جلسه چهاردهم از دوره دوم جلسات لژیون سردار همسفران کنگره۶۰ نمایندگی بروجرد به استادی راهنمای تازه واردین همسفر رباب، نگهبانی ایجنت همسفر معصومه و دبیر موقتی همسفر فاطمه با دستور جلسه «کمک من به کنگره و کمک کنگره به من» روز یکشنبه ۱۴ دیماه ۱۴۰۴ ساعت ۱۶:۰۰ آغاز به کار کرد.

خلاصه سخنان استاد:
خداوند بزرگ را شاکر و سپاسگزارم که در جمع شما عزیزان هستم. از آقای مهندس و خانواده محترمشان تشکر میکنم که این بستر را فراهم کردند تا ما به حال خوش برسیم. همچنین از راهنماهای عزیزم قدردانی میکنم؛ زیرا در هر جایگاهی که خدمت میکنیم، مدیون آموزشهای این بزرگواران هستیم. در مورد دستور جلسه «کمک من به کنگره و کمک کنگره به من» باید بگویم؛ اگر هر کدام از ما این دستور جلسه را بهدرستی درک کرده باشیم و به گذشته خود رجوع کنیم، واقعاً با پوست، گوشت و استخوان آن را میپذیریم و قبول میکنیم که کنگره۶۰ چه کمکهای بزرگی به ما کرده است. من، وقتی گذشته خودم قبل از ورود به کنگره۶۰ را مرور میکنم، میبینم به واسطه مسافرم چه حال خراب و چه ضد ارزشهایی داشتم و نیز درگیر چه گرهها و مشکلاتی بودم که توان حل آنها را نداشتم، حالا میبینم چه حال خوشی دارم و چه.قدر تغییر کردهام.
با آموزشهای کنگره۶۰ فهمیدم که قبل از هر چیزی علم کنگره۶۰ بسیار بزرگ و ارزشمند است و هر کسی به اندازه ظرفی که دارد از آن بهره میبرد؛ یکی بیشتر و یکی کمتر. آموزشهای کنگره۶۰ بسیار گسترده است و اگر ما بتوانیم این آموزشها را در زندگی خود عملی و کاربردی کنیم، نتایج بسیار خوبی خواهیم گرفت. کنگره۶۰ فقط محل درمان اعتیاد نیست؛ بلکه راه و روش درست زندگی کردن و حل مشکلات را به من آموزش میدهد.
مشکلات قبل از کنگره۶۰ وجود داشته، اکنون هم هست و در آینده نیز خواهد بود؛ اما من قبل از کنگره۶۰ آنقدر توانایی نداشتم که بتوانم بهراحتی مشکلاتم را حل کنم و از پس آنها برآیم. خدا را شکر که با آموزشهای کنگره۶۰ تا حد زیادی راه و روش حل مشکلات را آموختهام. کنگره۶۰ به من یاد داده چگونه با مسائل زندگی برخورد کنم. آقای مهندس میفرمایند: اگر بخواهیم در کنگره۶۰ تغییر کنیم و این تغییرات در ما شکل بگیرد، هم علم کنگره۶۰ لازم است و هم ایمان. ایمان چگونه شکل میگیرد؟ آقای مهندس علم را به ما آموزش میدهند و ایمان زمانی به وجود میآید که منِ رباب به این علم باور داشته باشم، به آن ایمان بیاورم و آن را در زندگیام عملی کنم. این یعنی ایمان؛ یعنی حال خوب، یعنی حرکت در صراط مستقیم.
اگر کاری انجام دهم که هم حال خودم خوب شود و هم بتوانم حال یک نفر دیگر را خوب کنم؛ یعنی در صراط مستقیم قرار دارم. منی که با کلی ضد ارزش، حسهای منفی، افسردگی و در کنار یک مصرفکننده زندگی کرده بودم و تمام این شرایط شخصیت مرا ساخته بود، امروز با این آموزشها میتوانم هم به خودم و هم به دیگران کمک کنم. وقتی میگوییم «کمک من به کنگره و کمک کنگره به من»، واقعاً اگر از امروز تا هزاران سال هم در کنگره۶۰ خدمت کنم، نمیتوانم حتی بخش کوچکی از خدماتی را که کنگره۶۰ به من کرده جبران کنم. وقتی آقای مهندس میفرمایند که نمیتوانند زحمات کنگره۶۰ را جبران کنند، منِ رباب دیگر چه میتوانم بگویم؟ واقعاً خداوند به ما لطف بزرگی کرده که در کنگره۶۰ هستیم، در این مسیر قرار گرفتهایم و از این سرچشمه آموزش و انرژی بهرهمند میشویم.
خداوند بزرگ را شکر میکنم. اگر امروز در حال خدمت شال سبز تازهواردین هستم، گرچه نامش خدمت است؛ اما در حقیقت خدمت به خودم محسوب میشود. من در این جایگاه آموزش میگیرم و انرژی که دریافت میکنم، در اصل سرمایهای برای رشد خودم است. در هر جایگاهی که باشیم و خدمت کنیم، آموزشهای مخصوص به همان جایگاه را دریافت میکنیم. چه در سفر اول باشیم و چه در سایر جایگاههای خدمتی، همواره در حال یادگیری هستیم. من هیچ کاری برای کنگره۶۰ انجام ندادهام؛ بلکه این کنگره۶۰ است که همواره به من خدمت کرده است.

مرزبان کشیک: مرزبان همسفر زینب
تایپیست: همسفر مهناز رهجوی راهنما همسفر معصومه (لژیون اول)
عکاس: همسفر طاهره رهجوی راهنما همسفر معصومه (لژیون اول)
ارسال: همسفر سارا رهجوی راهنما همسفر معصومه (لژیون اول) دبیر سایت
همسفران نمایندگی بروجرد
- تعداد بازدید از این مطلب :
920