دستور جلسه امروز یکی از عمیقترین و کاربردیترین محورهای کنگره است: «کمک من به کنگره و کمک کنگره به من». این دو بخش مکمل یکدیگرند؛ یکی دریافت دریافت است و دیگری رساندن رساندن. کنگره مکانی است که ابتدا پنجرههای بسته درون ما را میگشاید تا نور آموزشها وارد شده، بر جان ما بنشیند و در نهایت ما را به حال خوش رهنمون شود؛ اما اثر واقعی و ماندگار این آموزشها زمانی نمودار میشود که ما خودمان تبدیل به کانالی شویم که با خدمتکردن، نوری که دریافت کردهایم را به همنوع دردمند خود منتقل کنیم؛ یعنی کمکی که از طریق من به دیگری میرسد.
راهنما همسفر فاطمه و مسافرشان با تخریب آنتی ایکس شیشه وارد کنگره شدند. با راهنمایی راهنمایان مسافر پژمان و همسفر اکرم با روش D.S.T و داروی OT به مدت یک سال و بیست و سه روز سفر کردند و به لطف خداوند و دستان پرتوان و پرعشق آقای مهندس اکنون سه سال و سه ماه است که از بند اعتیاد آزاد و رها هستند. ورزش همسفر فاطمه در کنگره بدمینتون و ورزش مسافرشان والیبال است.
همسفر فاطمه از بدو ورود به کنگره عشق به خدمت را در جایگاههای گوناگون محقق نموده است. اولین خدمت ایشان دبیری جلسه بوده و پس از آن در جایگاههای ورزشبان دارت، مرزبان شعبه، نگهبان جلسه و عضویت در لژیون سردار فعالیت داشتهاند. این راهنمای سختکوش، اولین همسفر نمایندگی نایین است که اجازه کسب جایگاه پهلوانی را از آقای مهندس دریافت نموده است. در حال حاضر، همسفر فاطمه با شور و محبت در جایگاه راهنمایی D.S.T مشغول خدمت است و با عشق در مسیر آموزش، خدمت و تعالی گام برمیدارد.
امروز میخواهیم با تجربیات همسفر فاطمه نگاهی داشته باشیم به مسیر حیاتی که او و مسافرش طی نمودند تا بدانیم کنگره چطور توانست آنان را از سقوط آزاد بیرون آورد و در مسیر سبز سفر قرار دهد و در ادامه اکنون چگونه این توانایی و تجربه را برای خدمت به دیگران به کار میبندد؟!
در کنگره کمک فقط محدود به امور مالی نیست. از نگاه شما، چه نوع کمکهای دیگری ارزش و اثر ماندگار دارند؟
کمک در کنگره صرفاً محدود به امور مالی نیست؛ کنگره روی سه محور استوار است: مالی، علمی و نیروی انسانی متخصص. ما برای خدمتکردن، روی محور نیروی انسانی و متخصص متوقف میشویم و میدانیم که خدمت توسط انسانهایی انجام میشود که به بینش و دانایی لازم رسیدهاند و درک کردهاند که خدمت چه اثرات، برکات و انرژیهایی به خدمتگزار میبخشد.
امام حسین (ع) میفرمایند: «نیازهای مردم بر شما جزو نعمتهای الهی است»؛ یعنی وقتی یک فرد پس از سالها رنج و سختی به کنگره آمده و تمام آن لحظات دردناک را چشیده و میشناسد، وقتی درمان شود و به تعادل و حال خوش برسد، خودش وارد عمل میشود و دوست دارد به همنوعش که با هزاران درد وارد کنگره شده کمک کند. این قشنگترین چیزی است که افراد با فهم و آگاهی وارد مرحلهای میشوند که پس از درمان خودشان همچنان در کنگره میمانند تا یاریرسان دیگران باشند.
