English Version
This Site Is Available In English

گروه خانواده_ رابطه متقابل من و کنگره ۶۰

گروه خانواده_ رابطه متقابل من و کنگره ۶۰

راهنما همسفر لیلا همراه مسافرشان، مسافر محسن با آنتی‌ایکس تریاک وارد کنگره شدند و به مدت ۱۲ ماه و ۵ روز با روش  DST و راهنمایی همسفر معصومه و مسافر رضا سفر کردند اکنون ۹ سال و ۳ ماه هست که آزاد و رها هستند. ورزش در کنگره راهنما همسفر لیلا شطرنج و مسافر ایشان تنیس روی میز می‌باشد.
در ادامه شما را به خواندن این گفت‌و‌گو دعوت می‌کنم:

به نظر شما یک همسفر چگونه می‌تواند به کنگره ۶۰ کمک کند و این کمک چه اثری روی خودش دارد؟

اولین کمکی که یک همسفر در کنگره میتواند انجام بدهد این است که فقط برای خودش بیاید، در سفر مسافرش مداخله‌ای نداشته باشد و فقط تمام تمرکزش روی آموزش خودش باشد، سی‌دی بنویسد؛ تا بتواند گره‌های درونی خودش را ببیند و آنها را حل کند، زمانی که هر رهجویی به این مرحله برسد البته کار بسیار سخت و زمانبر میباشد، میتواند تغییرات را در درون خودش و زندگی‌اش و تمام اطرافیانش ببیند، کار کنگره احیاء انسان است و یک زن و یا همسفر اگر از درون خانواده احیاء شود تمام خانواده به حال خوش میرسند و رشد اتفاق می‌افتد. و بعد از اینکه هر شخص چه مسافر و یا همسفر با اجرای قوانین و حرمت‌های کنگره و قرار گرفتن درست در مسیر آموزش می‌تواند بهترین کمک را به کنگره انجام بدهد،همه باید حافظ اصول و قوانین و قواعد کنگره ۶۰ باشیم و تمام سعی خود را انجام بدهیم که در این مسیر به درستی قرار بگیریم و رشد کنیم. هر خدمتی که در کنگره انجام می‌دهم را اگر به درستی انجام بدهم و تمام سعی من بر مبنای محبت و عدالت باشد مطمئنا تاثیر مستقیم در رشد شخصیت من خواهد داشت اگر این مراحل به درستی انجام نشود در ادامه خدمت کردن سخت است. به هر حال ما همه مسافریم، سفری از قهر به مهر از نفرت به طرف عشق و از ناامیدی به سمت امید و باید تمام تلاش خود را انجام بدهیم.

کنگره ۶۰ چه کمک‌ها و آموزش‌هایی به همسفر می‌دهد که باعث تغییر نگاه و رفتار او در زندگی می‌شود؟

یک همسفر وقتی در مسیر کنگره قرار گرفت، اولین آموزش جهان‌بینی یا همان روش درست زندگی کردن است. وقتی روی تک تک سی‌دی ها و آموزش‌های آقای مهندس و استاد امین دقت می‌کنیم، می‌بینیم که پر از راهکار و پر از درس زندگی کردن است و هر همسفر با توجه به برداشت و نوع تفکر و اندیشه ای که دارد می‌تواند از این آموزش‌ها در جهت پیشبرد اهداف مهم زندگی‌اش استفاده کند، وقتی نگاه من به موضوعات زندگی تغییر کند در کنار این تغییر نگاه برخورد من به موضوعات هم تا حدود زیادی تغییر می‌کند، شاید موضوعی به نظر خودم خیلی مهم باشد و باعث بهم ریختن تعادل من شود، ولی اگر از  زاویه دیگری به همان موضوع توجه کنم، شاید خنده دار و یا سطحی بشود و به قول آقای مهندس که فرمودند" ذهن ما زود تغییر میکند" ولی باید روش آن را بلد باشی و بتوانیم در لحظات حساس بهترین عملکرد را داشته باشیم و اینها همه به آموزش‌هایی که دریافت می‌کنم برمی‌گردد.

آیا بین میزان مشارکت و خدمت همسفر در کنگره ۶۰ و مقدار آموزشی که دریافت می‌کند، ارتباطی وجود دارد؟ لطفاً توضیح دهید.

