«کمک کنگره به من و کمک من به کنگره» برای من مفهومی عمیق، ملموس و تجربهشده است؛ مفهومی که بهمرور زمان و با حضور مستمر در کنگره ۶۰ برایم معنا پیدا کرده است.
زمانی که برای اولین بار وارد کنگره شدم، نگاه من کاملاً مصرفکنندهمحور بود. تصور میکردم کنگره آمده است تا فقط مشکل مسافر من را حل کند و ما دوباره به زندگی عادی برگردیم؛ اما هرچه جلوتر رفتم، متوجه شدم این مسیر یک جریان دوطرفه است؛ مسیری که هم دریافت دارد و هم مسئولیت.
کمک کنگره به من، پیش از هر چیز در قالب آموزشهای صحیح و کاربردی نمود پیدا کرد؛ آموزشهایی که به من آموخت نقش همسفر چیست و چگونه میتوانم از فردی نگران، عصبی و کنترلگر، به همراهی آگاه و متعادل تبدیل شوم. پیش از ورود به کنگره، واکنشهایم بیشتر احساسی بود؛ یا سرزنش میکردم یا با سکوت، همهچیز را درون خودم میریختم؛ اما آموزشهای کنگره به من یاد داد برای تغییر شرایط، ابتدا باید نگرش خودم را اصلاح کنم.
یکی دیگر از بزرگترین کمکهای کنگره به من این بود که مسئولیت زندگیام را دوباره به خودم بازگرداند. فهمیدم که نمیتوانم زندگی مسافرم را کنترل کنم، اما میتوانم افکار، رفتار و واکنشهای خودم را مدیریت کنم. این آموزش نقطه عطف بزرگی در زندگی من بود؛ زمانی که تمرکز من از اینکه «مسافرم چه میکند» به این تغییر کرد که «من چه تغییری میکنم»، آرامش کمکم به زندگیام بازگشت.
کنگره ۶۰ به من نظم در فکر و رفتار را آموخت. حضور منظم در جلسات، گوشدادن و نوشتن سیدیها و عمل به آموزشها باعث شد از آشفتگی ذهنی فاصله بگیرم و متوجه شدم آرامشی که امروز دارم، نتیجه یک تصمیم یا اتفاق خاص نیست؛ بلکه حاصل حرکت تدریجی و پیوسته در مسیر آموزش است. این کمکی که کنگره به من کرده، در واقع ساختن یک زیرساخت فکری سالم برای زندگی من بوده است.
اما در کنار همه این دریافتها، بهمرور متوجه شدم اگر فقط دریافتکننده باشم و نقشی در حفظ این ساختار نداشته باشم، این چرخه ناقص میماند. از همینجا مفهوم «کمک من به کنگره» برایم جدی شد؛ مفهومی که تنها به خدمت یا کمک مالی خلاصه نمیشود، بلکه از رعایت قوانین، حفظ نظم، احترام به جایگاهها و انتقال صحیح آموزشها آغاز میگردد.
وقتی من بهعنوان یک همسفر، آموزشها را درست اجرا میکنم، در واقع پیام کنگره را زنده نگه میدارم. وقتی آرامش و تعادل را با رفتارم در خانواده نشان میدهم، این بهترین تبلیغ برای کنگره است. حتی نحوه صحبتکردن من درباره کنگره، نوع نگاه من به درمان و میزان پایبندیام به اصول، همه بخشی از کمک من به این مجموعه است.
کمک مالی نیز برای من معنای خاصی پیدا کرده است. کنگره ۶۰ یک مجموعه مردمی است که بدون چشمداشت مالی، بستر امنی برای آموزش و درمان فراهم کرده است. مشارکت مالی برای من نه یک اجبار، بلکه قدردانی آگاهانه از مسیری است که آرامش را به زندگی من بازگرداند. هر مبلغی، هرچند اندک، نشاندهنده تعلق و مسئولیتپذیری است.
امروز بهخوبی درک میکنم که رابطه من و کنگره، رابطهای پویا و دوطرفه است؛ هرچه بیشتر آموزش بگیرم و در مسیر باقی بمانم، کنگره به من کمک بیشتری میکند و هرچه مسئولانهتر رفتار کنم، من نیز به بقای این مسیر کمک کردهام. این تعامل سالم، حس تعلق، امنیت و ارزشمندی را در من تقویت کرده است.
کنگره به من آموخت که کمککردن فقط در «داشتنِ زیاد» خلاصه نمیشود، بلکه در «درستبودن» معنا پیدا میکند؛ اگر درست آموزش ببینم و درست فکر، رفتار و عمل کنم، همین خودش یک کمک بزرگ است.
امروز خودم را عضوی از یک خانواده بزرگ میدانم؛ خانوادهای که بر پایه آموزش، احترام، مسئولیتپذیری و عشق بنا شده است.
نویسنده:همسفر سیما رهجوی راهنما همسفر مهدیه (لژیون اول)
رابط خبری:همسفر فاطمه.خ رهجوی راهنما همسفر مهدیه (لژیون اول)
ارسال:همسفر زهرا.خ رهجوی راهنما همسفر زهره(لژیون دوم)دبیر اول سایت
نمایندگی همسفران زاهدان
- تعداد بازدید از این مطلب :
35