"به نام نامی قدرت مطلق"
دستور جلسه هفته جاری عبارت است از "کمک کنگره به من و کمک من به کنگره" در همین راستا توجه شما را به مشارکت مکتوب تعدادی از دوستانمان در لژیون دوازدهم، به استادی راهنمای محترم آقا وحید، جلب مینماییم.
سلام دوستان، احمد هستم، یک مسافر.
آنچه کنگره ۶۰ به من داده، مجموعهای از دادههای علمی و عملی است که بهصورت کاملاً رایگان در اختیارم قرار گرفته است؛ دادههایی که حاصل سالها تجربه، تحقیق و تفکر جناب آقای مهندس دژاکام است و امروز بهعنوان یک مسیر روشن در اختیار من قرار دارد. این آموزشها فقط به درمان مصرف مواد مخدر محدود نمیشود، بلکه به من یاد داد چگونه رفتاری درخور انسانیت داشته باشم، چگونه به آرامش برسم و چگونه در کنار دوستان و همنشینانی سالم قرار بگیرم؛ کسانی که به من نیروی مثبت میدهند و مسیرم را روشنتر میکنند.
اما در مقابل این همه کمک، وظیفه من چیست؟
من یاد گرفتم که اول از همه باید سفری کامل، درست و بیبهانه داشته باشم؛ قدردان باشم، شکر نعمت را بهجا بیاورم و قدر این بستر را بدانم. اطاعت از سخنان راهنما، تکرار نکردن اشتباهات گذشته، پذیرش حکم عقل بهعنوان فرمانده و اجرای درست آموزشهایی که آموختهام، حداقل کاری است که میتوانم در قبال این همه لطف انجام دهم. اگر این آموزشها را به عمل تبدیل کنم، آنوقت کمک من به کنگره واقعی و اثرگذار خواهد بود.
سلام دوستان، مهدی هستم، یک مسافر.
خدا را شکر میکنم بابت آشنایی با کنگره ۶۰ و بابت این حال خوبی که امروز دارم. تشکر ویژه دارم از استاد و راهنمای عزیزم آقا وحید که با دلسوزی من را پذیرفتند و قدمبهقدم تا رسیدن به رهایی همراهی کردند. اگر بخواهم صادقانه درباره دستور جلسه صحبت کنم، باید بگویم که من تمام زندگی، کار، اعتبار و آرامشم را مدیون کنگره ۶۰ هستم؛ چرا که اگر کنگره نبود، بهطور قطع امروز وجود نداشتم و بیماری اعتیاد مرا نابود کرده بود.
حالا سؤال این است که من چگونه میتوانم به کنگره کمک کنم؟
به نظر من، سادهترین، کمهزینهترین و در عین حال مؤثرترین کمک این است که الگوی خوبی باشم؛ یعنی ویترین کنگره ۶۰ باشم. طوری زندگی و رفتار کنم و در جامعه ظاهر شوم که مصرفکنندهای که مرا میبیند، در دلش جرقه امیدی روشن شود و باور کند که درمان ممکن است. اگر حضور من باعث شود حتی یک نفر بدون تردید برای درمان اقدام کند، آنوقت من سهم خودم را در کمک به کنگره انجام دادهام.

سلام دوستان، رحیم هستم، یک مسافر.
اگر بخواهم درباره کمک کنگره به خودم صحبت کنم، بهراستی میشود یک کتاب کامل نوشت. اولین و مهمترین کمکی که کنگره به من کرد این بود که به من یاد داد باید خواسته و هدف داشته باشم؛ خواستهای به نام درمان و هدفی مشترک به نام رسیدن به فرمان عقل. کنگره صفت «معتاد» را از من گرفت و صفت «مسافر» را جایگزین آن کرد و نظم و انضباط را وارد زندگیام نمود.
کنگره، سیستم شبهافیونی بدن من را درمان کرد و به من کمک کرد تا بازسازی این سیستم حیاتی بهدرستی انجام شود. نیروی درونیای که بر اثر مصرف مواد مخدر، الکل و همچنین افکار و القائات منفی از بین رفته بود، به من بازگردانده شد تا بتوانم با تمرکز، صبر و بردباری به اهدافم نزدیک شوم. کنگره مرا از ضدارزشها به سمت ارزشها، از خواستههای نامعقول به سمت خواستههای معقول و از آشفتگی به سمت حال خوب و حس خوب هدایت کرد و در نهایت مرا در مسیر رسالت و زندگی سالم قرار داد.
در مقابل این همه کمک، من چه کاری میتوانم انجام دهم؟
حضور با حس خوب و انرژی مثبت در جلسات و کارگاههای آموزشی، مشارکت در لژیون، حضور در جشنها، فعالیت در لژیونهای مالی و خدمت کردن در جایگاههای مختلف، بخشی از کمک من به کنگره است. البته این کمکها در برابر آنچه کنگره به من داده، بسیار ناچیز است. در واقع، بیشترین خدمت را کنگره به من کرده و من تنها با خدمت کردن در کنگره میتوانم سهم کوچکی را، اول به خودم و بعد به کنگره، بازگردانم.
با تشکر از دوستان عزیزمان در لژیون دوازدهم
تنظیم: مسافر حامد لژیون بیستویکم
ارسال: مسافر حمید لژیون نوزدهم
(2).jpg)
- تعداد بازدید از این مطلب :
82