بله صد در صد، کسی که در کنگره درست آموزش گرفته باشد می‌تواند فردی خدمت‌گزار باشد و این برمیگردد به تفکرات فرد که بداند برای چه به کنگره آمده و برای چه باید خدمت کند. وقتی که‌زندگی من در کنگره احیاء شد سروسامان گرفت به حال خوش رسیدم نباید فراموش کنم که از چه راهی آمدم وباید بدانم دِینم را به کنگره پرداخت کنم و به قولی حسابم را با کنگره صفر کنم. حضور هر کس در مسیر کنگره پر از خیر و برکت است اول رهایی از اعتیاد، آموزش جهان‌بینی، رهایی از ترس‌ها و وابستگی‌هایی که تمام این‌ها بند به دست و پای ماست و جلوی حرکت ما را در زندگی می‌گیرد، وقتی که من در این راه قدم برمیدارم کلی دریافت خواهم داشت ولی در ادامه زمانی می‌توانم از دریافت‌های خودم بیشترین بهره را ببرم که در مسیر خدمت کنگره قرار بگیرم. هر چقدر روی جهان‌بینی خودم کار کنم بهتر و راحت‌تر می‌توانم خدمت کنم و از این خدمتم لذت هم می‌برم.

اگر بخواهید رابطه‌ی متقابل «کمک من به کنگره ۶۰» و «کمک کنگره ۶۰ به من» را در قالب یک پیام کوتاه برای همسفران توصیف کنید، آن پیام چه خواهد بود؟

اگر صادقانه بخواهم بگویم وقتی به تمام زوایای زندگی نگاه کنیم از هر جهت کنگره کمک‌های بسیار زیادی به من کرده است از رهایی گرفته تا آموزش‌های نابی که توسط اساتید بیان می‌شود و محبت و عشقی که از راهنما و خدمتگزاران دریافت می‌کنم. اما در مقابل آن اولین قدم برای کمک به کنگره سپاسگزاری و قدردانی‌ از روش DST و آقای مهندس و بعد اجرای کامل قوانین، حرمت‌های کنگره و یا خدمت‌های مالی. اینکه من در هر جایگاهی که هستم بتوانم مسئولیت خودم را به نحو شایسته، درست و کامل انجام بدهم. البته هر چقد بعد از رهایی در کنگره خدمت داشته باشیم، وزنه کمک کنگره به من سنگین‌تر است ومن هیچ وقت نمی‌توانم حسابم را به کنگره بپردازم.‌ ولی نباید انسان ناسپاسی باشم و این خدمات را ندیده بگیرم باید در حد توانم هر آنچه از دستم برمی‌آید را انجام بدهم.

و در پایان، اگر صحبتی دارین یا نکته‌ای هست که دوست دارید اضافه کنید، بفرمایید.

وجود این دستور جلسه برای این است که من اول بدانم با چه شرایط و حال خرابی وارد کنگره شدم و در ادامه چه خدماتی به من داده شد و الان من در کجای زندگی ایستادم
در کتاب آسمانی بارها بیان شده که انسان موجودی فراموشکار است و این مسئله باعث می‌شود که بعد از این که به رهایی و حال خوش رسید تمام زحمات کنگره و راهنما و خدمتگزاران را ندیده بگیرد و بگوید: "من از اول همین طوری خوب بودم ". حضرت علی می‌فرمایند: "هر کس خود را محاسبه کرد سود برد و هر کس از خود بی خبر ماند زیان کرد" من باید بدانم چه دریافت‌هایی داشتم و در مقابل آن چه کاری برای کنگره انجام دادم و من فکر میکنم هر چقد جلوتر می‌روم هیچ وقت نمی‌توانم خدماتی که کنگره در زندگی من انجام داد را بتوانم جبران کنم.
امیدوارم بتوانم خدمتگزار خوبی باشم و در مسیر الهی کنگره همیشه بمانم.

مصاحبه کننده: همسفر غزل رهجوی راهنما همسفر لیلا ( لژیون یکم)
عکاس: همسفر شهلا رهجوی راهنما همسفر نسیم (لژیون دوم)
ویرایش و ارسال: همسفر غزل نگهبان سایت
همسفران نمایندگی میلاجرد

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .