English Version
This Site Is Available In English

گروه خانواده- در کنگره از تاریکی‌ها به سمت نور حرکت می‌کنیم

گروه خانواده- در کنگره از تاریکی‌ها به سمت نور حرکت می‌کنیم

جمعی از همسفران لژیون سردار پیرامون دستور جلسه «کمک کنگره به من و کمک من به کنگره» چنین نوشتند؛ شما را به خواندن این مطالب دعوت می‌کنیم و از شما همراهان همیشگی سپاسگزاریم.

سلام دوستان آسیه هستم یک همسفر 

به نظر من کم‌ترین کمک کنگره به ما رهایی مسافرم از بند مواد بود، بزرگترین کمک کنگره به ما در سایه آموزش‌هایی که می‌بینیم، اصلاح جهان‌بینی من و مسافرم بود. دیدگاه تازه‌ای به زندگی و جهان ما داد، دیدگاهی که درهیچ مدرسه و دانشگاهی تدریس نمی‌شود. کنگره هیچ قسمت زندگی ما را بدون آموزش رها نکرده است؛ حتی آداب معاشرت، غذا خوردن و...  در بیان کلی یک مکتب انسان‌ساز کامل است، من می‌دانم که باید تمام رابطه‌ها دو‌طرفه باشد یعنی درقبال این‌ همه خدمت و کمک بی‌چشم داشت کنگره، باید من هم به کنگره خدمت کنم که این خدمت می‌تواند در جنبه‌های مختلف باشد، من با عضویت در لژیون سردار می‌توانم خدمت مالی کنم، با عضویت در گروه‌های مختلف خدمت‌گزار کمک کنم و باز هم در اصل این کمک به کنگره نیست بلکه به زندگی من است.

سلام دوستان مهین هستم یک همسفر

من اگر برگردم و به گذشته خود نگاه کنم و آن بنای خرابی را که داشتم با بنای آباد اکنون مقایسه کنم، نمی‌توانم با یک جمله یا یک متن خدمت کنگره را به خود بیان کنم؛ وقتی بر می‌گردم به گذشته نگاه می‌کنم آن همه تخریب که در من و مسافرم وجود داشت با نسخه هیچ روان‌کاو و مشاوری درمان نمی‌شد. من با ورود به کنگره و آموزش گرفتن توسط راهنمای خوبم خیلی چیزها یاد گرفتم، کنگره به من کمک کرد تا بتوانم بنای ویران گذشته که در آن سرگردان بودم را با آموزش آباد کنم، کنگره را می‌توان همان ریسمان از جانب خدا توصیف کرد که در دستان مهندس دژاکام قرار دارد و هرکس با ورد به کنگره می‌تواند با چنگ زدن به این ریسمان از ظلمت به نور، از قهر به مهر و از تاریکی به روشنایی برسد؛ اما کمک من به کنگره، من هنوز اول راه هستم، آنقدر قدم‌هایم محکم و استوار نشده که دست توان‌مندی برای جبران این همه لطف و رحمت داشته باشم و فقط می‌توانم با رعایت اصول و قوانین کنگره با نظم و انضباط و کوشا بودن در فراگیری آموزش‌های کنگره بوده و سپاس‌گزار این همه خدمت باشم.

سلام دوستان زهرا هستم همسفر حبیب

دیدن یک مصرف‌کننده در خانواده دچار تخریب اعضای خانواده می‌شود، مسافر من وارد کنگره شد و حال‌خوش کنگره نصیب دل ما شد، کنگره همان طنابی بود که از اوج تاریکی به روشنایی ما را هدایت کرد، زندگی ما احیا شد و همچنان در حال بازسازی است مادر قبال این کمک مدیون هستیم و باید با خدمت کردن به اعضای کنگره کوشا باشیم حال فرقی نمی‌کند در کجا باشیم، در آبدارخانه خدمت کنیم یا در سایت و یا پذیرایی، حتی با عشق راهنما شویم و سعی بر گسترش علوم کنگره۶۰ داشته باشیم.

