود تا ذهن در آرامش باشد.
رابطخبری: همسفر فاطمه رهجوی راهنما همسفر مریم (لژیون دوازدهم)
عکاس: همسفر محبوبه رهجوی راهنما همسفر فاطمه (لژیون هشتم)
ویراستاری و ارسال: همسفر ملیحه دبیر سایت
همسفران نمایندگی هاتف
- تعداد بازدید از این مطلب :
78