هشتمین جلسه از دوره اول کارگاههای آموزشی_ خصوصی خانمهای مسافر و همسفر نمایندگی میخک مشهد، با استادی همسفر محدثه، به نگهبانی همسفر مژگان و دبیری مسافر فاطمه، با دستور جلسه «هفته همسفر؛ نقش همسفران آقا و خانم در درمان اعتیاد»، روز چهارشنبه ۱۰ دیماه ۱۴۰۴ رأس ساعت ۱۱ آغاز به کار نمود.
سلام دوستان محدثه هستم یک همسفر.
هفته همسفر را در ابتدا به آقای مهندس دژاکام و خانواده محترمشان، همچنین به راهنمای عزیزم خانم فاطمه تبریک میگویم که اگر ایشان دشواری سفر از تهران به مشهد را به جان نمیخریدند، شاید امروز همسفری در نمایندگی میخک وجود نداشت. خانم فاطمه پایهگذار گروه خانمهای همسفر میخک بودند و در چنین روزی جای ایشان خالی است. من دوست داشتم که ایشان نیز امروز در این جشن در کنار ما باشند تا بتوانم با مشارکتم از ایشان قدردانی کنم، ولی متأسفانه شرایط برای حضورشان فراهم نشد؛ لذا از دور دستبوس هستم و این هفته را به ایشان شادباش میگویم.
در ابتدا میخواهم مفهوم «همسفر» را برای شما توضیح بدهم. اصلاً همسفر یعنی چه؟ مسافر به شخصی گفته میشود که سابقه مصرف دارد و همسفر شخصی است که سابقه مصرف ندارد و خواه بیرون از منزل، خواه درون خانواده، همراه مسافر بوده است. ما در کنگره زمانی یک شخص را همسفر خطاب میکنیم که در حال آموزشدیدن است، حرکت میکند، به نوشتن CDها میپردازد، به دستور جلسات گوش میسپارد و در لژیون همسفرها حضور دارد.
من به شخصه هفت سال پیش، قبل از این که به کنگره وارد شوم، درکی از مصرف مواد نداشتم و به مسافرم میگفتم: «همانگونه که شروع به مصرف کردی، همانگونه هم مصرفت را قطع کن؛ اینها همه ادا و اطوار است و تو صرفاً عادت کردهای تا پای بساط مصرف بنشینی.» این نشان میدهد که من هیچگونه درکی از درد آن مصرفکننده نداشتم. اما هنگامی که به کنگره آمدم، تازه متوجه شدم که ما در جسم خود سیستمی به نام «سیستم ایکس» داریم. این سیستم به تولید هورمونهایی میپردازد که ما بتوانیم توانایی انجام فعالیتهای روزمره زندگی را داشته باشیم؛ حال اگر شخصی بهطور مداوم به مصرف مواد بپردازد، این سیستم دیگر قادر به تولید آن هورمونها نیست.
کنگره در گام اول، مسافر و همسفر را با یکدیگر همزبان میکند؛ چراکه هر دو یک هدف را دنبال میکنند. همسفر با حضورش در کنگره میتواند حال مسافر را درک کند؛ مثلاً وقتی حال مسافر به واسطه تغییر پله مصرفی خوش نباشد، همسفر او را درک خواهد کرد.
من همیشه به همسفران میگویم که آسیب شما از نوع «بیسیم» است؛ با «سیم» آسیب ندیدید، موادی استفاده نکردهاید، ولی به هر حال آسیب دیدهاید و این بدین معناست که تخریبهای مسافر روی شما هم اثر گذاشته است. من به جرأت میتوانم بگویم که اگر به کنگره نمیآمدم، امروز باید بهعنوان مسافر در کنگره حضور میداشتم؛ چراکه محیط خانه ایجاب میکرد که مصرفکننده پرورش بدهد. اولین روزی که به کنگره آمدم، به این خاطر بود که ببینم مادرم کجا میرود و کنگره چگونه مکانی است. در ابتدا قصد حضور در اینجا را نداشتم؛ اما وقتی با راهنمایم صحبت کردم، به من گفتند: «بهتر است با توجه به شرایط مادرت، در کنگره حضور داشته باشی.» و من پذیرفتم که حضور پیدا کنم. چهبسا در شش ماه نخست میپنداشتم که حضورم صرفاً به خاطر مسافرم است؛ اما پس از گذشت شش ماه به خود آمدم و دریافتم که چقدر احوالاتم خراب است. به قول آقای مهندس: «ابتدا همسفر به خاطر مسافرش میآید، اما بعداً متوجه میشود که خودش در این میان تا چه حد آسیب دیده است.»
تخریب من نیز از نوع «بیسیم» بود؛ زیرا من در سن هفدهسالگی از درد پا، کابوس و مشکلات عصبی رنج میبردم، اما در این شش سال گذشته هیچکدام از اینها را تجربه نکردهام. این به این معنا نیست که شرایط برای من آسان شده است؛ چهبسا مسائل سختتر هم شده، ولی من قدرتمندتر شدهام. من در کنگره یاد گرفتم که بهشت را نه به بهانه، بلکه به بها میدهند! همیشه قرار بر این نیست که شرایط برای من یکسان باشد؛ من باید فراز و نشیب را تجربه کنم. امروز میتوانم بگویم که کنگره زندگی مرا بهعنوان یک انسان از این رو به آن رو کرد؛ حتی با وجود آنکه سابقه مصرف سیگار و قلیان را هم نداشتم، اما حالم چهبسا ناخوشتر از مسافرم بود.
آقای مهندس این هفته را به این مناسبت برای ما گذاشتهاند تا از همسفرانمان قدردانی کنیم و من مجدداً این هفته را به همه همسفران شادباش میگویم. ممنون که به صحبتهای من توجه کردید.
تایپ: همسفر فاطمه
ویراستاری: مسافر پانیذ
عکس: همسفر پریسا
بازبینی و ارسال: همسفر سولماز
.jpg)
- تعداد بازدید از این مطلب :
151