English Version
This Site Is Available In English

نیاز متقابل برای بقا و گسترش

نیاز متقابل برای بقا و گسترش

در کنگره۶۰ آموخته‌ایم که هر کمکی که ما به کنگره می‌کنیم، در حقیقت قدمی برای رشد و تغییر خود ما است و بزرگ‌ترین کمک کنگره به ما، آموزش درست زندگی و رسیدن به آرامش است. هدف از این مصاحبه نیز انتقال تجربه‌های آموزنده برای بهتر شدن مسیر رهایی است.

در خدمت راهنمای خوب، همسفر رعنا هستیم تا مصاحبه‌ای زیبا،  وآموزنده داشته باشیم. ایشان به همراه مسافرشان با تخریب‌  ۱۵ سال وارد کنگره شدند. آخرین آنتی ایکس مصرفی مسافرشان تریاک بود سفر خود را آغاز کردند به راهنمایی مسافر مهدی و راهنمای خودشان همسفر مرضیه به مدت ۱۰ ماه سفر کردند. رهایی از‌ مواد مخدر ۵ سال، ورزش مسافر تنیس و ورزش‌ خودشان تنیس است.

جایگاه‌های خدمتی در کنگره ۶۰ کمک ما به کنگره است یا در حقیقت کمک کنگره به ما است؟

در مورد جایگاه‌های خدمتی در کنگره، اگر در صورت ظاهر نگاه کنیم، یک خدمت است که در راستای آموزش و بالا بردن سطح آگاهی وارد بازی خواهیم شد که به نظر، خدمت من به کنگره و افراد است؛ در حالی که در صورت پنهان، این خدمت تزکیه و پالایش من در آن جایگاه است؛ چون با هر خدمتی که انجام می‌دهیم، یک انرژی خاصی پیدا می‌کنیم و این باعث حرکت و ادامه مسیر تکاملی ما در هستی می‌شود. احساس مفید بودن، احساس کمک کردن به دیگران برای رشد و پیشرفت، همه در انسان لذتی را ایجاد می‌کند. علاوه بر این‌که در صورت پنهان، در حال تغییر صفات خود، در چرخه تزکیه، با توجه به وادی اول و تفکر سالم در هر زمینه‌ای هستیم. پس در نهایت، جواب کلی دوطرفه است، هم کمک کنگره به من و هم کمک من به کنگره، برای تزکیه و پالایش بیشتر خود است.

بیشترین کمکی که کنگره۶۰ به شما کرده، در چه زمینه‌ای بوده و چه تغییراتی در شما ایجاد کرده است؟

از همان ابتدا که وارد کنگره شدم، کمک کنگره به من آغاز شد. وقتی به عنوان خانواده یک مصرف‌کننده پذیرفته شدم ، لقب همسفر به من داده شد و در بستر آموزش‌های الهی قرار گرفتم و درمان مسافرم آغاز شد، این یک بخش بسیار بزرگ بود که اصلاً نمی‌توانم تبعیض قائل شوم کدام بیشتر بوده است. در سفر اول و در ادامه سفر دوم، اجازه خدمت در جایگاه‌های مختلف به من داده شد. بخشش بدون توقع و ترس، ترس از دست دادن مال، امیدواری در سخت‌ترین مصائب و مشکلات، شناخت خود و ایمان داشتن به این‌که حرکت در مسیر الهی می‌شود، «کُتِبَ عَلَی قُلُوبِهِمُ الإِیمَان»، ایمان بر قلب‌هایتان نوشته خواهد شد. این آموزش و درک آن، خیلی برایم مهم و باارزش بود. وقتی آموزش‌های کنگره به من می‌آموزد که بخشی از ایمان به دست خودت فراهم می‌شود و بخش دیگرش دست تو نیست، بلکه تفویض خواهد شد؛ یعنی بر حسب انسانیت، خدمت کردن و قلب صاف داشتن، به تو داده می‌شود. این، جزو بیشترین آموزش‌ها و تغییرات در من بوده است که سعی کنم در این راستا و هدف حرکت کنم، هرچند آرام، ولی پیوسته خواهم رفت.

کمک من به کنگره۶۰ پاسخ به نیاز خودم است یا نیازی از سوی کنگره است؟

موضوع، دوطرفه است. اگر به هستی و کائنات توجه کنیم، می‌بینیم که بی‌دلیل به کسی کمک و یاری داده نخواهد شد. در قرآن هم اشاره می‌کند: «بزرگ‌ترین گنجینه‌های عالم نزد خداوند است و نمی‌فرستد مگر به میزان معلوم». میزان معلوم؛ یعنی حساب و کتاب دارد و در اختیار هر کسی قرار داده نخواهد شد. کنگره هم به عنوان یک سیستم الهی، علاوه بر کمک دادن به اعضا، قطعاً به کمک آن‌ها، به عنوان عضوی از خود، نیازمند است، وگرنه این چرخه قادر به ادامه حیات نخواهد بود. در سیستم کائنات، همه‌چیز متقابل است، پس کمک من به کنگره هم پاسخ نیاز من به کنگره است، به عنوان یک فرد قدرشناس، و هم نیاز کنگره به چنین افرادی برای بقا و گسترش است.

