
همسفر سحر:
روز اول که مصرفکننده موادمخدر وارد کنگره۶۰میشود، تنها خواستهای که دارد، رهایی و به درمان رسیدن خود است؛ ولی ما در کنگره۶۰ فقط رها نمیشویم، کنگره۶۰ ابزار چگونه زندگی کردن را در اختیار ما میگذارد؛ زیرا علم درست زندگی کردن بالاترین علم است.
زمانیکه در زندگی تصمیم میگیرم فقط به یک نقطه نگاه نکنم و با امیدواری و توکل مشکلات را ذرهذره برطرف کنم، جهان هستی همهچیز را به نفع من تغییر میدهد، درهای بسته باز میشود و معجزه، یکی پس از دیگری اتفاق میافتد؛ پس نباید ناامید شد، جا زد و دست از تلاش برداشت.
خداوند در قرآن کریم میفرمایند: «اِنَ اللهَ مَعَ الصَابرِین» قطعاً خداوند با صبرکنندگان است.
وقتیکه من از صمیم قلبم برای خواستهای که دارم تلاش میکنم، قطعاً به نتیجه خواهم رسید؛ چون وعده خداوند دروغ نیست و خداوند هیچوقت دیر نمیکند. کافی است بخواهیم که راه را به ما نشان بدهد. خدا را شکر که اذن ورود کنگره۶۰ به مسافر من داده شد تا من هم همراه او بهعنوان همسفر و بال پرواز وارد کنگره۶۰ شوم.
من سحر اگر ارزش بودن خود در کنگره۶۰، خدمتی که در اختیارم گذاشته میشود و این آرامش و امنیتی که در نمایندگی دارم را ندانم، قطعاً آن را از دست خواهم داد.
در زبان ترکی ضربالمثلی است که میگویند: «میثقالی بیلمسن خرواری بیلمز» کسی ارزش یک چیز کوچک را که به او داده میشود را نداند، ارزش خوبیهای زیاد را هم متوجه نخواهد شد.
همه و همه در تلاش هستند تا به انسان دردمند و رنج دیده کمک کنند.
کنگره۶۰ میگوید: «شخصی که شیشه، هروئین یا هر مواد دیگری که مصرف میکند با ورود به کنگره۶۰، انجام متد درست، و فرمانبردار بودن میتواند به درمان قطعی دست پیدا کند در صورتیکه هیچگونه وسوسهای به مصرف موادمخدر نداشته باشد و با جهانبینی روان او نیز به تعادل برسد.
وقتی کسی در کنگره۶۰ به درمان و حال خوش میرسد، تنها یک شخص به درمان نرسیده؛ بلکه خانواده و اطرافیان شخص نیز با دیدن او به حال خوش میرسند.
در کنگره۶۰ لژیونDST، لژیون ویلیاموایت، Dsap، لژیونهای جونز، دارویot و تمام چیزهایی که در کنگره۶۰ وجود دارد تکبهتک قابل ستودن و ارزش شکرگزاری هر روزه را دارند؛ ولی انسان فراموشکار و ناسپاس است و بعضی مسافرها خوب سفر نمیکنند، دنبال گریزگاه هستند که کارها و مسئولیتهای خود را انجام ندهند، انضباطی میشوند و حتی شاید از کنگره۶۰ دور هم شود. خدا را شکر امروز هر چیزی و هر حس خوبی که از دست داده بودم با وجود کنگره۶۰ دوباره احساس میکنم.
گرچه هر خدمتی انجام دهم جبران کارهایی که کنگره۶۰ برای من انجام داده، نمیشود. به زندگی من چیزی را بیمنت بخشیده که در دنیا بیرون از کنگره۶۰، هرگز یافت نمیشود و با هیچچیز قابل قیاس نیست.
انشاءالله با وجود خود، خدمت کردن در کنگره۶۰ و حضور همیشگی در لژیون مالی بتوانم ذرهای از محبتهای کنگره۶۰، مهندس حسین دژاکام و راهنما خود را جبران کنم.

همسفر مریم:
سالهای بسیاری برای اعتیاد مسافرم مبارزه کردم. هر راهی را که امید داشتم به سوی آن رفتم؛ ولی به در بسته میخوردم، ناامید میشدم و برمیگشتم.
در تاریکیها و گرههای زندگی فرو رفته بودم و زندگی برای من پوچ بود و مفهومی نداشت. با چراهای زیادی مواجه میشدم و همهچیز این حیات را تمام شده میدانستم تا اینکه اذن ورود به کنگره۶۰ برای من و مسافرم صادر شد.
