پنجمین جلسه از دوره دوازدهم سری کارگاههای آموزشی خصوصی کنگره ۶۰؛ نمایندگی جهانبین شهرکرد؛ به استادی مسافر کیوان، نگهبانی مسافر مرتضی و دبیری مسافر افشین، با دستور جلسه «کمک من به کنگره و کمک کنگره به من» یکشنبه ۱۴ دی ماه ۱۴۰۴ ساعت ۱۷:۰۰ آغاز به کار کرد.
خلاصه سخنان استاد:
سلام دوستان، کیوان هستم یک مسافر.
در ابتدا ولادت حضرت علی (ع) و روز مرد و پدر را خدمت آقای مهندس و همه عزیزانی که در شعبه خدمت کردهاند و از زمان و انرژی خود در راه خدمت به منِ نوعی هزینه کردهاند و حکم پدری بر گردن ما دارند، تبریک عرض میکنم.
در خصوص دستور جلسه باید عرض کنم: حدود سیزده ماه پیش با دنیایی سرشار از ناامیدی وارد کنگره شدم و هیچ باوری به درمان نداشتم. با هدف ترک کردن، مثل ترکهایی که در گذشته تجربه کرده بودم، حرکت خودم را در کنگره آغاز کردم؛ با این تفاوت که تصور میکردم در کنگره شاید ترک راحتتری را تجربه کنم، چراکه به من دارو میدهند! در سه تا چهار ماه اول حضور در کنگره هیچ باوری به حال خوش نداشتم؛ خیلی چیزها را حتی با اینکه با چشم خود میدیدم، باور نمیکردم. حال خوش اعضا را میدیدم اما برایم قابل باور نبود. خدمت کردن عزیزان خدمتگزار را میدیدم که تنها دلیل خدمتشان رسیدن به محبت بود؛ از مال، زمان، علم و… خود در راه خدمت هزینه میکردند تا بتوانند خدمتی به دیگران بکنند. همه اینها را میدیدم اما نمیتوانستم باور کنم.
در همان روز اول ورود به کنگره، با وجود حال بسیار بدی که داشتم، وقتی احترام ایجنت و مرزبان را دیدم، وقتی دیدم راهنمای تازهواردین چگونه به من احترام گذاشت و پیگیر حال من بود، وقتی دیدم کافی است فقط خواسته درمان در شخص تازهوارد وجود داشته باشد و بعد همه اعضا دست به دست هم دهند برای رهایی یک نفر، تازه متوجه شدم کنگره ۶۰ و خدمتگزاران هیچ توقعی از دیگران ندارند و همه خدمتشان بر پایه محبت و کاملاً بلاعوض است. ابتدا باز هم نمیتوانستم باور کنم، اما بعد از گذشت حدود سه ماه به تدریج به کنگره ۶۰ و رسیدن به محبت و حال خوش ایمان آوردم.
من در ابتدا فقط برای درمان اعتیاد وارد کنگره شدم، اما دیدم درمان اعتیاد در برابر کمکهایی که کنگره به من کرده، قطرهای است در برابر دریا! سالهای طولانی خواب بسیار نامنظمی داشتم و بیشتر از ده سال بیدار شدن از خواب بدون سردرد را تجربه نکرده بودم، اما امروز با توجه به خواب کاملاً سالمی که در شب تجربه میکنم، صبح زود حدود ساعت ۶ با کوهی از انرژی بیدار میشوم و روز خود را آغاز میکنم. رسیدن به این شرایط برای من یک آرزوی دستنیافتنی و کاملاً غیرقابل باور بود.
من از متد DST، روش کنگره، برای تناسب اندام و وزن متعادل خود استفاده کردم و در حال استفاده هستم. امروز تا حدودی بادی سمفونی و زبان بدن خود را متوجه شدهام و روز به روز به وزن متعادل نزدیکتر میشوم و انرژی روزانهی بسیار زیادی دارم. به هر حال کمکهای کنگره به من بسیار زیاد است، اما در قبال آنها کنگره از من میخواهد قدردان باشم و اندازه داشتههایی که امروز به دست آوردهام را بدانم. کنگرهای باشم و کنگرهای رفتار کنم؛ الگو باشم و کسی که میداند من کنگرهای هستم، با رفتارم باورش را نشکنم.
در خصوص کمک اعضا به کنگره، یک نکتهای که دیدم این است که خدمتها در کنگره چرخشی و مدتدار هستند. همیشه دیدهام وقتی زمان خدمت عزیزان خدمتگزار به پایان میرسد، آنها بیش از همیشه تمایل به خدمت دارند و دنبال جایگاه دیگری برای خدمت میگردند. این نشانهای است که خدمتگزاران حتماً به برخی موضوعات مهم پی بردهاند. امیدوارم بتوانم در کنگره خدمت کنم و خدمتگزار باقی بمانم و آموزشهایی که از استادان و کنگره گرفتهام را در زندگی کاربردی کنم. تصور میکنم هیچ جای دنیا افراد اینگونه صدِ خود را در خدمت به دیگران نمیگذارند. به عنوان مثال، شخصی که بیشتر از پانزده سال در کنگره حضور دارد، تمام آموزشهایی که دریافت کرده با جان و دل و با تمام وجود در اختیار دیگر اعضا میگذارد و برای حال خوش دیگران تمام تلاش خود را میکند. دیدن این افراد و این سبک زندگی در کنگره برای من زندگی را زیبا کرده و باعث شده انرژی زیادی داشته باشم.
من در زندگی عصبی بودن و استرسی که در گذشته دائماً درگیر آن بودم را فراموش کردهام و آرامش و آسایش را تا حد بالایی تجربه میکنم. در کنگره برای تمام مشکلات و مسائل خود راهحل پیدا میکنم و جواب سوالاتم را در آموزشهای کنگره مییابم. باور دارم اگر امروز از کنگره ذرهای فاصله بگیرم، ضرر کردهام. خدمت در کنگره برای من و زندگیام یک نیاز است.
از اینکه به صحبتهای من توجه کردید، از همه شما سپاسگزارم.

عکاس: مسافر عارف لژیون ۱۰
نگارنده و تنظیم: مسافر مهدی لژیون۶
ارسال: مرزبان خبری مسافر وحید
نمایندگی جهانبین شهرکرد/ مسافران
- تعداد بازدید از این مطلب :
355