تمام هستی بر مبنای دریافت و پرداخت بنا شده است، ما باید بگیریم و بدهیم؛ یعنی هم گیرنده باشیم و هم فرستنده باشیم.
همسفر زهرا به همراه مسافرشان صادق با آنتیایکس مصرفی شیره وارد کنگره شدند و به راهنمایی مسافر علی و همسفر نرگس، به مدت۱۱ماه و پانزده روز به روش DST با داروی OT سفر کردند و در حال حاضر دوسال است که با دستان پرتوان آقای مهندس از بند اعتیاد آزاد و رها هستند و در ضمن غیره سیگاری هستند و رشته ورزشی ایشان ایروبیک و شطرنج و مسافرشان شطرنج است.
مرزبان گروه خانواده همسفر زهرا، به لطف خداوند و آموزشهای کنگره۶۰ در جایگاههای خدمتی از جمله: دبیری، دبیر سایت، رابط خبری لژیون، عکاس خبری، دو دوره سرداری را تجربه نمودهاند و اینک مرزبان خبری شعبه هستند که گفتگویی با ایشان در خصوص دستور جلسه «کمک کنگره به من و کمک من به کنگره» داشتیم که تقدیم نگاه شما مهربانان همیشه همراه مینماییم.

در ابتدا به شما مرزبان گروه خانواده همسفر زهرا خداقوت میگویم بابت تمام خدماتی که برای شعبه زاگرس تاکنون انجام دادهاید و امیدوارم که برکت آن در زندگی شما جاری و ساری باشد.
در دستور جلسه آمده که کنگره به من کمک میکند؛ منظور از این کمک چیست؟
شاید اگر از دید یک سفر اولی و شخصی که تازه وارد کنگره شده، این کمک همان ترک اعتیاد باشد؛ اما در کنگره هرچقدر جلو میآییم و آموزش میگیریم به این نتیجه میرسیم که این کمک؛ یعنی خارج شدن از تاریکیهای درون، ضدارزشها، تغییر شخصیت و بودن در مسیر درست که نتیجهاش آرامش و آسایش چه در صور آشکار و صور پنهان است.
از نظر شما نقش من به عنوان عضو کنگره چگونه باید باشد تا به کنگره کمک کند؟
این خیلی مهم است که من در کنگره تماشاچی نباشم و هر کدام نقش خودمان را فارغ از قیاس کردن خودمان با دیگران ایفا کنیم و من آنقدر به چیدمان کنگره ایمان دارم که خودش ما را برای جایگاهی انتخاب میکند؛ فقط کافی است که ایمان داشته و فرمانبردار باشیم و آنچه که آموزش میگیریم کاربردی کنیم تا ذرهذره تبدیل به یک الگوصحیح باشیم؛ چه در داخل کنگره و چه بیرون از کنگره که اگر پیام کنگره را به عزیزی رساندیم با نگاه کردن به تغییرات مثبت ما مشتاق حضور در کنگره شود.
لطفاً بیان کنید که چگونه این دو جنبه با هم تاثیر میگذارند؟
اگر بخوام با خودم صادق باشم من در هر جایگاه چه مالی و چه خدمتی که میکنم، کمکی به کنگره نمیکنم و هر آنچه هست، کمکی است که از طرف کنگره به من است! چرا که باعث ایجاد توانایی و تغییرات در من میشود؛ پس همیشه خودم را مدیون کنگره میدانم و تمام تلاشم را برای ادای دِینم انجام میدهم و مثالی که همیشه برای خودم میزنم این است که کمک کنگره به من مثل بارانی است که در یک بیابان خشک و بیآب وعلف میآید و همین قدر تشنه و محتاج به این باران هستم.
در مقابل چالشها یا شکستها چه واکنشی دارید و چگونه کنگره به شما کمک میکند تا دوباره به مسیر بازگردید؟
ما استاد بزرگی مثل جناب مهندس داریم که بارها برای ما خاطر نشان میشوند که "مشکلات رحمتی از طرف خداوند هستند" و جزء جداییناپذیر زندگی ما؛ چرا که قرار است فلز وجودی ما را تغییر بدهند و ناخالصیها را از ما دور کنند. من همیشه با این دید نگاه میکنم که قرار این مشکل چی به من یاد بدهد، کدام نقطه ضعف من را تبدیل به نقطه قوت کنپ و طبق فرموده جناب مهندس در سیدی «بادبادک باز» بایستی مثل یک موج سوار و بادبادک باز عمل کنم.