در حقیقت راه اصلی خود را پیدا کرده بودیم و در سرزمین عشق قدم نهاده بودیم. همه جا را نورانی میپنداشتم و با عزیزانی برخورد کردم که در هیچ سیستمی نظیر آن را ندیده بودم با گذر زمان عاشق راهنما خود شدم، آموزشها، مسئولیت پذیری، احترام به قوانین و حرمتها را پذیرای وجودم کردم چرا که کنگره۶۰ هنر درست زیستن و در چهارچوب حرکت کردن را به من آموخت و مسیر معرفت و قدرت تشخیص را برای من روشن کرد.
اما امروز که خود را بررسی میکنم، میبینم که چقدر دریافتهای ارزشمندی دارم که میتوانم در زندگی خود کاربردی کنم. کنگره۶۰ به من همسفر حیات دوباره بخشید؛ چون که در کنگره۶۰ همه چیز بر مبنای راستی و درستی حرکت میکند و من میتوانم با کاشتن بذر خدمت دین خود را ادا کنم و انسان بودن را آموزش بگیرم تا شاید روزی بتوانم به هم نوع خود کمک کنم.
حالا در قبال این همه بخشش کنگره۶۰ من چه کمکی میتوانم داشته باشم؟ من باید سپاسگزار حضور خود در کنگره۶۰ باشم؛ زیرا افراد زیادی بیرون از کنگره۶۰ در دنیا تاریک اعتیاد دست و پنجه نرم میکنند که عزیزان و خانوادههای آنها پا به پا مصرفکننده خود در آتش سوزناک اعتیاد میسوزند.
کنگره۶۰ از لحاظ امکانات همهچیز را برای ما مهیا کرده تا در نهایت آسایش و آرامش به تعادل برسیم؛ پس ما باید بدانیم که بهای هر چیزی را که به دست میآوریم را باید پرداخت کنیم. در حالی که کنگره۶۰ میتواند انسان را احیا کند و تمام ویژگیهای هستی را در خود گنجانده است، پس من به اندازه خود میتوانم خدمت کنم تا این چرخه ادامهدار باشد. از هیچچیز هراسی نداشته باشم، بدون هیچ چشمداشتی در استحکام پایههای مالی و علمی شرکت کنم و به انسانهای دردمند نیز کمک کنم.

همسفر فاطمه:
کنگره۶۰ مکان مقدسی در ناباوریها است. روزی که وارد کنگره۶۰ شدم همه چیز برای من گنگ بود و فقط به فکر خوب شدن حال مسافر خود بودم که به زودی درمان و سفر آن تمام شود.
برای من راه سختی بود؛ اما با کمک خداوند و نیروهای الهی، راه آسان گشته بود و ما سفر را به خوبی و هیچ سختی به پایان رساندیم و این سفر یکی از شیرینترین سفرهای عمر من بود که حتی خواب آن هم برای من محال بود. وقتی این همه حال خوب را دریافت کردیم از خداوند سپاسگزار بودیم؛ اما نمیدانستیم که چگونه قدردانی کنیم؟
خدمت به انسانها در کنگره۶۰، زکات حال خوب ما بود و زندگی من و زنده بودن را بیشتر میکرد. خدا را شکر کنگره۶۰ آنقدر به من داده که اگر تا آخر عمر خدمتگزار کنگره۶۰ باشم، باز چیز کمی است. به لطف خداوند جایگاههایی تجربه کردم که پر از آموزش و حس حال خوب بود. در این آموزش، تصمیم گرفتم قدمهای بزرگتر بردارم و روزی در کنگره۶۰ نام خود را ماندگار کنم .هیچوقت فراموش نمیکنم که من چه بودم و کنگره۶۰ با من چه کرد.
من هیچی نبودم در کنگره۶۰ فاطمه شدم کنگره۶۰ تمام دنیا و دید من را عوض کرد و به دنیایی تازه قدم گذاشتم، که بهشت روی زمین است. در کنار انسانهایی که بدون هیچ بازگشتی، پرداخت میکنند و فقط حال خوب انسانها برای آنها باارزش است. از خداوند میخواهم که تا آخر عمر خود بتوانم خدمتگزار گنگره۶۰ باشم.
عکاس: همسفر الهام رهجوی راهنما همسفر حمیده (لژیون پنجم)
رابطخبری: همسفر زهرا رهجوی راهنما همسفر شهربانو (لژیون سردار)
ویرایش و ارسال: همسفر فاطمه (دبیر سایت)
همسفران نمایندگی کاسپین قزوین
- تعداد بازدید از این مطلب :
109