پس در کنگره کمک مالی تنها کمک نیست و کمک انسانی مهمتر و دارای ارزش بیشتری است. این کمکها مکمل یکدیگرند؛ یعنی کمک مالی باید بهجای خودش باشد، کمک انسانی هم در جای خودش و منابع علمی ما تماماً از سرچشمه دانش کنگره؛ یعنی آقای مهندس تأمین میشود و به این صورت یک مجموعه سرحال و سرزنده در کنار هم درمان و تعادل و تعالی را پیش میبرند.
تابهحال پیشآمده که کنگره در لحظهای خاص که انتظار نداشتید یاریتان کرده باشد؟ کمی درباره آن تجربه بگویید؟
جواب من قطعاً مثبت است؛ زیرا از روزی که وارد کنگره شدم، خیلی جاها؛ مخصوصاً در مسائل روابط اجتماعی، روابط شخصی و شناخت افراد، کنگره به یاری من آمده است. قبلاً خیلی جاها که من رفتارهایی داشتم که ممکن بود منجر به اتفاقات ناخوشایندی شود؛ اما دیگر آن زمینههای ناخوشایند حذف شده و با بررسی بیشتر اقدام میکنم. در محیط کار اخلاق من کمی تند بود بهخاطر تخریبهایی که داشتم، عصبی بودم؛ اما کنگره به یاری من آمد و الان کلاً نگرشم تغییر کرده است. میدانم اگر فردی رفتار ناپسندی انجام میدهد، آن خودِ آن انسان نیست، بلکه چیزی پشتش نهفته است و شاید مقصودش از آن کار یا آن رفتار چیز دیگری باشد.
لطفاً از زمان آشنایی خود با کنگره برای ما بگویید و بفرمایید چه چیزی باعث شد مسیر راهنمایی را انتخاب کنید؟
مسافرم سالها بود که در سقوط آزاد بود و من خودم برای قوی کردن روابط معنویام، یک دوره شکرگزاری برگزار کردم و از خداوند میخواستم راه حکمت و معرفت را بر من باز کند. بهمحض اینکه دوره شکرگزاری تمام شد، مسافرم دوباره وارد دنیای تاریکی شد و با تخریب فوقالعادهای که داشت، من دیگر دنبال سقوط آزاد و این چیزها نبودم؛ دنبال این بودم که ریشه مشکل زندگی ما واقعاً حل شود، نه بهصورت مقطعی. در آن موقع بود که کنگره توسط یکی از آشنایان به ما معرفی شد.
ابتدا خیلی مقاومت میکردم. دو ماه پس از ورود مسافرم به کنگره به اصرار راهنمای مسافرم فقط آمدم کنگره را ببینم، دستور جلسه «با حرکت راهنمایان میشود» بود و مرا پایبند خودش کرد و الان چهار سال است که واقعاً در کنگره داریم زندگی میکنیم. راهنمای من خانم اکرم عزیز که جا دارد از ایشان تشکر کنم؛ الگوی من و واقعاً نمونه یک انسان بینقص بودند. من خیلی دوست داشتم شبیه ایشان بشوم و قوی باشم. ایشان آنقدر قوی بود که حتی صبحهای جمعه برای ورزش از اصفهان به نایین میآمد و زودتر از همه در پارک بود.
دلیل دیگر هم این بود که خودم حالم خراب بود؛ یکی آمد دست گذاشت روی شانهام، گرفت و فشار داد و گفت: «آرام باش، اینجا جای خوبی است.» دوست داشتم من هم به کسی کمک کنم و او را به حال خوش برسانم.
کنگره چگونه به شما کمک کرد که رابطهتان با مسافر، خانواده و اطرافیان بهتر شود؟
بیشترین کمک کنگره به من مربوط به روابطم بود؛ یکی رابطه خودم با خودم و دیگری رابطه با اطرافیانم. هر زمان که میخواستم رفتاری تنشآمیز انجام دهم کنگره به من یاد داد اول تفکر کنم، ببینم پشت آن حرکت چه چیزی نهفته است، بعد اقدام کنم. رابطهام با مسافرم و فرزندانم بهتر شد و توانستم بیشتر روی خودم متمرکز شوم.
