همسفر طاهره لژیون سوم
همانا انسان به پروردگار خویش ناسپاس است، زیرا انسان زمانی که در تاریکیست، رها شدن را یک امر محال میبیند به هر ریسمانی چنگ میزند و حاضر است هر کاری انجام دهد تا طعم شیرین رهایی را بچشد. مسافران ما مرتب سقوط آزاد داشتند و ترکهای متعدد داشتند و وارد گروههای مختلف میشدند برای ترک اعتیاد اما نتیجه نمیگرفتند؛ اما زمانی که در کنگره به راحتی به درمان رسیدند و طعم شیرین رهایی را چشیدند بسیاری از مشکلات و سختیهای دوران تاریکی را فراموش کردند.
کنگره سراسر معجزه است حتی فردی که میماند و خدمت میکند تا بدهی حال خوش امروزش را بپردازد با خدمت کردن حال او بهتر و بهتر میشود و این نیز لطف کنگره به ماست. علم و دانش کنگره در هر زمینهای بسیار به ما کمک میکند و مهمترین آن هنر زندگی کردن و جهانبینی است. علم کنگره نه تنها اعتیاد را درمان کرده بلکه بسیاری از بیماریها را نیز درمان کرده، چقدر کسانی که اسلیو معده میکردند و رودههای خود را کوتاه میکردند، اما بعد از مدتی بر میگشت؛ ولی در کنگره به راحتی با روش دژاکام مشکل چاقی و لاغری را درمان میکند، حتی کسانی که کمک مالی میکنند چندین برابر پول آنها باز میگردد و کسی که وقت میگذارد زمان او با برکت برمیگردد، این به معنی بازگشت زمان نیست به این معنی است که سطح انرژی شخص بالا رفته و در طول روز چندین کار مختلف را انجام میدهد؛ ولی در زمانی که مصرف کننده بود به زور و زحمت حتی یک کار را نمیتوانست انجام بدهد ما باید قدردان کنگره و آقای مهندس باشیم. حداقل کاری که من باید در قبال کنگره انجام دهم این است که خدمتگزار باشم و در جهت صراط مستقیم حرکت کنم تا نیروهایی که برای کمک به من صرف شد هدر نرود و کمکهای کنگره به من موثر واقع شود و برای دریافت شال نارنجی تلاش کنم تا بتوانم به انسانهای بیشتری کمک کنم طوری عمل کنیم که کنگره از ما راضی و خوشنود باشد و این را بدانیم که هرگز پرچم کنگره روی زمین نمیماند و من باید خیلی خوشحال باشم که اذن خدمت برای من صادر گردیده است.
همسفر شهلا لژیون سوم
من قبل از کنگره خیلی ناامیدی بودم و از همه جا بریده بودم و با خدای خودم راز و نیاز و گریه میکردم که خدایا کمک کن مسافرم از دام اعتیاد و تاریکی بیرون بیاید و همه راهها را رفتیم؛ ولی به در بسته میخوردیم تا خداوند راه کنگره را در مسیر زندگی من و خانوادم قرار داد و وارد کنگره شدیم و مسافر من به درمان رسید. خودم خیلی حالم از مسافرم بدتر بود و با آموزشهای کنگره از ضدارزشهای کم شد و به آرامش و آسایش رسیدم و خدا را شکر میکنم برای وجود کنگره و آموزش خوب که به من درست زندگی کردن را آموخت حالا باید جبران حال خوش خودم را پرداخت کنم و یاد گرفتم ببخشم از تمام وجودم با جان و دل و خدمت کنم. زمانی که خدمت کردن را شروع کردم روز به روز حالم خوب شد و در امور مالی، از سبد شروع کردم و در لژیون سردار خدمت میکنم. امیدوارم که خداوند این خدمت را از من قبول کند؛ چون دیگران کاشتند من خوردم و باید من هم کمک کنم که دیگران هم بیایند و به آرامشی که من رسیدم برسند و از آقای مهندس و خانواده محترمشان سپاسگزارم که چنین بستری برای ما فراهم کردند تا بیایم و به حال خوش برسم.
همسفر مریم لژیون سوم
به نظر من بزرگترین کمک را کنگره به ما میکند؛ زیرا اگر این مکان امن نبود من و مسافرم به درمان و حال خوب نمی رسیدیم. پس کنگره و جهانبینی کنگره، اولین قدم را برای ما برداشت و بدون هیچ گونه چشم داشتی تمام آموزش های خوب و ناب را از طریق راهنماها در اختیار ما گذاشت و توانستیم با این آموزشها از طرف تاریکی به سمت نور و روشنائی حرکت کنیم. کمک من به کنگره ۶۰، کنگره ۶۰ نیازی به کمک من ندارد من اگر کمکی کنم در اصل به خودم و دیگران کمک کردم، چون در کنگره ۶۰ کمک کردن چه مالی و چه جانی کمک به خود فرد و به آینده بچهها و اطرافیانمان است؛ چون با این کار به آرامش و حال خوش میرسیم و باعث میشود من احساس کنم که قطرهای از این اقیانوس بیکران هستم، باعث می شود احساس کنم که هستم وجود دارم.
رابط خبری: همسفر طاهره (لژیون سوم)
ویرایش و ارسال: همسفر معصومه نگهبان سایت
نمایندگی ساوه
- تعداد بازدید از این مطلب :
97