آیا میزان درک ما از کمکی که کنگره به شخص می‌کند، به سطح آگاهی و فهم همان شخص بستگی دارد؟

طبیعتاً وقتی وارد کنگره می‌شویم، چون درک چندانی از مکانی که در آن قرار گرفته‌ایم نداریم، اکثراً به دنبال راه نجاتی از تاریکی اعتیاد مسافریم و اصلاً متوجه تاریکی‌های درون خود نیستیم. زمانی که آرام‌آرام در مسیر آموزش‌ها قرار می‌گیریم، فهم و آگاهی ما ذره‌ذره بالا می‌رود و هرقدر این جهان‌بینی، به جهان‌بینی الهی نزدیک‌تر می‌شود، طبیعتاً متوجه کمکی که کنگره به ما می‌کند خواهیم شد. کمک‌ها در کنگره، تحت عنوان آموزش، برای همه افراد و در تمام نمایندگی‌های کنگره۶۰ یکسان است و تلاش ما برای درک بیشتر، همراه با آموزش و خدمت، به درک و توان ما بستگی خواهد داشت.

برای از بین بردن نقطه حساس در امور مالی، آیا صرف شرکت در لژیون سردار کفایت می‌کند؟

بخشش و گذشتن از مال ساده نیست؛ چون ماده است و ما هم در جهان ماده، هم از نظر جسمیت ماده می‌باشیم و هم با ماده سر و کار داریم، برای همین جذابیت بسیار زیادی برای انسان دارد. زندگی ما بسته به ماده و مادیات است. ماده فقط پول و ملک نیست، همسر و فرزند هم جزو مادیات محسوب می‌شوند. در آموزش‌های کنگره یاد گرفتیم اگر بر مادیات سوار شویم، نیمی از قدرت اهریمن را شکست داده‌ایم. پس انسانی که می‌بخشد و عضو لژیون سردار می‌شود، در واقع صفت بخشندگی خداوند را در خودش اجرا می‌کند. حال خداوند به اندازه یک اقیانوس بزرگ و بیکران بخشنده است و انسان به اندازه قطره‌ای از آن اقیانوس بزرگ می‌باشد. بخشش می‌تواند ترس را از بین ببرد. البته این بخشندگی اگر بلاعوض باشد، قطعاً از روی ایمان است و ایمان هم تفکر سالم را در بر دارد، پس بخشش مالی تا حد زیادی می‌تواند در این امر به فرد کمک کند.

آیا می‌توان گفت کنگره۶۰ و آموزش‌های آن مانند باران است و هر کس به اندازه ظرف وجودی خود از این باران بهره می‌برد؟

بله، بارانی که به یک اندازه، رحمت خود را به همه ارزانی می‌دارد و این بستگی به انسان دارد که چه‌قدر با تزکیه و پالایش، ظرف وجودی و گنجایش دریافت خود را بالا برده است.

به چه دلیل این موضوع در دستور جلسات کنگره ۶۰ گنجانده شده است؟

شاید به این خاطر باشد که انسان فراموش‌کار است و به محض این‌که شرایط برایش ایده‌آل می‌شود، فراموش می‌کند چه کسانی در این حال خوش به او کمک کرده‌اند. کنگره با این دستور جلسات، به عنوان آموزش، به انسان می‌آموزد ناسپاسی، قدرنشناسی و بی‌تفاوتی نسبت به هر چیزی که دریافت کرده‌ای، در نهایت باعث گرفته شدن آن شرایط خواهد شد؛ چون سیستم الهی بسیار هوشمندانه و مدبرانه عمل می‌کند. اگر قرآن را مطالعه کرده باشیم، متوجه می‌شویم در اکثر موارد، به آدم به عنوان خاطی، عصیان‌گر، طماع، نسیان‌کار و خودخواه خطاب می‌شود. حال این آدم با تمام تاریکی و حال خرابی وارد کنگره می‌شود و در پرتو خدمت‌های سایرین و آموزش‌ها، تبدیل به آدمی سالم، چه از نظر جسمی و چه روحی و روانی می‌گردد و در نتیجه، بعد از مدتی فراموش می‌کند چه بوده و چه شده است. پس این دستور جلسات کمک می‌کند که فرد به طرف انسان شدن گام بردارد.

آیا خدمت و کمک به کنگره۶۰ می‌تواند باعث تداوم و پایداری درمان شود؟

بله؛ چون در کنگره به فرد سفر اول، سفر دوم و در ادامه سفر سوم گفته می‌شود و در نوشتار هم خوانده می‌شود. علت، جهان‌بینی الهی است که در طی سفر، ذره‌ذره درست خواهد شد و طبیعتاً ماندگاری در کنگره، به همراه خدمت، باعث نزدیک شدن انسان به آرامش درونی یا همان بهشت وعده داده‌شده خواهد بود. در ضمن، یادآور می‌شوم که بهشت، جا و مکان خاصی نیست؛ بلکه یک وضعیت یا یک ارتعاش درونی است که شخص در آن قرار می‌گیرد.