به نظر شما بزرگترین کمک کنگره به هر فرد چیست؟ آیا این کمک را در وجود خودتان احساس کردهاید؟
سؤال زیبایی است! تصور میکنم بزرگترین کمک کنگره را میتوانم به آینه تشبیه کنم؛ کنگره مینشیند روبهروی تو و تو را به تو نشان میدهد، درونَت را به خودت نشان میدهد و تو را با خودت مواجه میکند. آن موقع است که باید بینی که خودِ خودت هستی؟ درونِ تو چگونه است؟ باید بتوانی آنها را کشف کنی. من این کمک را در وجود خودم احساس کردم. کمک کرد که بیشتر درون خودم را ببینم که ایراد کارم چیست.
واقعاً ممنونم از اساتید آقای مهندس که باعث شدند انگیزه بدهند تا آقای مهندس بتوانند این راه را ادامه دهند و این کنگره را در زمین و آسمانها مستحکم کنند. واقعاً سپاسگزارم و از خود آقای مهندس نیز بسیار تشکر میکنم.
اگر قرار بود پیامی کوتاه برای کسانی بنویسید که هنوز معنای کمک را در کنگره درک نکردهاند، آن پیام چه بود؟
پیام من برای آنان این است که فرصتها محدودند. شاید انسان وقتی در مسیر نسیم رحمت الهی قرار بگیرد، تعداد نسیمها محدود باشد و یکی از این نسیمها کنگره است. کمکی که هر شخصی در کنگره میتواند انجام دهد، چه جانی باشد، چه مالی، مهم این است که یک گوشهای از کار گرفته شود. هر کس به نوبه خودش و به توانایی خودش یکی از لحاظ اقتصادی وضعش خوب نیست، میتواند از لحاظ کاری انجام بدهد؛ یکی از لحاظ کاری توانایی یا وقت ندارد، میتواند از لحاظ مالی کمک کند.
به نظر من این نیست که کنگره احتیاج به کمک من دارد؛ بیشتر این ما هستیم که به کنگره احتیاج داریم و کنگره این خدمتها را آورده سر راهمان گذاشته تا ما بتوانیم مهارتهای بیشتری کسب کنیم و قویتر شویم. به تمام کسانی که میخواهند کاری در کنگره انجام دهند میخواهم بگویم: فقط هر کاری میکنید برای خودتان میکنید، نه برای کنگره.
کلام آخر
من یک مثلثی برای خودم تشکیل دادم که در رأس آن خداوند قرار دارد و در یک ضلع آن کنگره و در ضلع دیگر خودم، یعنی من. برای اینکه به این سطح برسم و از خط تبدیل شوم به سطح و مؤثر باشم و خط اثری در این دنیا داشته باشم و به خداوند برسم، خداوند مسیر کنگره را سر راهمان قرار داد. کنگره فقط این نیست که بروی بنشینی آموزش بگیری و بیایی بیرون. کنگره یعنی وقتی آموزش گرفتی، بتوانی آموزشها را عملی کنی و اولین جایی که عملکردن آموزشها نمود پیدا میکند «خدمتکردن» است.
باز هم از خدا، آقای مهندس و خانواده محترمشان سپاسگزارم. از شما هم سپاسگزارم که با سؤالات خوبتان، مطالبی را در درونم زنده کردید. سپاسگزارم. در پناه خداوند بزرگ باشید.
طراح سؤال و مصاحبهکننده: همسفر آزاده رهجوی راهنما همسفر مینا (لژیون دوم)
عکاس: همسفر اکرم، رهجوی راهنما همسفر محبوبه (لژیون یکم)
ویرایش و ارسال: راهنما همسفر افسون نگهبان سایت
همسفران نمایندگی نائین
- تعداد بازدید از این مطلب :
71