برای تازهواردین چه پیامی دارید تا با دستور جلسه کمک من به کنگره ۶۰ همسو شوند؟
به نظر من در قدم اول برای یک تازهوارد، بودن در مسیر کنگره و ایمان به کنگره است. اگر با ایمان قلبی و رهجوی فرمانبرداری باشند؛ قطعاً خود کنگره خودش آنها را میطلبد و خود به خود همسو میشوند.
آیا تجربهای دارید که نشان دهد کمک به کنگره به شما احساس هدفمندی بیشتری داده است؟
تجربه که هست؛ اما اینکه بیان کنم و قابل درک و باور باشد برایم سخت است. به نظر من یکسری تجربهها فقط برای خود ماست و در صور پنهان ما یکسری اتفاقات میافتد که مختص ما و بیانش دشوار است؛ اما در پس کمک کردن به کنگره اتفاقاتی برای انسان میافتد که دقیقا مثل معجزه میماند و هر کس باید خودش با کمک به کنگره این تجربه را به دست بیاورد و لذتش را هم ببرد.
کدام یک از منابع آموزشی کنگره برای شما بیشترین کارایی را داشته است؟ چرا؟
قطعا تمام منابع آموزشی در کنگره مثل گنجی با ارزش در اختیار من هستند و این به خودمن بستگی دارد که چگونه و با چه دیدگاه و چقدر تشنه آموزش و دریافت داشته باشم. برای من «کتاب منطقه۶۰ درجه زیر صفر» مثل یک معجزه وارد زندگیام شد و با خواندنش بیتاب برای حضور در کنگره شدم و میتوانم بگویم با حرف به حرف و کلمه به کلمه «بر پیشانی دفتر» که استاد امین نوشتند، اشک ریختم و انگار بخشهایی از این نوشته از داستان زندگی من نوشته شده بود و الان هم هر وقت در زندگیام چالشی برایم پیش میآید که نتوانم از پس آن بر بیایم به کتاب ۶۰ درجه و سیدیهای مربوطه پناه میبرم.
کلام آخر...؛
استاد امین در سیدی «شکلگیری نیروها» فرمودند: «اگر انسان به درد و رنجهایی که در زندگی کشیده است بهعنوان یک سرمایه نگاه کند همه آن مشکلات بهعنوان یک مأمور آمدند که آن تجربه را به شخص بدهند»؛ پس غصه خوردن و غمگین بودن چیزی را عوض نمیکند؛ بایستی بهعنوان یک نقطه عطف در زندگیمان به آنها نگاه کنیم و به فرموده خانم شانی عزیز غم را بر خودمان حرام کنیم. از شما و همه عزیزان و خدمتگزاران مخصوصاً عزیزان خدمتگزار در سایت شعبه زاگرس تشکر و قدردانی میکنم و امیدوارم خیر خدمت در زندگی شما عزیزان جاری باشد و همچنین از راهنمای خوبم همسفر نرگس که همواره مرا تشویق به خدمت و همیشه کنارم بودند بینهایت سپاسگزارم و ممنونم که این فرصت را در اختیار من قرار دادید.
از شما سپاسگزارم، بابت فرصتی که برای تهیه این مصاحبه در اختیار ما قرار دادید و برای شما سلامتی، پایداری را از خداوند متعال خواستارم.
طراح سوالات، مصاحبه، تایپ و ویرایش: راهنماهمسفر لیلا رهجوی راهنما همسفر نرگس (لژیون پنجم)
عکس: همسفر فاطمه رهجوی راهنما همسفر زهره (لژیون اول)
ارسال: راهنمای تازهواردین همسفر مریم (نگهبان سایت)
همسفران نمایندگی زاگرس
- تعداد بازدید از این مطلب :
121