سلام دوستان معصومه هستم یکم همسفر 

کمک کنگره، من و مسافرم را از درون زندگی که تماماً تاریکی و ظلمت بود بیرون کشید و در مسیر نور و روشنایی قرار داد و با آموزش‌های ناب خود باعث شد زندگی سراسر در جهل و تاریکی را به زندگی سالم در آگاهی و رسیدن به روشنایی تبدیل کنیم و بتوانیم تخریب‌هایی که به زندگی خود و اطرافیان وارد کرده‌ایم را تا حدی جبران کنیم. اما کمک من به کنگره، به نظر من با هیچ چیز جبران نمی‌شود و نخواهد شد، سعی می‌کنم در قبال این عشق به هم‌نوع و کمک بزرگ مهندس دژاکام از نظر مالی و همچنین در نگهداری و خدمت به این جمعیت احیای انسانی کوشا باشم و در حدتوان خود در راستای رساندن پیام کنگره به گوش انسان‌های خواستار درمان و رهایی تلاش کنم تا بتوانند مانند من و خانواده‌ام آرامش و آسایش را به زندگی خود هدیه کنند.

سلام دوستان بهار هستم همسفر خلیل

اول سخن را این‌گونه آغاز می‌کنم! من با همراهی اعضای لژیون قصد خدمت به کنگره را داشتیم تا صدای حال‌خوش ما شنیده شود و چگونه کنگره در پاسخ به این همراهی به ما یاری رساند تا آینده‌ای روشن‌تر پیش رو داشته باشیم.در طول سال‌های اخیر، من با انگیزه‌ خدمت به جامعه‌ در فعالیت‌های داوطلبانه شرکت کردم، دیدگاه‌های مختلفی را جمع‌آوری کردم، اکنون در این مکان در جلسات عمومی و کارگاه‌های آموزشی مشارکت فعال دارم و به این درک رسیدم هیچ‌کجا به اندازه‌ی کنگره‌۶۰ برایم مفید نبوده و نتیجه مطلوب نداشته است. ارتباط من با کنگره باعث شد تا مشکلات زندگی‌ام به چشم بیاید و راه‌حل‌های عملی برای آن‌ها جست‌وجو کنم. از این همکاری، من تجربه کردم که وقتی صدای یکدیگر به صورت سازنده و منسجم، یک‌صدا و به نظم برسد، گام‌های واقعی برای بهبود زندگی برداشته می‌شود. کنگره نیز از این همراهی سود برده است. با شنیدن دغدغه‌های من و استفاده از بازخوردهای جامعه در فرایند قانون‌گذاری، فرصت‌ها و طرح‌هایی برای بهبود آموزش و رشد فردی من شکل گرفت. برای من و کسانی که مانند من به آینده‌ای بهتر امیدوار بودند، این حمایت‌ها به معنی دسترسی بیشتر به فرصت‌ها، خدمات پایدارتر و امید عمیق‌تری به آینده بود. این رابطه برای من یادآور این است که کار جمعی و احترام به رأی و دیدگاه یکدیگر می‌تواند مسیر زندگی‌ها را تغییر بدهد. از شما سپاسگزارم که با اعتماد و تلاش، این همکاری را ممکن ساختید. من به تعهد خود نسبت به خدمت در جامعه و همراهی با کنگره ادامه می‌دهم تا صدای هم باشیم، در قانون‌مندی و رسالت خود هم محور باشیم. برای من و خانواده‌ام این ارتباط معنای تازه‌ای داشت، امید و حس تازه برای خود و فرزندان من بود. مهندس دژاکام از شما سپاسگزارم که این مسیر را برای ما روشن ساختید.

سلام دوستان زهرا هستم یک همسفر

در مورد دستور جلسه، اگر بخواهم مشارکت کنم باید بگویم کمکی که کنگره و مهندس به تمام کسانی که در ظلمت و تاریکی قرار دارند کرده است، با هیچ کاری قابل جبران نیست؛ زیرا کمکی عظیمی است. ولی ما هم می‌توانیم با فرمان‌برداری از قوانین کنگره۶۰، قانون یازدهم، با آموزش گرفتن صحیح، در راه درست بودن، از ضدارزش‌ها دور بودن و گوش به فرمان راهنما بودن، کمک اندکی به این مکان مقدس کرده باشیم.

