English Version
This Site Is Available In English

کنگره ۶۰؛ جایی برای بازسازی خود و کمک به جامعه

کنگره ۶۰؛ جایی برای بازسازی خود و کمک به جامعه

دستور جلسه این هفته «کمک من به کنگره و کمک کنگره به من» است؛دستورجلسه ای  که اگر فقط یک‌بار عمیق به آن فکر کنیم، می‌فهمیم اصلاً چرا امروز اینجا نشسته‌ایم.من وقتی به کمک کنگره به خودم فکر می‌کنم، اول یاد گذشته‌ام می‌افتم؛
یاد روزهایی که اسمش زندگی بود، اما در واقع فقط زنده‌بودن بود.جسمم خسته، روانم آشفته، ذهنم پر از ترس و ناامیدی بود.بارها تلاش کردم ترک کنم، بارها تصمیم گرفتم، اما هر بار نتیجه‌اش تخریب بیشتر بود.
کنگره اولین جایی بود که به من گفت:مشکل تو فقط مصرف نیست،مشکل تو ندانستن صورت مسئله اعتیاد است.کنگره به من علم داد؛به من یاد داد اعتیاد چیست، چرا هست و چگونه درمان می‌شود.کنگره به من متد DST را معرفی کرد؛راهی تدریجی، عقلانی و انسانی برای درمان.کمک کنگره به من فقط قطع مصرف نبود،کمک کنگره به من بازسازی جسم، روان و جهان‌بینی بود.
کنگره به من اجازه داد راهنما انتخاب کنم؛کسی که بدون چشم‌داشت، بدون توقع،با عشق و آموزش، کنارم ایستاد تا قدم‌به‌قدم جلو بروم.اگر بخواهم این کمک را با بیرون مقایسه کنم،باید هزینه‌های سنگین مشاوره، درمان‌های ناموفق و سال‌ها سرگردانی را یادم بیاورم.
کنگره به من نظم داد؛نظم در خواب، خوراک، تفکر و رفتار.به من یاد داد مسئولیت‌پذیر باشم و به‌جای فرار از مشکلات،
آن‌ها را حل کنم.اما حالا نوبت سؤال مهم است:من برای کنگره چه کار کردم؟اگر صادقانه بگویم،در برابر این همه کمک، کار بزرگی نکرده‌ام.اما کنگره به من یاد داد که خدمت، همیشه جایگاه و عنوان نیست.

اولین کمک من به کنگره این است که:حرمت‌ها را رعایت کنم ,قوانین را بپذیرم,آموزش بگیرم و اجرا کنم، نه فقط گوش بدهم کمک من به کنگره این است که:درست سفر کنم , وقت راهنما و سیستم را هدر ندهم ,برای کنگره دردسر درست نکنم
کنگره یک نهاد مردمی است؛نه بودجه دولتی دارد، نه نیروی حقوق‌بگیر.چرخ کنگره با کمک‌های کوچک ما می‌چرخد؛چه کمک مالی، چه کمک فکری، چه کمک رفتاری.من امروز فهمیده‌ام: اگر درست حرکت کنم،اگر درست آموزش بگیرم،اگر به تعادل برسم،این خودش بزرگ‌ترین کمک من به کنگره است.
وقتی به دستور جلسه «کمک کنگره به من» فکر می‌کنم، قبل از هر چیز یادم می‌آید که من با چه حال و روزی وارد کنگره شدم؛ذهنی خسته، دلی پر از ترس، ناامیدی و سؤالات بی‌جواب.کنگره برای من فقط یک مکان نبود،کنگره یک نگاه تازه به زندگی بود.به من یاد داد مشکل فقط مصرف مسافر نیست،بلکه نوع نگاه، نوع فکر و نوع رفتار منِ  هم نیاز به درمان دارد.
اما اگر بخواهم دقیق‌تر بگویم،کمک کنگره به من، از مسیر لژیون سردار به من رسید.
لژیون سردار به من یاد داد:آموزش، قبل از هر خدمتی لازم است .خدمت بدون آموزش می‌تواند آسیب‌زننده باشد .عجله نداشتن، خودش یک نوع صبر و ایمان است.در لژیون سردار فهمیدم که: من قرار نیست کسی را نجات بدهم،قرار است خودم تغییر کنم.فضای لژیون سردار برای من فضایی بود امن؛جایی که بدون قضاوت شنیده شدم،جایی که یاد گرفتم سکوت، گوش دادن و عمل کردن از حرف زدن مهم‌تر است.

کنگره از طریق لژیون سردار به من یاد داد:مسئولیت حال خوبم با خودم است .درست زندگی کردن ,حرمت نگه داشتن، خودش بزرگ‌ترین خدمت است
و اما من برای کنگره چه کردم؟اگر صادقانه بگویم،کار بزرگی نکرده‌ام…اما سعی کردم:حرمت‌ها را رعایت کنم آموزش‌ها را وارد زندگی‌ام کنم ,برای کنگره دردسر نباشم و حضورم، حداقل باری روی دوش کنگره نباشد من امروز فهمیده‌ام: کنگره به کمک من احتیاج ندارد،این من هستم که به کنگره و لژیون سردار احتیاج دارم.اگر خدمتی می‌کنم،اگر قدمی برمی‌دارم،اول برای رشد خودم است.
امیدوارم بتوانم آن‌قدر آموزش بگیرم و آن‌قدر درست قدم بردارم که شاگرد شایسته‌ای برای کنگره و لژیون سردار باشم چون یک مسافر سالم،یک خانواده سالم می‌سازدو این یعنی ادامه حیات کنگره.

در پایان می‌خواهم بگویم: این من هستم که به کنگره نیاز دارم.اگر خدمتی می‌کنم،اول برای نجات خودم است.
از همه خدمتگزاران کنگره ۶۰ شعبه سنایی نیشابور و راهنمای عزیز و بزرگوارم استاد زرگرانی ممنونم که برای درمانم زحمات زیادی کشید وآموزشهای زیادی که به من آموخت تا بمانم در این راه پرازعشق ومحبت  و از بنیان‌گذار این راه آقای مهندس حسین دژاکام  تشکر می‌کنمو از خداوند می‌خواهم لیاقت ماندن در این مسیر را به همه ما بدهد.

مسافر امیر رهجوی لژیون یکم

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .