
بهنام پروردگار هستی هرچه هست از آن اوست.
سلام دوستان شاپور هستم
مسافر ای آنکه هر خیری از او امید دارم و از خشمش در هر شرّی ایمنی جویم
ای آنکه به هرکه از او بخواهد میبخشد و ای آنکه به هرکه از او نخواهد و
او را نشناسد نیز میبخشد.
قبل از هرچیز از مهندس بزرگوار و خانواده
محترمشان تشکر و قدردانی میکنم بابت بستری که فراهم گردیده تا من و
امثال من در چنین فضایی بدون دغدغه و با آرامشِ خاطر آموزش ببینیم و به
حال خوب برسیم.
در زمان مصرف تخریب زیادی داشتم و به جایی رسیدم که به خود میگفتم که دیگر عمری باقی نمانده چون تجربه ترک را داشتم و با درد آن آشنا بودم و با بالا رفتن سن حتی نمیتوانستم به ترک فکر کنم تا اینکه توسط یکی از دوستان با کنگره آشنا شدم و در حین ناباوری وارد کنگره شدم.
اکنون که نزدیک به پایان سفر اول میباشم تا حدودی تعادل نسبی خود را به دست آوردم و به حال خوش خواهم رسید، اکنون به این فکر میکنم این همه محبت و خدمتی که بدون مزد و منتی به من شده است چگونه جوابگو باشم در فضایی که سرشار از محبت و مهربانی در جمع مهربان ترین انسانها که تا کسی تجربه نکرده باشد نمیداند و گاهی اوقات از معتاد بودن خود هم شکر میکنم که باعث شد تا وارد کنگره ۶۰ شوم، درس زندگی را یاد بگیرم چون آموزشهای زندگی در کنگره ۶۰ به طور متفاوتی میباشد که شاید در هیچ جای دیگری قابل تجربه نباشد.
آیا میتوانم خدمتی که به من شده درصدی از آن را برگردانم با عضو شدن در لژیون سردار از خداوند بخشنده و مهربان می خواهم که کمکم کند بتوانم در کنگره ماندگار باشم و در نهایت فارغ از حال خوش و درمان من مسئول هستم در برابر تمام امکانات کنگره که دیگران مهیّا کردند تا من به درمان برسم، در برابر تمام خدماتی که به من شده تا ذره ذره از مواد
بیرونی بینیاز شوم و به حال خوب برسم امیدوارم که بتوانم بخشش را از همه
شما دوستان عزیز فرا گرفته و خود نیز در خدمت به دیگران و با کمک مادی و انسانی
خدمتگزار خوبی در کنگره باشم.
(1).jpg)
دلنوشته: مسافر شاپور از لژیون یکم، راهنما مسافر نصرالله
ویراستاری و بارگذاری: مسافر رضا لژیون ۱۲
گرداورنده: مسافر حسن دبیر لژیون سردار
- تعداد بازدید از این مطلب :
389