در هستی یک سیستم نظارتی وجود دارد که بر ما نظارت میکند و آگاهی آن از ما بیشتر است. این سیستم باتوجهبه اختیاری که خداوند به انسان تفویض فرموده و بر مبنای اعمال گذشته ما، برای انجام هر کاری اذن آن را به ما میدهد یا نمیدهد. خداوند ناظر بر عملکرد و شرححال ما است. در تمام سطوح زندگی، اجازه در دست خداوند است و به همین دلیل توکل میکنیم و این بر اساس حکمت است.
آقای مهندس میفرمایند: «انسان اختیار دارد که انتخاب کند؛ اما پس از انتخاب دیگر چیزی دست او نیست». انسان هر انتخابی که میکند باید قوانین آن را نیز رعایت کند و بپذیرد. برای مثال هنگامی که فردی را انتخاب کرده و با او ازدواج میکنیم باید قوانین مربوط به ازدواج را رعایت کنیم.
همه انسانها در تمام مراحل زندگی در هر جایگاهی که قرار میگیرند عین عدالت است؛ زیرا آن جایگاه نتیجه انتخاب خود انسان است. یک سری از رویدادهای زندگی در آرشیو فکری ما است و به آن دسترسی داریم و یک سری اتفاقات از روز الست تا امروز توسط ما شکلگرفته و در آرشیو ما موجود است؛ اما به آن دسترسی نداریم.
از این سیدی چنین برداشت کردم که اگر مسافر من رها نمیشود باید بدانم اذن رهایی او توسط خداوند صادر نشده است. برای هر کس زمانی تعیین شده که از این بعد وارد بعد دیگر شود و هنگامی که زمان آن مشخص شد هیچکس نمیتواند برای جابهجاکردن آن زمان هیچ کاری انجام بدهد، اما اگر شخصی بخواهد؛ مثلاً با خودکشی در تعیین زمان مرگ خود دخالت کند، فرشته مرگ او را تحویل نمیگیرد و تا فرارسیدن روز موعود که از قبل تعیین شده بود باید عذاب بکشد.
اذن بر مبنای اعمال، رفتار و کردار ما صادر میشود و به حرکتها و خواستههای ما بستگی دارد و پیشینه ما نیز در صدور اذن دخیل است. تنها راه برای اینکه درهای رحمت الهی به روی ما باز شود و اذنها صادر شوند تزکیه و پالایش است. وقتی بخواهیم از ظلمت خارج شویم و به نور برسیم باید تحمل، ظرفیت و ارزش آن نور را داشته باشیم؛ در غیر این صورت دچار تخریب میشویم.
بین ما و افرادی که با آنها پیوند محبت داریم در این جهان و سایر جهانها هیچ خداحافظی وجود ندارد. خداوند در آسمانها و زمین به یکمیزان وجود و حضور دارد و نمیتوان گفت کدام جهان واقعیتر یا بالاتر از سایر جهانها است و علم ساکنان کدام جهان بیشتر است؛ زیرا موضوعاتی که در زمین مورد بحثوبررسی قرار میگیرد، در آسمان نیز همینگونه است.
ضدارزشها موجب بستهشدن حس میشوند و فردی که حسهایش بسته شود غم و شادی را احساس نمیکند. حسکردن غم و شادی برای انسان ارزش محسوب میشود. برای باز شدن حس فردی که حسهایش بسته شده تزکیه و پالایش راه چاره است. اگر خواسته تزکیه نفس در انسان وجود داشته باشد و آن را به انجام برساند، در ادامه علاوه بر بازشدن حسها به آرامش و آسایش دست مییابد.
تزکیه و پالایش ذرهذره باید انجام گیرد. سنگ که سمبل سختی است بهوسیله آب که سمبل نرمی است سوراخ شده و حتی میشکند؛ بنابراین انسان با صبر و استمرار در تلاش و تزکیه میتواند به سختترین ضدارزشها غلبه نموده و راههای درست را انتخاب کند و درهای بسته مقابل او باز شوند. انسان اگر ظرفیت چیزی را نداشته باشد ممکن است؛ مانند نارنجک عمل کند؛ یعنی ابتدا خوش منفجر شود و در ادامه، ترکشهای آن به اطرافیان او آسیب وارد کند. چنانچه در مسیر درست حرکت کنیم، نیروهای ماورایی به کمک ما میآیند تا درهای بسته را بگشاییم.
منبع: سیدی «اذن و آتش ویرانگر»
نویسنده: راهنمای تازهواردین همسفر سمیه
رابط خبری: همسفر طیبه رهجوی همسفر مینا (لژیون دوم)
عکاس: همسفر اکرم رهجوی همسفر محبوبه (لژیون یکم)
ویرایش و ارسال: راهنما همسفر افسون نگهبان سایت
همسفران نمایندگی نائین
- تعداد بازدید از این مطلب :
49