دومین جلسه از دوره پنجم جلسات لژیون سردار نمایندگی ملایر با استادی مسافر حسن رضا و نگهبانی مسافر یزدان و دبیری مسافر مجتبی در تاریخ یکشنبه 14 دی ماه ۱۴۰۴ ساعت۱۵:۳۰ با دستورجلسه «کمک من به کنگره و کمک کنگره به من» آغاز به کار کرد.
خلاصه سخنان استاد:
قبل از هر چیز خدا را شکر میکنم که در این جایگاه قرار گرفتم؛ واقعاً این جایگاه شکرانه دارد. قبلاً در کارهای خدمتی در محله و مسجد شرکت میکردم و ذاتاً به خدمت علاقه داشتم، اما اینجا تجربهای کاملاً متفاوت است. دستور جلسه امروز «کمک کنگره به من و کمک من به کنگره» است. خب، کنگره برای من چه کار کرده و من برای کنگره چه کردهام؟ اگر بخواهیم حساب کنیم، کمک من به تنهایی شاید خیلی محسوس نباشد، اما همانطور که آقای مهندس میگویند، اهمیت دارد که تلاش کنیم. من آرام آرام وارد لژیون شدم. آقا رضا افشار، راهنمای دیاسدی، میگفت: «بچهها، تا میتوانید خدمت کنید.» من با لژیون سردار آشنا شدم و پرسیدم: «آیا میتوانم شرکت کنم؟» گفتند: «بله.» در شش ماه رهایی، شرکت کردم، مبلغی هم پرداخت کردم. پارسال لژیون سردار را قبل از موعد تکمیل کردم و امسال هم در دنوری شرکت کردم. اگر خدا کمک کند، بقیهاش را هم انجام خواهم داد. خلاصه اینکه در زمینه خدمتهای قدمی، شما خودتان میدانید، اما فقط با اینها کار تمام نمیشود؛ من باید ادامه بدهم و خدمت کنم. قبلاً رهایی را به دست آوردم و تجربه کردم که همه ترک اعتیادها، چه از طریق دکتر، کلینیکها یا سقوط آزاد، مسیرهای سختی داشتند و به نتیجه نمیرسیدم. تا اینکه با کنگره ۶۰ آشنا شدم. اول فقط یکی از بچهها را دیدم و گفتم: «چقدر سرحال شدهای!»، و تصمیم گرفتم خودم هم به کنگره بیایم.
چند روز اول، فقط برای دیدن فعالیتها میآمدم. کم کم دیدم اینجا جای خوبی است و آموزشها واقعاً مؤثرند. به ما توصیه میشد همسفر بیاوریم و با هم آموزش ببینیم. حالا دخترم روزی دو تا سه جلسه همراه من میآید و ما با آموزشهای کنگره روزبهروز حالمان بهتر میشود. وقتی سقوط آزاد میرفتم، همه چیز بسیار سخت و دشوار بود. نمیشد حتی به کار و زندگی رسید، اما اینجا با آموزشهایی که میگیریم، درمان راحتتر و ممکن میشود. قبلاً برای مشاوره، مبلغ زیادی میپرداختم، اما اینجا راهنماها با عشق و بدون چشمداشت، حتی از راه دور میآیند. وقتی فکر میکنم، میبینم که شاید تا امروز خیلی کاری برای کنگره نکردهام، اما حالا خدا را شکر، بهرهمند شدهام. بچهها میگویند: «با آموزشهای مهندس، هیچوقت مریض نمیشوی.» قصدم این است که بچهها را هم وارد کنگره کنم تا از آموزشها بهرهمند شوند. وقتی به خانوادهام فکر میکنم، میبینم اگر این مسیر را نمییافتم، در چه باتلاقی فرو رفته بودیم. حالا روز جشن که بچهها آمدند، لذت زیادی بردند. اگر فقط بنشینیم و منتظر باشیم، هیچکس برای ما زمین نمیخرد؛ بنابراین باید تلاش کنیم تا صاحب زمین شویم. امیدوارم بچهها در جلسه سرداری شرکت کنند و کمک کنند تا با لطف خدا بتوانیم به این هدف برسیم.
عکاس وتایپ: مسافر ابراهیم لژیون چهارم
تنظیم و ارسال: راهنما مسافر بهمن
مسافران نمایندگی ملایر
- تعداد بازدید از این مطلب :
582