English Version
This Site Is Available In English

هیچ کلام بی‌پایان وجود ندارد

هیچ کلام بی‌پایان وجود ندارد

همسفر ملیحه به همراه مسافر خود با آنتی‌ایکس مصرفی شیره و تریاک وارد کنگره شدند، ۱۸ماه سفر کردند به راهنمایی راهنما مسافر اصغر و راهنمایی راهنما همسفر مریم به روش DST، با داروی OT، اکنون پنج سال و یازده ماه و هجده روز است که با دستان پر مهر آقای‌مهندس آزاد و رها هستند،

اینک به واسطه تجلیل ایشان مصاحبه‌ای ترتیب داده‌ایم که تقدیم نگاه شما مهربانان همیشه همراه می‌نمائیم.

لطفاً بفرمائید این پروسه خدمت، جهان‌بینی شما را تا چه اندازه توانسته در زندگی تغییر دهد؟

در طول خدمت مفهومی که از جهان‌بینی دریافت کرده‌ام این بود که جهان‌بینی به مفهوم تغییر نگرش در زندگی افراد است و برای این تغییر نگرش فرد بایستی به قدرت و توانایی دست پیدا کند و بتواند ماهیت ساختارهای خود را تشخیص دهد؛ زیرا در بسیاری از موارد ساختاری در یک فرد خصوصاً در جایگاه همسفر ایجاد می‌شود که ظاهراً منطقی و بسیار عالی است؛ اما با بررسی بیشتر و مراجعه شخص به درون خویش این ساختار آن‌چنان مؤثر و سازنده نیست و حس‌هایی پشت این قضیه هستند که بیشتر از نیروهای منفی نشأت می‌گیرند، به طور مثال؛ بسیاری از مواقع محبت و دوست داشتن با حس مالکیت یا قدرت‌طلبی اشتباه گرفته می‌شود و این موارد باعث می‌شود همسفر خود را یک مهره سوخته فرض کند که پیامد آن ترس، خشم، نفرت و موارد دیگر می‌شود؛ زمانی راهنما می‌تواند رهجو را متوجه مشکل او کند، که آن اتفاق در قلب خود رخ داده باشد، یعنی قلب خود از این موضوع شفا گرفته تا بتواند مشکل رهجو را متوجه شود، در غیر این صورت راهنما و رهجو هر دو در دام گرفتار خواهند شد، زیبایی خدمت راهنمایی این است که به اجبار بایستی، ابتدا یک سری کشفیات را در بیرون تحت عنوان علم جهان‌بینی به درون خود برده و تغییراتی در خود ایجاد کند تا در نهایت این تغییرات در ظاهر و سپس به صو‌ر‌پنهان به رهجو منتقل شود، مطلبی که شاید از رُخ دادن آن بسیار خرسندم این است که، آن‌قدر پذیرش من در بسیاری از مسائل زیاد شده که گاهی مواقع؛ حتی نتوانسته‌ راه‌حلی برای مشکل خود پیدا کنم؛ اما به دلیل این‌که پذیرش آن موضوع برای من به وجود آمده، به راحتی توانسته‌ام به آرامش برسم، کنگره باعث شد حس ناامیدی در من از بین برود؛ چرا‌که دور خود حصاری از غم و اندوه می‌ساختم و تمام زندگی من را تحت تأثیر قرار می‌داد؛ اما اکنون در مواجه با مشکلات اولین چیزی که در من جرقه می‌زند نور خداوندی است که هر نا‌ممکنی را ممکن می‌سازد.

برای ما بیان کنید: چه پارامترهایی می‌تواند باعث قدرتمند شدن یک لژیون شود؟

جناب مهندس چند هفته گذشته در کارگاه آموزشی چهارشنبه اتمام حجت کردند و فرمودند: ما در کنگره معتاد ترک نمی‌دهیم؛ بلکه راهنما پرورش می‌دهیم، به نظر من لژیونی که مبنای سخن‌های درد و دل گونه را به سمت تغییر خواسته‌های افراد از سطح پایین به سطح بالاتر رشد دهد، می‌تواند لژیون قویتری باشد؛ برای این کار تنها کافیست مطالب درسی کنگره مبنای عملکرد لژیون واقع شود (که قطعا برای کار کردن آنها راهنما در طول چهار سال نیز زمان کم می‌آورد) همین‌طور لژیونی موفق است که تمامی حرمت‌ها و قوانین درج شده در کنگره را رعایت کند، به طور مثال: لژیونی که راهنما یا رهجویان برای کارگاه آموزشی حضور نداشته باشند، صد‌در‌صد نمی‌تواند بازدهی خوبی داشته باشد.

