English Version
This Site Is Available In English

زاویه نگاه متفاوت است

زاویه نگاه متفاوت است

بدن انسان به طور طبیعی موادی را برای شادی، نشاط، خواب و تسکین درد تولید می‌کند که از نیازهای اساسی او هستند. زمانی که این مواد به‌درستی در بدن تولید نشوند فرد ناچار می‌شود آن‌ها را از بیرون تأمین کند و در اینجا نیاز به مواد مخدر؛ حتی بیشتر از غذا احساس می‌شود در چنین شرایطی نگرش فرد مصرف‌کننده نسبت به مواد اهمیت ویژه‌ای پیدا می‌کند.

در زندگی سختی‌ها و مشکلات همواره وجود دارند؛ اما برای کسی که تاریکی را تجربه کرده و به رهایی رسیده است، زندگی باوجود همه مشکلات زیباتر می‌شود او از زیر خروارها آوار بیرون آمده و قدر سلامتی و زنده بودنش را بیشتر می‌داند. زمانی که انسان احساس کند بیش از حد مهم است و هستی بدون او نمی‌تواند ادامه یابد، دچار کبر و تکبر می‌شود درحالی‌که یکی از اهداف خلقت، خود حیات و زنده بودن است و هستی بدون ما نیز به مسیرش ادامه خواهد داد.

من به‌خاطر مشکلات گذشته‌ام نباید با حسرت خوردن و تکرار خاطرات تلخ، باقی زندگی‌ام را تلخ کنم، این موضوع کاملاً به نوع تفکر من بستگی دارد. انسان در جمع به تکامل می‌رسد؛ اما گاهی تنهایی بهترین فرصت برای تفکر است. در سفر اول فرد به رهایی می‌رسد و در سفر دوم یافته‌ها و برداشت‌هایی به دست می‌آورد که همچون طلا یا الماس ارزشمندند، در این مرحله، نیروهای منفی تلاش می‌کنند این یافته‌ها را از انسان بگیرند؛ اما چون جهان بر پایه اضداد بنا شده و ما آموزش دیده‌ایم این الماس گران‌بها را از دست نخواهیم داد.

دوستان انسان شامل سه گروه می‌شوند :۱- کسانی که همه‌چیز را منفی می‌بینند. ۲- کسانی که خود را بیش از حد بزرگ می‌کنند و مدام از خود تعریف می‌کنند. ۳- دوستان و یاران واقعی که حقیقت را به‌درستی در زمان و مکان مناسب بیان می‌کنند.

در سفر اول نباید پیام کنگره را به دیگران منتقل کرد؛ زیرا هنوز خود به رهایی نرسیده‌ایم. پس از رهایی با دو موضوع روبه‌رو هستیم،  ساختن و آماده کردن خود و ساختن دیگران (وظیفه راهنمایان است) سوار و سوارکار باید هم‌تراز باشند، همان‌طور که عشق بر پایه دادوستد شکل می‌گیرد. در کنگره کار روی نقاط مشترک انجام می‌شود نقطه مشترکی به نام درمان اعتیاد که باعث آرامش، آسایش و روابط قوی‌تر می‌شود.

مشکل اساسی امروز ما این است که با چشم فکر می‌کنیم نه با عقل، هرچه چشم می‌بیند همان را می‌پذیریم، شبیه دوران مصرف. درحالی‌که هستی بر پایه نظم و انضباط است؛ اگر به آن باور داشته باشیم می‌دانیم وعده خداوند دروغ نیست. جسم تن‌پوشی است که از بین می‌رود؛ اما روح به پرواز درمی‌آید.

زاویه نگاه یک انسان عادی یا فردی در سفر دوم با نگاه یک مصرف‌کننده متفاوت است. برداشت انسان از جهان به تفکر و اندیشه او بستگی دارد. جهان باوجود تمام مشکلاتش می‌تواند زیبا دیده شود، مشکلات همیشه هستند؛ اما نگاه ما تعیین می‌کند جهان را چگونه ببینیم.

وقتی دچار دلتنگی یا ناراحتی می‌شویم، اگر دیدگاهمان مثبت باشد متوجه می‌شویم که یکی از اهداف خلقت خود حیات است. همین که زنده‌ایم، راه می‌رویم، صحبت می‌کنیم و می‌بینیم، یک دنیا ارزش دارد. پس باید طوری زندگی کنیم که لبخند، شادی و شکرگزاری در وجودمان جاری باشد، نه غم و پوچی.

من به‌عنوان یک همسفر با آموزش‌های کنگره نگاهم به زندگی تغییر کرده است، قبلاً مدام خود را با دیگران مقایسه می‌کردم و مشکلاتم را به دیگران یا مسافرم نسبت می‌دادم؛ اما امروز یاد گرفته‌ام در گذشته نمانم و باقی عمرم را با حسرت و تلخی نگذرانم.

در کنگره آموخته‌ام که خلوت و تنهایی گاهی بسیار ارزشمند است و فرصتی برای دور شدن از افکار منفی و رسیدن به تفکر سالم است. اگر تفکر و نگاه من سالم نباشد، نمی‌توانم به دیگران کمک کنم، ابتدا باید خودم را بسازم. یافته‌ها و آموزش‌هایی که به دست آورده‌ام، باید از آن‌ها مراقبت کنم. نیروهای منفی گاهی؛ حتی در لباس دوست، تلاش می‌کنند این الماس را از ما بگیرند؛ اما چون آموزش دیده‌ایم و تاریکی را تجربه کرده‌ایم، آن را حفظ خواهیم کرد.

یکی از مشکلات اساسی ما فکر کردن با چشم است؛ باید با چشم عقل هم ببینیم، زمانی که انسان در صراط مستقیم قرار بگیرد و تزکیه و پالایش را از خود آغاز کند در مسیر نیروهای الهی حرکت خواهد کرد، همچنین باید جسم و روان را هم‌زمان تقویت کنیم تا هماهنگ شوند. در این صورت، فرد می‌تواند با بیانی ساده و سالم در اجتماع حضور مؤثر داشته باشد.

نویسنده: همسفر فاطمه رهجوی راهنما همسفر وجیهه (لژیون دوم)
رابط خبری: همسفر زهرا رهجوی راهنما همسفر وجیهه (لژیون دوم)
ارسال: همسفر مریم رهجوی راهنما همسفر زهرا (لژیون چهارم) دبیر سایت

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .