نگاهی به تربیت انسانی در کنگره ۶۰
فراموشی در ذات انسان، پدیدهای دو وجهی است؛ از سویی موجب رهایی از دردها و سختیهای گذشته میشود و از سوی دیگر، میتواند انسان را از یادآوری محبتها و زحمات دیگران بازدارد. در کنگره ۶۰، این مفهوم جایگاهی بنیادین دارد؛ زیرا به اعضا آموخته میشود که با شناخت، تشخیص و عمل، میان این دو وجه تمایز قائل شوند. این مقاله با تکیه بر تجربه زیسته نویسنده بهعنوان یکی از اعضای کنگره ۶۰، نقش فراموشی، قدردانی و خدمت را در فرآیند رهایی از اعتیاد و رشد شخصی بررسی میکند. یافتهها نشان میدهد سپاسگزاری آگاهانه و خدمت داوطلبانه نهتنها موجب پایداری درمان میشود بلکه بستری برای رشد درونی، آرامش ذهنی و بازسازی هویت انسانی فراهم میآورد.
انسان ذاتاً موجودی فراموشکار است؛ این ویژگی گاهی چون نعمتی، دردها و شکستهای گذشته را محو میکند و گاهی چون آفتی، سپاس و قدردانی را از یاد میبرد. در متون دینی و فرهنگی ما، بر یادآوری نیکیها و شکرگزاری بسیار تأکید شده است. شعر معروف «ابر و باد و مه و خورشید و فلک در کارند، تا تو نانی به کف آری و به غفلت نخوری» یادآور همین معناست؛ یعنی آگاهی نسبت به کوششها و الطاف پیرامون ما.
کنگره ۶۰ بهعنوان جمعیتی مردمی برای درمان اعتیاد، ساختاری آموزشی و اخلاقی بنا نهاده است که انسان را از تاریکیهای ناآگاهی به روشنایی دانایی هدایت میکند. در این مسیر، فراموش نکردن گذشته و سپاس از راهنمایان، خدمتگذاران و خانواده، بخش مهمی از درمان محسوب میشود.
فراموشی؛ بعد مثبت و منفی
فراموشی در زندگی، دو چهره دارد. وجه مثبت آن، رهایی از تلخیها و ناکامیهاست تا انسان بتواند دوباره برخیزد و ادامه دهد. اما وجه منفی آن، از یاد بردن زیباییها، محبتها و فرصتهای ارزشمند است. در کنگره ۶۰، اعضا میآموزند که فراموشی منفی میتواند مانع رشد شود و موجب بیمعرفتی گردد. بنابراین، تمرین آگاهی و یادآوری نیکیها بهعنوان تمرینی روحی و انسانی معرفی میشود.
شناخت، تشخیص و عمل؛ مثلث درک و تغییر
یکی از پایههای فکری کنگره ۶۰ مثلث «شناخت، تشخیص و عمل» است. این سه، زنجیرهای از رشد فکری و رفتاری را میسازند:
شناخت: فهم درست از مسئله، مثلاً درک واقعی اعتیاد و ماهیتش.
تشخیص: تمایز درست از نادرست بر مبنای علم و تجربه.
عمل: اجرای آگاهانه آنچه صحیح تشخیص داده شده است.
بدون عبور از این سه مرحله، هیچ تغییر پایداری رخ نخواهد داد.
کمکهای کنگره در مسیر رهایی
آموزش و علم: فراگیری دانش درمان از طریق روش علمی DST که فرایندی تدریجی، منطقی و مبتنی بر زمان است.
امکانات محیطی: فراهمآوردن فضای امن، ورزشی و آموزشی که موجب تمرکز و آرامش ذهن میشود.
آزادی انتخاب: یادگیری اینکه هر انسان مسئول تصمیمهای خویش است و میتواند مسیر رشد یا سقوط خود را برگزیند.
روح همدلی: شکلگیری دوستیهای صادقانه که بدون قضاوت و انتظار، بر پایه مهربانی و اشتراک مسیر بنا شدهاند.
این کمکها رایگاناند، اما از اعضا انتظار میرود در قالب خدمت و سپاسگزاری، سهم خود را در بقای این چرخه ادا کنند.
سپاسگزاری و خدمت؛ بهای معنوی نجات
در مکتب کنگره ۶۰، خدمت کردن ـ از نگهبانی و مرزبانی گرفته تا پذیرایی و مشارکت در گلریزان ـ نشانهای از آگاهی است، نه وظیفهای تحمیلی. خدمت، پلی است میان دریافت و بخشش؛ راهی برای پرداختِ دِینِ اخلاقی به جمعی که مسیر روشن زندگی را فراهم کرده است.
سپاسگزاری زبانی اولین قدم است، اما سپاسگزاری واقعی در «عمل» تجلی دارد.
نتیجهگیری
فراموشی اگر آگاهانه مدیریت شود، میتواند ابزار رشد باشد، اما اگر با بیتوجهی همراه شود، انسان را از آگاهی، سپاس و درک محروم میکند. در کنگره ۶۰، آموزشِ قدردانی، شناخت و خدمت بهعنوان ابزار رهایی، نه فقط از اعتیاد، بلکه از جهل و خودخواهی معرفی میشود. این نظام آموزشی و انسانی ثابت کرده است که تغییر واقعی تنها زمانی ممکن میشود که انسان فراموش نکند از کجا برخاسته، چه کسانی یاریگر او بودهاند و اکنون چگونه میتواند خود یاریرسان دیگران باشد.
«دیگران کاشتند تا ما بخوریم، ما میکاریم تا دیگران بخورند.»
تایپ:همسفر نوشآفرین رهجوی راهنما همسفر زهرا (لژیون اول)
عکس،ویرایش و ارسال:همسفر لیلا نگهبان سایت
- تعداد بازدید از این مطلب :
52