تجلیل، یعنی تغییر جایگاه از یک مرحله به مرحله‌ای دیگر، با نزدیک شدن به این تغییر جایگاه، چه حسی در درون شما شکل گرفته است؟

صحبت کردن از حس این اتفاق بسیار دشوار است؛ زیرا اگر بگویم یکی از بهترین اتفاقات زندگی من دریافت شال خدمت راهنمایی است، بی‌راه نگفته‌ام؛ اما کلام اساتید آقای‌مهندس است که می‌فرمایند: خرما هم اگر بیش از حد بر درخت بماند تکلیف آن مشخص است که چه می‌شود؛ با توجه به ایمانی که به علم و کلام آقای‌مهندس دارم قطعاً قانون خدمت چهار ساله بهترین زمان برای تشکیل ظرفیت برای خدمت‌های دیگر است و خوشحال هستم که خداوند به من توفیق و اجازه داد تا در جایگاه خدمت به بندگانش آموزش بگیرم، امیدوارم توانسته باشم تأثیر مثبتی بر روند زندگی رهجویان خود گذاشته باشم و در ادامه نیز اگر لایق باشم خدمتگزار کنگره باشم.

 

اگر بخواهید ماحصل آموزش‌های خود را برای ما در یک جمله بیان کنید، چه موضوعی بیشترین اولویت را برای شما دارد؟

مطلبی که همیشه به رهجوهای خود می‌گفتم این بود که، خود را از مشکلات بزرگتر ببینید و هیچ زمان ترس به دل خود راه ندهید، حتی اگر یک مسیر جواب مشکل شما را نداد باز هم تلاش کنید؛ زیرا قطعاً مسیرهای دیگری وجود دارد که شما هنوز آن‌ها را طی نکرده‌اید، پس حق ناامید شدن ندارید؛ زیرا به گفته آقای‌مهندس بزگترین گناه بشریت، ناامیدی است.

سؤال مشترکی که از تمام راهنمایان تجلیل شده می‌پرسیم، اگر بخواهید به عملکرد چهارساله خود نمره بدهید چه نمره‌ای است؟

قطعاً ملیحه امروز با ملیحه چهارسال پیش بسیار تفاوت دارد و این برای خود من نمره بسیار خوبی محسوب می‌شود، به خاطر دارم که در سفر دوم به واسطه خدمت سایت در هفته دیده‌بان خدمت آقای ترابخانی برای انجام مصاحبه رفتیم، سؤالی تقریباً با همین مضمون در مورد نمره راهنما پرسیدیم، ایشان گفتند: هر راهنما در جایگاه صد خود را می‌گذارد و به همین دلیل، رهجوها با حس، راهنما را انتخاب می‌کنند، قطعاً به صد آن راهنما نیاز دارند، اکنون ممکن است صد یک راهنما با راهنمای دیگر تفاوت داشته باشد؛ اما نیاز راهنما و رهجو را برطرف می‌کند، من همیشه تلاش کرده‌ام در هر جایگاه خدمتی صد خود را بگذارم، اکنون تا چه اندازه موفق بوده‌ام، خدا می‌داند.

کلام پایانی:

به قول جناب زرکش در کنگره هیچ کلام پایانی وجود ندارد، زیرا کنگره، من و شما هستیم و از کنگره روزی می‌خوریم؛ اما پایان مصاحبه را به تشکر‌ها اختصاص می‌دهم هر اندازه از خداوند تشکر کنم باز هم نمی‌توانم لطفی که کنگره در حق من روا داشته را به جا آورم، از آقای‌مهندس بی‌نهایت، سپاسگزارم که اجازه خدمت به من دادند، از خانم آنی بزرگ، استاد امین، خانم آنی کماندار و خانم شانی سپاسگزارم، از راهنمای عزیزم خانم مریم نوروزی تشکر می‌کنم که نور خدمت را در قلب من راه دادند، از رهجویان عزیزم سپاسگزارم که قدرت راهنما بودن را در من افزایش دادند، خدا‌را‌شکر که چهار سال در کنار هم مشق عشق را آموختیم، از خانم نرگس عزیز ایجنت شعبه و ایجنت‌های قبل خانم محبوبه عزیز و خانم لیلا عزیز متشکرم، از مرزبانان این دوره و مرزبان‌ دوره قبل بی‌نهایت سپاسگزارم و در نهایت از شما اعضای سایت بابت خدمات خالصانه‌تان تشکر می‌کنم.

طراح سؤال: همسفر عاطفه رهجوی راهنما همسفر سمیه (لژیون بیستم)

مصاحبه‌کننده و ویرایش: همسفر زهره رهجوی راهنما همسفر خدیجه (لژیون نوزدهم)
عکس: همسفر فریناز رهجوی راهنما همسفر زهره (لژیون سوم)
ارسال: همسفر آرزو رهجوی راهنما همسفر زهرا ( لژیون یازدهم)
همسفران نمایندگی سلمان فارسی اصفهان

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .