انسان در هر مسیری که میخواهد حرکت کند، باید تغییر بکند. انسان اول باید بداند و علم، آگاهی و دانش کسب کند؛ سپس حرکت نماید، و این یعنی تغییر. برای مثال، زمانی که شخصی وارد کنگره میشود، پس از مدتی باید در ظاهر و باطن تغییر کند. تغییر باید در رفتار، کردار و گفتار ما باشد.
وقتی انسان تغییر کند، احساسش به او میگوید که تغییر کرده است یا نه. زمانی که تغییرات ایجاد شد، تبدیل انجام میگیرد؛ زیرا بدون تغییر، هیچگونه تبدیلی اتفاق نمیافتد.
انوار نشانهٔ خوبیها و پاکیهاست. اصولاً نور، نشانگر روشنایی، پاکی، پیشرفت، محبت و عشق است؛ و تاریکی و ظلمت نشانهٔ بدبختی، ویرانی و جهنم است.
ما باید به کتاب قرآن، بهعنوان یک کتاب علمی نگاه کنیم، نه صرفاً یک کتاب مذهبی؛ و آن را بر مبنای اطلاعات و آگاهی مطالعه کنیم. باید به قرآن باتدبیر نگاه کنیم، نه باتعصب.
قرآن کتابی جامع و کامل است که میخواهد انسان را به آسایش و آرامش برساند. در قرآن راجعبه گذشته، حال و آینده و یکسری قوانین صحبت شده است که گاهی بهصورت قصه یا تمثیل و گاهی به شکل واقعی است. این کتاب بهصورت خلاصه سخن میگوید و جملات را کوتاه بیان میکند.
برای مثال، خداوند در سورهٔ فجر میفرماید: «قسم به صبح، قسم به شبهای دهگانه، قسم به طاقوجفت، قسم به شب که تمام میشود.»
صبح نماد روشنایی است؛ شبهای دهگانه میتواند ده نوع از تاریکیها باشد؛ و طاقوجفت که همان شفع و وتر است که شفع به معنی جفت و وتر به معنی فرد است. تمام یادگیری انسان و آنچه هستی را به وجود میآورد، بر مبنای شفع و وتر است.
از این جملات کوتاه میتوان نتیجه گرفت که اگر ظلمت بخواهد تبدیل به نور و فجر شود، به شفیع یا شفاعت نیاز دارد. اگر فرض کنیم اعتیاد یک تاریکی است، باید شفع و وتر به وجود آید تا شخص رها شود. باید یک استاد، راهنما یا... باشد تا فرد بتواند رهایی یابد.
اگر ما تغییر کنیم و در صراط مستقیم حرکت کنیم، انوار بهطرف ما حرکت میکنند؛ یعنی الهامات به ما شروع میشوند. ما باید انوار را تجربه و تجزیه کنیم؛ یعنی ابتدا خودمان آنها را بپذیریم و یاد بگیریم تا بتوانیم دیگران را راهنمایی کنیم و راهنما شویم.
اطلاعات دریافتشده و قوی میتوانند در انسانها نفوذ کنند و اثر بگذارند. اطلاعات دریافت شده، زمانی قویاند که ما بتوانیم به آنها عمل کنیم. باید برای باورهایمان ارزش قائل باشیم؛ یعنی خودمان به آنچه باور داریم اعتقاد داشته باشیم. دانستههای ما تا زمانی که به آنها عمل نکنیم، ارزشی ندارند؛ مثل زمانی که میدانیم دروغ گفتن بد است؛اما باز هم دروغ میگوییم.
اصولاً اطلاعات از دو منبع به انسان میرسد؛ یکی وحی است. همانطور که میدانیم، بالاترین مرتبهٔ نفس در حیوان، پایینترین مرتبهٔ نفس در انسان است. وقتی نفس به مرحله میانه میرسد و وارد مرحله انسانی میشود، الهامِ فجور و تقوا آغاز میگردد.
منبع دیگری که اطلاعات را به انسان میرساند، مکتوبات و نوشتارها هستند.
در هستی یک قانون کلی حکمفرماست و آن «حکم الهی» است. این حکم باید مرحلهبهمرحله انجام شود؛ یعنی در هیچ موضوعی پرش وجود ندارد. برای مثال، رشد جنین باید مرحلهبهمرحله انجام شود.
وقتی الهامات به ما میرسد، باید مراقب نیروهای منفی باشیم تا ما را به مسلخ نکشند. همه چیز در ذهن ماست؛ اما ما میتوانیم ذهن خود را کنترل کنیم یا به عبارتی، کانال ذهن خود را تغییر دهیم.
آدمهای عاقل را هیچچیزی جز عقل راضی نمیکند؛ یعنی همیشه سعی میکنند کار عقلانی انجام دهند. کارهای معنوی، بار مادی نیز به همراه دارند؛ اما کارهای مادی ممکن است بار معنوی نداشته باشند. پس هر کار عقلانی که انجام دهیم، بار مادی نیز با خود خواهد آورد.
نگارش و تایپ: همسفر ناهید رهجوی راهنما همسفر فرشته (لژیون اول)
ویرایش: همسفر پرستو رهجوی راهنما همسفر فاطمه (لژیون نهم) دبیر اول سایت
تنظیم و ارسال: همسفر شیوا رهجوی راهنما همسفر فاطمه (لژیون نهم) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی زنجان
- تعداد بازدید از این مطلب :
54