احساس و حال شما از پهلوانی و خدمت در لژیون سردار چگونه است؟

حس پهلوان بودن در لژیون پربرکت و عظیم سردار، قدر مسلم، طوری نیست که بشود با کلام بیان کرد؛ باید چشید و لمس کرد، یا بهتر بگویم، تجربه شخصی داشت. بسیار شیرین، گوارا و لذت‌بخش است. احساس تشنگی در این خدمت، اگر اغراق نباشد، برطرف‌شدنی نیست. نمی‌توانم درست توصیف کنم. من جایگاه‌های مختلفی را در کنگره، به لطف یزدان، تجربه کرده‌ام و هرکدام حس و لذت خاص خود را داشتند، ولی این جایگاه اصلاً قابل مقایسه با جایگاه‌های دیگر برای من نیست. به قول شاعر: «آب کم جوی، تشنگی آور به دستتا بجوشد آب از بالا و پست»، دقیقاً مصداق این شعر است، بیشتر از این، توان گفتن نیست.

آموزش‌های کنگره۶۰ تا چه اندازه در پذیرش نبود دخترتان به شما کمک کرده است؟

موضوع از دست دادن عزیز، به‌خصوص فرزند، قطعاً زمان می‌خواهد و به سادگی نیست، به‌خصوص فرزندی که کمک‌حال پدر و مادر است و از هیچ محبتی برای رسیدن مادر به حال خوش دریغ نمی‌کند. در مورد دخترم، پهلوان ملیکا؛ باید بگویم ایشان همیشه همراه من برای خدمت کردن و ماندگار شدن در کنگره بود. رفت‌وآمدهای من، چه به نمایندگی خواجو و چه نمایندگی نجف‌آباد، توسط ایشان انجام می‌گرفت و من بدون دغدغه به خدمت و آموزش‌هایم می‌رسیدم. همیشه و در همه حال، سپاسگزار خداوند و دختر عزیزم هستم و خواهم بود. در مورد آموزش‌های کنگره، مسلماً اگر قبل از آشنایی با کنگره این اتفاق ناگوار برای من می‌افتاد، صددرصد یا دیوانه می‌شدم یا دست به هر عمل غیرانسانی ممکن می‌زدم. شما به زبان می‌گویید و من در بطن قضیه، با تمام وجودم، شاهد و ناظر بر این ادعا می‌باشم. وقتی یاد گرفتم مرگی نیست، وقتی با ایمان به آموزش‌ها پذیرفتم که امانت‌دارم و هر لحظه که امر داده شود، امانت داده‌شده پس گرفته خواهد شد، پذیرش در من شکل گرفت. انسان وقتی به مرحله‌ای برسد که بر قلبش حک شود وعده خداوند دروغ نیست و در هر کاری حکمتی نهفته است که تو از آن بی‌اطلاعی، قطعاً پذیرش هر چیزی در او فراهم خواهد شد. برای من وابستگی به مرور با آموزش‌ها کنار رفت و دلتنگی، ابدی شد؛ چون همه‌چیز در خاطرات ذهن حک می‌شود و با آن دل خوش می‌داری تا فرمان بعدی چه باشد. و این؛ یعنی تسلیم در برابر امر خداوند؛ هرچند راحت و ساده نیست.

کلام آخر

«منت خدای را عزوجل که طاعتش موجب قربت است و به شکر اندرش مزید نعمت؛ هر نفسی که فرو می‌رود ممد حیات است و چون برمی‌آید مفرح ذات؛ پس در هر نفسی دو نعمت موجود است و بر هر نعمتی شکری واجب». بنده، به عنوان یک عضو خدمت‌گزار در کنگره، بابت فرصت خدمت و حضور در کنگره، از خداوند و مهندس دژاکام و خانواده محترم‌ ایشان بسیار سپاسگزارم. قدردان زحمات تمامی خدمت‌گزاران هستم و از خداوند می‌خواهم تا زمانی که مفید هستم، توان خدمت در هر امری را شامل حالم کند. از راهنمای خوبم، همسفر مرضیه هادیان، بسیار سپاسگزارم. همچنین از شما بابت این خدمت، نور و مهر الهی بر زندگی همه تابان و درخشان.

مصاحبه کننده: همسفر فرزانه رهجوی راهنما همسفر اشرف (لژیون اول)
عکاس‌خبری: همسفر محبوبه رهجوی راهنما همسفر فاطمه (لژیون هشتم)
ویراستاری و ارسال: همسفر فاطمه رهجوی راهنما همسفر رعنا (لژیون نهم) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی هاتف

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .