«کمک من به کنگره و کمک کنگره به من»
«و چون در دریا به شما خوف و خطری میرسد، در آن حال بهجز خدا همه را فراموش میکنید؛ آنگاه که خدا شما را از خطر نجات داد، باز از خدا روی میگردانید و انسان، کفرکیش و ناسپاس است.»
سوره اسرا / آیه ۶۷
فرد مصرفکننده، همانند سایر انسانها، در ابتدا برای انجام اهداف و مأموریتهایی قدم به حیات میگذارد، ولی با انحرافی کوچک و قدم نهادن در راه کج و رفتن به بیراههها و آشنا شدن با جادوی هفترنگ مواد مخدر که در ابتدا بسیار جالب و جذاب است، از مسیر منحرف میشود.
خشم، نفرت، حسادت و دیگر حسهای منفی او را در چنگال تیز خود فرو میبرد؛ گیرندههایش از کار میافتد و دریافتهای همیشگی را ندارد و تمام حسهایش آلوده میشود. حتی اختلالات زیادی در اخلاق، رفتار، گفتار، حواس، قدرت تمرکز، یادگیری و خواب و… در او ظاهر میشود؛ تا حدی که اوضاع بسیار آشفته شده و حتی انجام امور روزمرهٔ زندگی هم برایش دشوار و ارتباط با اطرافیان برایش سخت و سختتر میشود.
کنگره ۶۰ با استفاده از داروی OT و روش DST، جایی است که انسانیت را در مصرفکننده احیا میکند.
مصرفکنندهٔ مواد مخدر، زمانی که درمان میشود و به رهایی و آزادی میرسد، بسیاری از رنجها، مصیبتها و گرفتاریهای زمان اعتیاد خود را فراموش میکند. فراموش میکند چه کسی و چه کسانی به او کمک کردهاند و چه کمکهایی به او شده است تا به رهایی و آزادی برسد.
هرچند ما معتقدیم که تمام بار مسئولیت درمان اعتیاد به عهدهٔ خود فردی است که میخواهد از اعتیاد رها شود، اما نمیتوانیم منکر کمک و راهنمایی فرد، افراد و یا سیستمی باشیم که ما را در رسیدن به رهایی یاری رسانده است.
وقتی به واژهٔ «کمک» از سوی کنگره ۶۰ فکر میکنیم، میبینیم طیف وسیعی از انواع کمکها درون این واژه نهفته است.
کنگره به من آموزش داد چگونه سپاسگزار و قدردان باشم، چگونه بخشی از مال خود را ببخشم. کنگره به من آموزش داد تغذیهٔ سالم داشته باشم. کنگره به من امید داد؛ گفت تغییر ممکن است.
کنگره به من عشق بلاعوض را آموزش داد؛ عشقی که بهوضوح میبینیم ایجنت، راهنمایان و تمامی خدمتگزاران، چهبسا از راه دور و با تمام مشکلات و تلاطمهای روزگار و بدون هیچ چشمداشتی، با تمام توان خدمت میکنند.
حالا من برای کنگره ۶۰ چه کاری انجام دادم؟ چه قدمی برداشتم؟ در وادی یازدهم، آقای مهندس انسان را به دو بخش تقسیم کردهاند؛ بعضی از انسانها فقط دریافتکنندهاند و تنها اطلاعات، آگاهی، معرفت، مال و اموال را میگیرند و بازپرداختی ندارند و مثل شورهزار میمانند؛ ولی بعضی از انسانها هستند که همانطور که علم، آگاهی، معرفت و محبت را دریافت میکنند، بازپرداخت دارند. این افراد مانند رودخانهای زلال هستند.
یکی از مسئلههای بسیار مهم، تغییر خودم است. وقتی آموزش میگیرم و آن را در زندگی اجرا میکنم، در واقع به کنگره کمک میکنم؛ چون یک عضو سالم، یک الگوی زنده از اثرگذاری متد کنگره میشوم.
کمک من به کنگره، خدمت کردن است؛ چه میکروفنگردان باشد، چه مهماندار، چه نظافت، آبدارخانه، سایت، دبیر، نگهبان، عکاس و هر مسئولیتی که به من سپرده میشود. این خدمات شاید ساده به نظر برسند، اما دقیقاً در پس همین کارهای کوچک، مسئولیتهای بزرگ سپرده میشود. در کنار همین خدمتهاست که منیت کنار میرود، غرور میشکند، نظم شکل میگیرد و دانایی آرامآرام ایجاد میشود.
یکی از نکات بسیار مهم در کنگره ۶۰ و مکمل درمان، در کنار بازسازی روح، جسم و جهانبینی و رسیدن به تعادل، فعالیت در پارک است. در کنار هم قرار گرفتن در یک فضای امن، قطعاً منجر به داشتن جسم و روانی پاک و سالم میشود.
و در آخر، همهٔ ما نگهبانان این راه روشن هستیم. کمک ما به کنگره، کمک به خودمان است. هرچه بیشتر کمک کنیم، بیشتر دریافت میکنیم. این قانون کنگره ۶۰ است: عطا کن تا عطا شوی.
به قلم: مسافر راهنما هادی
تایپ: مسافر سعید
تنظیم: مسافر سعید
- تعداد بازدید از این مطلب :
116