به نظر من، کمکی که کنگره به من مسافر کرده است، این بوده که مرا احیا کرده و این کاری بسیار بزرگ، باارزش و غیرقابل جبران است. کنگره به من جهانبینی را آموزش داد و راه و رسم درست زندگی کردن را به من یاد داد؛ کاری عظیم که ارزش آن فراتر از هر جبرانی است.
به نظر من، کاری که من در این مقطع میتوانم برای کنگره انجام بدهم این است که سر موقع در جلسات حضور پیدا کنم، آموزش بگیرم، سیدیها را بنویسم، کاملاً گوشبهفرمان کمکراهنما باشم و قوانین و فرامین او را بدون هیچگونه نقصی اجرا کنم و کنگره را در رسیدن به اهدافش یاری نمایم.
یک مسافر سفر اول، به نظر من، همین که وظایف خود را بهدرستی انجام دهد، توانسته است بخش کوچکی از زحمات کنگره را جبران کند. اما پس از سفر اول، میتواند هم کمک مالی انجام دهد و هم با خدمت کردن، در مسیر اهداف کنگره نقش مؤثرتری داشته باشد.
مشارکت مکتوب مسافر حسن ل5
رابط خبری مسافر جواد ل17
ویرایش مسافر محسن ل 20
- تعداد بازدید از این مطلب :
62