این جهان خاکی با داستان انسان آغاز میشود. روزی، جسم انسان خلق شد. خداوند فرشتگان را جمع کرد و از آنها خواست تا به انسان سجده کنند. همه پذیرفتند، جز شیطان. قدرت مطلق اعلام کرد: من در جهان خاکی، جانشینی قرار دادهام. ساکنین پرسیدند: چه کسی و با چه اختیاراتی؟ پاسخ داده شد: آدم، با تمام اختیاراتش. اختیار یکی از بزرگترین قدرتهایی است که خداوند به انسان داده است.
ساکنین گفتند: شما کسی را در آنجا قرار دادهاید که ممکن است فساد کند. خداوند به فرشتگان فرمود: من چیزی میدانم که شما نمیدانید. ساکنین دوباره پرسیدند: انسان چگونه خلقی است؟ پاسخ داده شد: انسان از دو قسمت تشکیل شده است: نفس و جسم. جسم از خاک و نفس از آتش است. قدرت مطلق امواج را متراکم کرد و جهانی را به نام جهان خاکی بنا نهاد. از ذرات تشکیلدهنده جهان مانند کلسیم، فسفر، پتاسیم، مس و آهن، جسم انسان ساخته شد.
ساکنین پرسیدند: انسان چه ویژگیهایی دارد؟ پاسخ داده شد: علم و دانش در درون انسان تعبیه شده است. مثال: اگر یک بزغاله را بیاورند و هندسه یا مثلثات بیاموزند، یاد نمیگیرد؛ اما انسان میآموزد. بنابراین انسان ذاتاً قابلیت آموزش و یادگیری دارد؛ این ویژگی مخصوص انسان است. قدرت مطلق به ما آموخت که آخر امر، امر اول اجرا میشود. ما هرچه بخواهیم طبق زمان و بیزمانی انجام میشود.
ما میخواهیم در بیزمانی برجی را بسازیم که تا آسمان برود، این در ذهن فورا ساخته میشود؛ ولی در جهان فیزیکی هیچ راهی برای حذف زمان وجود ندارد، ما نمیتوانیم زمان را حذف کنیم. هر کسی از دنیا میرود و فرد دیگری به دنیا میآید. هر کتاب که بسته میشود، کتاب دیگری باز میشود. همه چیز در این جهان در حال تغییر است. انسان، ذرهذره تغییر میکند و تبدیل میشود و در نهایت به ترخیص میرسد.
منبع: سیدی وادی دوازدهم، بخش اول
نویسنده: همسفر مینا، رهجوی راهنما همسفر هانیه (لژیون سوم)
ویرایش: همسفر ثریا، رهجوی راهنما همسفر منیژه( لژیون دوم)
ارسال: همسفر نجوا، رهجوی راهنما همسفر هانیه (لژیون سوم)
همسفران نمایندگی گیلان
- تعداد بازدید از این مطلب :
128