گاهی یک کلمه کوچک؛ اما بزرگ، میتواند نجات بخش یک زندگی باشد.
"کنگره ۶۰"
کنگره به من کمک کرد تا بزرگ شوم، رشد کنم، مهربانی را تجربه کنم و قلبی را که گمان میکردم مرده است، دوباره زنده ببینم. کنگره به من اعتماد به نفسی بخشید که مرا بیدار کرد و به من گفت: تو میتوانی؛ پس حرکت کن. کنگره بخشش را به من آموخت و کمک کرد خود واقعیام را بشناسم؛ خودی که تا پیش از کنگره با او غریبه بودم.
کنگره بهترین راه را به من نشان داد، نه کوتاهترین راه؛ کمک کرد دنیای من رنگ و بو بگیرد، از تاریکی بیرون بیاید، مرا از ورطه نابودی نجات دهد و داشتههایم را به خودم نشان دهد. کنگره به من یاد داد تا زمانی که یاد نگرفتهام، در رنج و عذابم و آنگاه که یاد گرفتم، به آرامش و آسایش میرسم. به من آموخت اگر خواهان حال خوش هستی، باید تلاش کنی، باید بازیگری را یاد بگیری، روی صحنه بیایی و نقش خودت را پیدا کنی؛ چراکه حال خوش را مجانی به کسی نمیدهند و تا زمانی که تماشاگر باشی، چیزی به دست نمیآوری.
کنگره برای من؛ مانند چتری است که باران را متوقف نمیکند؛ اما کمک میکند زیر باران بمانم و حتی از آن لذت ببرم. کنگره زیباییهای زندگی را زیر چتر مشکلات به من نشان داد و به من گفت: راهحل مشکلات را در درون خودت جستوجو کن، نه در بیرون و نه در دیگران. درخت کنگره ۶۰ همیشه سرسبز و پربار است؛ میوههایش، وادیهای کتاب عشقاند. ما با تکتک این وادیها زندگی کردهایم؛ از وادی اول آغاز کردیم و به وادی عشق و محبت رسیدیم.
عشقی که من همسفر، آن را زیر خروارها خاک در دل و قلبم مدفون کرده بودم؛ کنگره آن عشق را به من بازگرداند، مرا احیا کرد، مسافرم را به من برگرداند و آینهای روبهرویم قرار داد تا ببینم همهچیز از خودم آغاز میشود؛ تا خودت را نشناسی، نمیتوانی به خودت و دیگری کمک کنی. کنگره به من همسفر، کمکهای بیشماری کرد که تنها بخش کوچکی از آن را نوشتم؛ بیآنکه هیچ توقعی از من داشته باشد.
کنگره؛ مانند خورشید و چشمه نور است؛ آیا خورشید برای طلوع و غروبش به کمک من و شما نیاز دارد؟ نه. پس اگر من در کنگره خدمتی انجام میدهم، هرگز برای جبران کمکهای کنگره نیست؛ زیرا خدمت و قدردانی، به خودم بازمیگردد و حال مرا خوش میکند. در واقع با خدمت در کنگره، باز هم به خودمان کمک میکنیم.
هر کار و خدمتی، چه مالی و چه معنوی، برای کنگره انجام بدهم، باز هم نمیتوانم ذرهای از کمکهای آن را جبران کنم. همیشه کفه کمک کنگره به من، سنگینتر از کفه کمک من به کنگره است. کنگره برای من؛ مانند قطرهای آب است که بر برگ مینشیند و میدرخشد؛ چون بهترین مکان را برای درخشیدن انتخاب کرده است؛ اما اگر همان قطره در دل دریاچهای بیفتد، اثری از آن باقی نمیماند.
پس همه ما باید قدر این مکان امن و مقدس را بدانیم و با حفظ حرمتها و قوانین کنگره، به درخشش آن کمک کنیم؛ چراکه گوهر کمیاب و ارزشمندِ آرامش را در این مکان یافتهایم. امیدوارم همه ما، همسفران و مسافران، با کمکهای مالی و معنوی خود، بتوانیم شعب کنگره ۶۰ را در سراسر کشور گسترش دهیم و به درمان انسانهای بیشتر و نجات خانوادههای درگیر تاریکی کمک کنیم.
خدایا، برای انجام این عمل عظیم
شکر، شکر، شکر
به امید جهانی شدن کنگره ۶۰
نویسنده: راهنما همسفر اعظم.ش (لژیون هشتم)
رابطخبری: راهنما همسفر اعظم.ش (لژیون هشتم)
ارسال: همسفر فائزه رهجوی راهنما همسفر فهیمه (لژیون اول) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی یحیی زارع میبد یزد
- تعداد بازدید از این مطلب :
149