تعدادی از رهجویان لژیون اول از نمایندگی رودکی در باب دستور جلسه (کمک من به کنگره و کمک کنگره به من) چنین نوشتند:
سلام دوستان ناهیدهستم یک همسفر
دستور جلسه در مورد کمک کنگره به من وکمک من به کنگره، اول از همه از خداوند بزرگ و استادان جناب مهندس سپاسگزارم که ایشان را یاری کردند که کنگره مکان مقدس را بنا کنند و بعد از جناب آقای مهندس و خانواده گرامی تشکر و قدردانی میکنم که فقط خدا میداند که این عزیزان چه سختیهایی را متحمل شدند تا این مکان مقدس بنا شود که بتوانند به انسانهای در بند کمک کنند، حالا هر مسافر و هر همسفری خودش میداند که کنگره چه کمکی به من کرده، یعنی من میدانم که کنگره به من حال خوب داد کنگره به من بخشندگی را یاد داد، کنگره به من برادرم را داد عزیزم را داد برادری که از سن خیلی کم در تاریکی فرو رفته بود و غرق در اعتیاد شده بود؛ وقتی من فهمیدم که این بچه در روز چقدر شیره خوراکی مصرف میکند به تنم لرزه افتاد گفتم خدایا چه میشود چه کار میتوانیم بکنیم، مادرم شب و روز خواب نداشت و همیشه به فکر این بود که چه کسی میتواند این را درمان کند، چون همه میگفتند که اعتیاد درمان ندارد و هر کسی که ترک کند دوباره بر میگردد؛ اما یک معجزهای رخ داد که خودمان هم نفهمیدیم، چگونه خداوند راه کنگره را به روی برادرم باز کرد؟ بدون اینکه خانواده بفهمند خودش سفر کرد رهایی گرفت و خدا را هزاران بار شکر که امسال در آزمون راهنمایی قبول شد و شال تازه واردین گرفت. حالا من چگونه میتوانم بهای این نعمت بزرگ را که کنگره به من هدیه داد بدهم؟ به هیچ شکلی نمیتوانم بهایش را پرداخت کنم؛ ولی میتوانم در حد خودم با عملکردم به کنگره کمک کنم؛ یعنی از کم شروع کنم تا به بینهایت برسم، یعنی صد خودم را بگذارم تا کنگره بتواند روز به روز قویتر و محکمتر باشد از اینکه به صحبتهای من توجه میکنید سپاسگزارم.
سلام دوستان مژگان هستم یک همسفر
مشارکت در مورد (کمک کنگره به من و کمک من به کنگره) اول از همه از بنیانگذار کنگره جناب آقای مهندس تشکر میکنم برای مهیا ساختن این بستر. کنگره کمکی که به من کرد این بود، راه و روش زندگی کردن را آموختم و راه را نشانم داد، راهی که ۴۰ سال در آن گم شده بودم با آموزشهای ناب کنگره راه نمایان شد کنگره تکهای از وجودم را که در حال نابودی بود به من بخشید؛ چون قبل از کنگره همه درها به روی من بسته شده بود، قفلهایی بر آن در گذاشته بود که به هیچ عنوان باز نمیشدند؛ ولی کنگره بعداز ده ماه یکی یکی آن قفلها را برای من و مسافرم باز کرد نمیدانم اگر تا به امروز به کنگره نیامده بودم چه بر سر من و مسافرم آمده بود؛ ولی میدانم کسانی که به کنگره میآیند نشان کرده خدا هستند و خداوند را شاکرم که راه کنگره را برای من و مسافرم گشود. کنگره اقیانوسی عظیم است که با وارد شدن در آن خود را جزئی از این اقیانوس میدانی، من با آمدن به کنگره معنای جهانبینی را فهمیدم جهانی که هرگز با چشم دل ندیده بودم. فقط آرزو میکردم که عمرم همچنان باد بگذرد. کنگره به من کمک کرد که چرخه اعتیاد در خانواده من برای همیشه بسته شود و اکنون کمک من به کنگره چه می باشد، من هر کاری بخواهم انجام بدهم نمیتوانم ذرهای از کمکهای کنگره را جبران کنم فقط میتوانم با به موقع آمدن به جلسات و سیدی نوشتن و همچنین قوانین کنگره را محترم شمردن، ذرهای از کمکهای کنگره را جبران کنم و همچنین باخدمت گرفتن به حال خوش برسم؛ چون تمام آموزشهای کنگره بدون حساب و کتاب است و برای منی که راه را گم کرده بودم آمده است، امیدوارم بتوانیم تمام زحمات و آموزشهای کنگره را با رعایت قوانین و حرمتها جبران کنیم. من اینجا از راهنمای خوبم خانم مدینه کمال تشکر را دارم امیدوارم همیشه مستدام باشند.
سلام دوستان رعناهستم یک همسفر
از راهنمای عزیزم خانم مدینه سپاسگزارم که این خدمت را به من واگذار کردند که درباره کمک کنگره به من و کمک من به کنگره مشارکتی داشته باشم. کمک کنگره به من آنقدر زیاد است که شاید اگر کمی بیشتر و با دقت فکر کنم میفهمم که زندگی من قبل از کنگره و بعد از کنگره صدوهشتاد درجه تغییر کرده است. اولین آن طرز فکر من است که نگاه من به پیرامونم و انسانهای اطرافم چقدر تغییر کرده است. نگاه من قبل از کنگره به گونهای بود که خیلی ظاهری و گذرا بودم و ارزش هر چیزی را شاید در ظاهر آن میدیدم و نمیدانستم که خداوند از آفرینش هر موجودی یا گیاه و یا انسانی، چه هدفی دارد. فکر میکردم چیزی که ظاهر زشتی دارد خداوند برای چه آن را خلق کرده نهایتا شاید فکر میکردم برای اینکه ما پِی به زیباییها ببریم؛ ولی اینطور نیست خداوند برای خلقت هر چیزی هدف مشخصی دارد و به آن یک رسالتی و ماموریتی داده است؛ پس من اگر نگرشم را به دنیای پیرامونم عوض کنم بهتر فکر میکنم وقتی بهتر فکر کردم بهتر حرکت میکنم و راه زندگیام را درست انتخاب میکنم. برای هر سختی شکوه و گلایه نمیکنم و سعی میکنم از لحظات زندگیام بیشتر لذت ببرم و این تنها یک کمک کنگره به من از هزاران کمک دیگر است من هرگز فراموش نمیکنم در بَدو ورودم به کنگره چه حال خرابی داشتم و از بیماری مسافرم چقدر رنج میبردم؛ ولی درکنگره آموختم چگونه باید در کنار صبوری کردن و آموزش گرفتن یاد بگیرم که چگونه در کنار مسافرم درست حرکت کنم و او را در کنار گذاشتن کارهای ضد ارزشی یاری کنم و خودم هم در این میان کارهای ضد ارزشی خودم را شناسایی کرده و کنار بگذارم و اما کمک من به کنگره به قول آقای مهندس من سالها به کنگره بدهکار هستم، امیدوارم بتوانم با حرکت درست قدردان کنگره باشم و دین خودم را به کنگره ادا کنم. به امید رهایی همهی انسانهای در بند اعتیاد و ضد ارزشها و رنج کشیده.
رابط خبری: همسفر ناهید رهجوی راهنما همسفر مدینه (لژیون اول)
ویرایش و ارسال مطلب: همسفر اعظم دبیر سایت
نمایندگی همسفران رودکی
- تعداد بازدید از این مطلب :
17