سلام دوستان وجیهه هستم  همسفر ناصر

کنگره را به مانند ریسمانی می‌بینم که با چنگ انداختن به این ریسمان می‌توانم از سمت تاریکی به سمت نور و روشنایی بروم. من در قبال این هدایت مدیون هستم، باید برای پابرجایی این مکان مقدس تلاش کنم. باید قدردان باشم و در صدد جبران برآیم، هرچند از نظر من جبران‌ناپذیر است، باید این سؤال را از خودم بپرسم که وجیهه بهای حال خوبت چند؟ چگونه می‌توانی بهای این حال‌خوش را پرداخت کنی؟ این کار بسیار سخت است، اگر به دنبال بازپرداخت حال خوبم باشم مانند چشمه‌ای زلال و پرانرژی می‌شوم. اگر از نظر مادی نمی‌توانم کمک کنم، سعی کنم در‌صدد خدمت کردن باشم و با رعایت قوانین و حرمت‌ها باعث پیشرفت این مکان امن باشم. امیدوارم که آموزش‌های کنگره را به‌طور صحیح کاربردی کنم و فرد مفیدی برای کنگره باشم و بتوانم باعث حال‌خوش افراد دیگر شوم. در آخر از تمام راهنماهای عزیزم تشکر می‌کنم که با آموزش‌های ناب من را به سمت زندگی سرشار از عشق و آرامش هدایت می‌کنند.

سلام دوستان آرزو هستم یک همسفر

قبل از ورود به کنگره، با حال بدی که داشتم و افکار مخربی که در ذهن خود می‌پروراندم، همیشه به خود ضربه می‌زدم؛ اما با ورود به کنگره و آموزش‌های ناب آن و آشنا شدن با دوستان خوب، روزبه‌روز بیشتر به آرامش رسیدم. یکی از مهم‌ترین مسائلی که کنگره در حق من ارزانی داشته، خدمت کردن در جلسات است که بابت این عمل همیشه خداوند را شاکرم و بابت هر خدمت به خود عشق می‌ورزم. من حال‌خوش را در کنگره مدیون مهندس و اعضای کنگره هستم، از خداوند می‌خواهم که یاریم کند تا با خدمت کردن، هرچند کوچک، فرمان‌بردار لایقی باشم. در جایگاه دیگر به خود فخر می‌فروشم که عضو کوچکی از لژیون سردار می‌باشم و از صمیم قلب از این بابت خوشحال هستم، امیدوارم بتوانم در آینده‌ای خیلی نزدیک، خدمات بزرگ‌تری نصیب و روزی من شود تا بتوانم کمکی در قبال کمک کنگره انجام دهم. حال‌خوش خدمت در کنگره۶۰ به خودم برمی‌گردد که بارها و بارها شاهد آن در زندگی خودم بوده‌ام. بابت این عمل عظیم شکر شکر شکر.

سلام دوستان هستی هستم همسفر ابوالفضل

در رابطه با دستور جلسه «کمک کنگره به من و کمک من به کنگره» باید ببینم اکنون کجا قرار دارم و قبلاً در کجای زندگی قرار داشته‌ام. وقتی به گذشته‌ خود فکر می‌کنم، فردی خسته، ناامید، بدون اعتماد به نفس، بدون آگاهی، غرق در تاریکی بودم؛ اما از وقتی وارد کنگره شدم، کنگره کمک کرد آن آدم خسته بایستد و ادامه بدهد. به من آگاهی و اعتماد به نفس داد، کمک کرد ناامیدی‌ها را دور بریزم و به سمت نور حرکت کنم. حالا از خود باید سؤال کنم، چطور می‌خواهی بهای این کمک‌ها و حال‌خوش را پرداخت کنی؟ صددرصد بها یا دینی که ما پرداخت می‌کنیم در قبال این همه کمک کنگره ناچیز است؛ اما مهندس می‌گویند: پرداخت دین اگر از ته دل باشد، بزرگ شمرده می‌شود. من با به‌موقع حاضر شدن در جلسات، نوشتن سی‌دی، فرمان‌برداری از راهنما و از همه مهم‌تر با خدمت کردن در کنگره می‌توانم دین خود را ادا کنم، بمانم و ادامه دهم تا چراغ کنگره همیشه روشن بماند. سپاس بیکران از تمام راهنمایان و خانم رویا، که با آموزش‌هایی که به ما رهجویان می‌دهند هر روز حال زندگی ما را بهتر و بهتر می‌کنند.

رابط خبری: همسفر هستی رهجوی راهنما همسفر رویا (لژیون سردار)
ارسال: همسفر ملیحه رهجوی راهنما همسفر نرگس (لژیون اول) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی علی عصارزاده مشهد

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .