دستور جلسه این هفته شامل دو بخش است ا- کمک کنگره به من ۲- کمک من به کنگره، بخش اولش یادآور روزهایی است که من تازه وارد کنگره شده بودم با ظاهری کاملاً سالم؛ اما با روحی خسته، ذهنی آشفته و دلی پر از ترس و ناامیدی. کنگره فقط جایی برای درمان مسافرم نبود، کنگره جایی بود که منِ همسفر دیده شدم، جایی که بدون قضاوت و سرزنش توانستم خودم را بشناسم. کنگره به من آرامش داد و یاد گرفتم؛ اگر حال من خوب باشد، حال خانوادهام نیز خوب میشود؛ اگر من تغییر کنم همه چیز تغییر میکند.
دیدگاه من قبل از ورودم به کنگره این بود که اینجا فقط مرکز درمان اعتیاد است؛ اما وقتی در مسیر کنگره قرار گرفتم با جهانی روبهرو شدم که انواع و اقسام روشها در دلش جاری بود. روشها و درمانهایی که در بیرون از کنگره؛ اگر بخواهم استفاده کنم باید بهای زیادی بابت آنها پرداخت کنم و در آخر نتیجه مطلوبی هم ندارد. کنگره۶۰ جایی است که مسافر با حال خراب وارد این مسیر میشود و بعد از گذشت ۱۰ ماه با آموزشهایی که دریافت میکند و با روش DST آقای مهندس به رهایی میرسد. عدهای با کمبود وزن یا اضافه وزن که در بیرون از کنگره نتوانستن راه چارهای پیدا کنند؛ اما در اینجا با قرار گرفتن در لژیون جونز با همان روش DST میتوانند به وزن متناسب برسند و اینها بخش کوچکی از کمکها و معجزات کنگره است.
اگر بخواهم از کمکهایی که کنگره برای من و امثال من انجام داده است بگویم به اندازه یک کتاب میشود، کمک کنگره به من این بود که در این مسیر یاد گرفتم؛ برای انجام کارهایم اول تفکر کنم، در زندگیم هدف داشته باشم و برای رسیدن به خواستهها و اهدافم حرکت کنم و مسئولیت انجام کارهایم را بپذیرم، یاد گرفتم برای به دست آوردن هر چیزی باید بهای آن را پرداخت کنم. من در اینجا نظم، انضباط و برنامهریزی را یاد گرفتم و دیدگاهم نسبت به همه چیز متفاوت شده است؛ حتی در برابر مشکلات و سختیهایی که سر راهم قرار میگیرد با دید متفاوت به آنها نگاه میکنم و از آنها درس بزرگی میگیرم. من این آموزشها را به غیر از کنگره در هيچ جای دنیا نمیتوانستم پیدا کنم و بابت هر لحظه حضورم در کنگره خدا را شاکر و سپاسگزارم.
بخش دوم این دستور جلسه، کمک من به کنگره است. من با قرار گرفتن در مسیر آموزش، با سر وقت حضور داشتن، با نوشتن سیدیها، با رعایت قوانین و حرمتهایی که آقای مهندس در نظر گرفته است، با خدمت کردن خالصانه به هم نوعان خودم، با قرار گرفتن در لژیون سردار؛ شاید بتوانم ذرهای کمک کرده باشم. من با آرامشی که از کنگره دریافت کردهام باید با رفتار، گفتار و کردارم این آرامش را دوباره به کنگره برگردانم و برای پیشرفت اهداف کنگره۶۰ تمام تلاشم را انجام بدهم. با تمام این کارهایی که انجام میدهم و خیال میکنم کمکی است برای کنگره، سخت در اشتباهم؛ چون با انجام تک تک مواردی که گفته شد بازم حال من خوب میشود؛ پس من در مسیر کنگره هر کاری انجام دهم باز هم بدهکار کنگره و آقای مهندس هستم. در پایان از خداوند تشکر میکنم که به من اجازه داد در این مسیر قرار بگیرم، از تمام خدمتگزارانی که بیادعا چراغ این راه را روشن نگه داشتهاند سپاسگزارم و امیدوارم من هم بتوانم قدردان این نعمت بزرگ باشم.
نویسنده : مرزبان همسفر سعیده
عکس: همسفر مریم رهجوی راهنما همسفر زینب (لژیون دوم)
ویرایش و ارسال: همسفر زهرا رهجوی راهنما همسفر ملیحه (لژیون اول) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی آزادشهر
- تعداد بازدید از این مطلب :
99