کنگره بزرگترین کمک و یاری را به من رساند. یاری که در هیچ جای دنیا و از هیچ کس ندیده بودم. پیش از آنکه به کنگره بیایم، خودم را بسیار ضعیف و هیچ میدانستم. از همهکس و همهجا دوری میکردم و حتی در بیان احساساتم ناتوان بودم. تنها خودم را با زندگی روزمره و مشکلاتی که هر روز بیشتر و بیشتر میشد سرگرم میکردم و اعتماد به نفس خود را از دست داده بودم؛
اما زمانی که به کنگره آمدم، با آموزش گرفتن و ارتباط برقرار کردن با همدردهای خودم فهمیدم که زندگی چیزی نبود که من میپنداشتم. زندگی با داشتن نعمتهایی مانند کنگره و دوستان خوبی که تازه آنها را پیدا کرده بودم میتواند زیباتر باشد.
وقتی در کنگره قرار گرفتم و بیشتر با این محیط گرم آشنا شدم، توانستم خیلی بهتر با مشکلاتم روبهرو شوم. واقعاً بزرگترین چیزی که توانست مرا نجات دهد و از تاریکی مطلق بیرون بیاورد، کنگره بود. کنگره توانست صبر و امیدواری را به من یاد بدهد. من پیشتر هم صبور بودم؛ اما صبری که تنها در سکوت مینشستم تا دیگران به فریاد من برسند. اکنون یاد گرفتهام که خودم تلاش کنم و نهایت استفاده را از آموزشهای کنگره ببرم و میدانم که این صبر نتیجه خواهد داد.
با این حال، من هرگز نتوانستم به کنگره کمکی کنم و میدانم که کنگره هیچ احتیاجی به من ندارد. تنها کاری که میتوانم انجام دهم این است که به کنگره بیایم، خوب آموزش بگیرم و حال خوب خود را به دیگران انتقال دهم. امیدوارم روزی بتوانم ذرهای از محبتهای کنگره را جبران کنم و بهترین حال خوش را داشته باشم.
نویسنده: همسفر لیلا رهجوی راهنما همسفر شبنم (لژیون اول)
رابط خبری: همسفر پروانه رهجوی راهنما همسفر شبنم (لژیون اول)
ارسال: همسفر زهره رهجوی راهنما همسفر شبنم (لژیون اول) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی الیگودرز
- تعداد بازدید از این مطلب :
26