کنگره مکان مقدس و امنی میباشد که همه ما در آن احساس آرامش و امنیت میکنیم. شاید یکی از معدود مکانهایی است که همسفران خانم در کنار مسافران آقا بدون هیچ مشکلی و دغدغه حضور پیدا میکنند و از آموزشهای ناب کنگره بهرهمند میشوند. وقتی که فرصت بینظیر درمان مسافرین بهصورت ویژه و با داروی OT انجام میگیرد و همسفران هم باتوجه به آسیبهای روحی و جسمی فراوانی که از بابت سالها مشکلات مسافران خود دیدهاند با بهترین حالت و در کنار راهنمایان آموزشدیده سفر میکنند. کمترین وظیفه ما رهجویان، چه مسافر و چه همسفر، بازپرداخت بدهی بهصورت زبانی، دلی و مالی میباشد.
در واقع کمک کنگره به من کاملاً مشخص و واضح است. حال این سؤال پیش میآید که کمک من به کنگره آیا قابلیت این را دارد که موهبتی را که در اختیارمان قرار گرفته جبران نماییم؟ وقتی آقای مهندس به عنوان بنیان کنگره میگوید: «من هنوز به کنگره بدهکارم.» ما کجای کار قرار داریم؟ پس باید از عصاره جانمان ببخشیم و به قول استاد امین اگر توانستیم جای زخم، بخشش را در وجودمان حس کنیم و هیچگونه چشمداشتی و توقع جبرانی نداشته باشیم، آنگاه میتوانیم ادعا کنیم که آموزشهای کنگره کاملاً ما را متحول کرده و اثرگذار بوده است.
انسانها موجودات فراموشکاری هستند و همانطور که آقای مهندس در فایلهای آموزشی به آن اشاره میکند، هنگامی که انسان به یک جایگاه و مقامی میرسند گذشته خود و همینطور کسانی را که در این راه به او کمک کردهاند را فراموش میکنند. دستور جلسه این موضوع را به من یادآوری میکند که گذشته خود را قبل از آمدن به کنگره فراموش نکنم، قدرشناس باشم، قدر کسانی را که در اینجا بدون هیچ چشمداشت و منتی خدمت میکنند بدانم، فرمانبردار باشم تا بتوانم فرمانده خوبی بشوم و در این راه هر خدمتی که از دستم بر میآید، هرچند کوچک انجام دهم تا در شادی و حال خوش افرادی که تازه وارد کنگره شدهاند سهم اندکی داشته باشم.
چگونه میتوانم به این موضوعاتی که در بالا عنوان نمودم برسم؟ آقای مهندس در چندین سخنرانی، گفتگو و در فایلها خود راه رسیدن به خواستههای انسان متحول شده را تزکیه و پالایش میدانند و میفرمایند: «بدون تلاش و کوشش و متحمل شدن رنج و سختی امکان ندارد هیچ شخصی دانایی کسب کند و آن تحول و تکامل را در خود ایجاد کند.» پس نتیجه میگیریم ما به عنوان رهروان و شاگردان ایشان مؤظفیم در راهی که گام نهادهام استوار و ثابتقدم باشیم و باز هم به قول ایشان مانند چوب جارویی نباشیم که با هر نسیمی خم میشود؛ بلکه مانند درختی محکم و استوار بوده که با هیچ طوفانی سر خم نکنیم. در پایان از قدرت مطلق سپاسگزارم که در زمانی از زندگی خود قرار گرفتم که بتوانم از دانش و تجربیات این اقیانوس بیکران نهایت بهره و استفاده را ببرم و شادیهایم را با دیگران به اشتراک بگذارم.
نویسنده: همسفر فرشته
ویرایش و ارسال: همسفر رخساره نگهبان سایت
همسفران نمایندگی تختجمشید شیراز
- تعداد بازدید از این مطلب :
210