ما اکثراً تنها به جهان میآییم. وقتی از مادر متولد میشویم، تنها هستیم و در دوران کودکی با خود و تواناییها و قدرتمان آشنا میشویم و در جمع قرار میگیریم و بهصورت اجتماعی زندگی میکنیم؛ چون انسان ذاتاً فردی اجتماعی است و نمیتواند بهصورت تنها زندگی کند. اما وقتی میخواهیم حداکثر استفاده را از حیات ببریم و از زندگی بهره بگیریم، دچار مشکلات میشویم و این مشکلات در زندگی ضروری هستند. مهمترین قسمت زندگی همینجاست که باید به تواناییهایمان دست پیدا کنیم تا بتوانیم از مشکلات عبور کنیم. زندگی بدون مشکل معنا ندارد. مشکلات لعنت خداوند نیستند، بلکه رحمتاند برای قوی شدن ما؛ چون پایان هر مشکل سرآغاز مشکل دیگری است و این ادامه دارد. آقای مهندس در اینجا اشارهای به یک مثلث کردند که اگر این موضوع را رعایت کنیم، میتوانیم از مشکلات عبور کنیم و به تواناییها دست پیدا کنیم. اول اینکه قدرت تفکر داشته باشیم. اشاره به وادی اول میکند که هر موجودی باید ابتدا تفکر کند.
دوم، قدرت انجام عمل داشته باشد که وادی پنجم در کتاب عشق است. تفکر، قدرت مطلق حل نیست، بلکه توأم با رفتن و رسیدن آن را کامل مینماید. یعنی اینکه تفکر را عملی کنیم. وقتی تفکر در ذهن ما است قوه میباشد و وقتی به عمل تبدیل شود، فعل میگردد. سوم اینکه قدرت فیزیکی بدن را هم در نظر بگیریم. در بعضی از مکتبها جسم را چیز بیارزشی میدانند که باید از بین برود. در بعضی کلیساها کشیشهایی هستند که آنقدر به خودشان ریاضت میدهند تا بدنشان ضعیف شود و در آخر از بین برود. در صورتی که این شهر وجودی ماست که وقتی خداوند در ابتدا این شهر را سالم و پاک به ما داده باید آن را قویتر کنیم. اما متأسفانه کارهایی میکنیم که بدن ما ضعیف و ناپاک میشود. اگر این مثلث را رعایت کنیم، بدون هیچ ابهامی از این مرحله حیات عبور خواهیم کرد و در پایان سفر زندگی که تنها هستیم، با این مثلث دیگر تنها نیستیم و سربلند از این بُعد خارج میشویم و رنج ما به گنج تبدیل میگردد. ولی اگر این مثلث را نداشته باشیم، در این دنیا و آن دنیا دست خالی و تنها هستیم.
آقای مهندس در ادامه به آبهای زیرزمین اشاره کردند که طبقهبندی شدهاند و به یک شکل نیستند و هرچه به طبقات پایینتر زمین و لایههای مختلف زمین میرویم، به آبهای سالم و تصفیهشده میرسیم. انسان هم همینطور است؛ در حلقههای آفرینش مرحلهبهمرحله تسویه میشود. انسان مثل آبهای زیرزمین در هر یک از ابعاد مختلف، مازاد خودش را جا میگذارد و تسویه میشود. انسان موجودی جاری است و در ابعاد مختلف پالایش میشود که این پالایش انسان را صیقل میدهد؛ چون نفس انسان دارای نار است و باید در مراحل مختلف زندگی تبدیل به نور شود و ناخالصیها را از خودش دور کند. که مثال سوار و سوارکار را زدند که سوار جسم انسان و سوارکار نفس انسان است که باید هر دو در این سفر زمینی میزان شوند. پس وقتی تزکیه انجام شود، جسم مسئولیتپذیر میشود، حتی برای فرامین الهی آماده میشود و وقتی تزکیه و پالایش کاملاً انجام گیرد، انسان برای امتحان الهی آماده میشود و نقطه تحمل فرد بسیار بالا میرود بهصورتی که میتواند رنجها و مصیبتها را تحمل کند و آن موقع جزو بندگان خاص خداوند میشود و این پاداشی است که خداوند به بندگان صالح میدهد.
منبع: سیدی چرا میآییم؟
نویسنده: همسفر انسیه رهجوی راهنما همسفر زهرا (لژیون اول)
رابطخبری: همسفر ماهرخ رهجوی راهنما همسفر زهرا (لژیون اول)
ارسال: همسفر ملک رهجوی راهنما همسفر مبینا (لژیون سوم) دبیر سایت
همسفران نمایندگی پردیس
- تعداد بازدید از این مطلب :
79