کنگره برای من فقط یک مجموعه یا مسیر درمانی نبوده و نیست؛ کنگره نقطهای است که نگاه من به زندگی، به خودم، به مسئولیتهایم و به مفهوم رشد، تعادل و رهایی را بهطور اساسی تغییر داد. کمکی که کنگره به من کرده، نه یک کمک مقطعی و نه یک حمایت سطحی بوده، بلکه کمکی عمیق، ریشهای و ماندگار بوده که پایههای فکری و رفتاری من را از نو ساخته است.
این تحول برای من که سالها در فضای ورزش، بهویژه والیبال و در جایگاه ورزشبان حضور داشتهام، معنا و عمق بیشتری پیدا کرده، زیرا بهروشنی دیدم همان قوانینی که یک مسابقه سالم والیبال را شکل میدهد، دقیقاً همان قوانینی است که کنگره برای ساختن یک زندگی سالم به انسان آموزش میدهد. در والیبال آموختهام که هیچ بازیای بدون قانون، هیچ تیمی بدون نظم و و هیچ پیشرفتی بدون تمرین مستمر و زمان اتفاق نمیافتد و کنگره نیز همین اصل را به من آموخت؛ اینکه تعادل نتیجه عجله، هیجان یا تصمیمهای احساسی نیست، بلکه حاصل آموزش، صبر، استمرار و اجرای درست قوانین است.
من در مسیر کنگره یاد گرفتم که اصلاح از فکر آغاز میشود و بعد به رفتار میرسد و این همان چیزی است که در ورزش حرفهای هم دیده میشود؛ تا زمانی که تکنیک یک بازیکن اصلاح نشود، انتظار عملکرد درست از او بیمعناست. بهعنوان یک ورزشبان والیبال، بارها دیدهام که یک تصمیم نادرست یا یک واکنش احساسی چگونه میتواند کل جریان بازی را به تنش بکشاند و به همین دلیل نقش آموزش، آرامش و عدالت برایم پررنگتر از همیشه بوده است.
کنگره به من کمک کرد تا این نگاه را عمیقتر کنم و بفهمم عدالت واقعی، چه در زمین مسابقه و چه در زندگی، زمانی شکل میگیرد که قانون با آرامش، قاطعیت و بدون تعصب اجرا شود.
این آموزشها باعث شد بتوانم فشارهای زمین مسابقه، اعتراض بازیکنان و حساسیت لحظات سرنوشتساز را بهتر مدیریت کنم و بدانم که حفظ تعادل، مهمترین وظیفه یک ورزشبان حرفهای است؛ همان تعادلی که کنگره سالهاست آن را بهعنوان اصل درمان و رهایی آموزش میدهد.
آموزشهای کنگره فقط به نقش ورزشی من محدود نماند و بهطور مستقیم در روابط اجتماعی، خانوادگی و کاری من اثر گذاشت. همانطور که در والیبال، کار تیمی بدون احترام متقابل معنا ندارد، در زندگی هم بدون احترام، نظم و پذیرش مسئولیت، رشد اتفاق نمیافتد. امروز میدانم اگر میتوانم در شرایط پرتنش آرام بمانم، اگر میتوانم تصمیم درست بگیرم و اگر میتوانم نقش خودم را بدون توقع دیدهشدن انجام دهم، بخش بزرگی از آن حاصل آموزشهایی است که در کنگره دریافت کردهام.
این مسیر به من آموخت که همانطور که ورزشبان برای دیدهشدن سوت نمیزند، بلکه برای اجرای عدالت سوت میزند، خدمت در کنگره نیز برای عنوان و جایگاه نیست، بلکه برای حفظ سلامت مسیر است.
از همین درک بود که به این نتیجه رسیدم دریافت این حجم از آموزش و آگاهی، بدون بازگرداندن ارزش، نوعی بدهکاری است و من نمیخواهم فقط یک دریافتکننده باقی بمانم. همانطور که در والیبال، موفقیت یک مسابقه حاصل همکاری بازیکنان، کادر فنی و داوری منصفانه است، کنگره۶۰ نیز با مشارکت آگاهانه اعضایش زنده و پویا میماند. به همین دلیل تصمیم گرفتم مشارکتم با کنگره، مشارکتی جدی، گسترده و مداوم باشد و از تجربه حضورم در فضای ورزش والیبال، از نظم، قانونمداری، مسئولیتپذیری و کار گروهی، برای تقویت پیام کنگره استفاده کنم. برای من مهم نیست این مشارکت در چه قالبی باشد یا چقدر دیده شود؛ همانطور که نبود یک ورزشبان منصف شاید بیشتر از حضورش دیده شود، اما حضور درست اوست که بازی را سالم نگه میدارد.
درک من از مشارکت با کنگره یک رابطه دوطرفه سالم است؛ همانگونه که کنگره با آموزش، ساختار و هدایت درست به من کمک کرد مسیر زندگیام اصلاح شود، من نیز وظیفه دارم این آموزشها را در عمل پیاده کنم و سهم خودم را در رشد این جریان سالم ادا کنم. انتظار من از کنگره در این مسیر، امتیاز یا جایگاه خاص نیست، بلکه قرار گرفتن در مسیر درست خدمت، دریافت اصلاح و راهنمایی بهموقع و رشد تدریجی در چارچوب قوانین است؛ درست مانند یک ورزشبان والیبال که با هر مسابقه، با هر تجربه و حتی با هر اشتباه اصلاحشده، پختهتر و دقیقتر میشود.
امروز با اطمینان میگویم که کنگره برای من یک نقطه شروع بوده، نه یک ایستگاه موقت، و مشارکت من با کنگره۶۰ ادامه همان مسیری است که با آموزش آغاز شده و با خدمت معنا پیدا میکند.
همانطور که در والیبال، رعایت قانون، احترام به داوری و پذیرش نقشها باعث شکلگیری یک بازی سالم و حرفهای میشود، در زندگی نیز آموزشهای کنگره زمینهساز تعادل، آگاهی و رشد پایدار است.
نویسنده: همسفر مهسا نمایندگی حافظ رشته ورزشی والیبال
رابط خبری: مرزبان خبری همسفر شیرین پارک حافظه اندیشه
ویرایش و ارسال: همسفر لیلا رهجوی راهنما همسفر معصومه (لژیون هفتم) نمایندگی پرستار رشته ورزشی شطرنج دبیر سایت
ورزش همسفران کنگره۶۰
- تعداد بازدید از این مطلب :
596