مشارکت مکتوب همسفر مریم
وقتی با دقت به مدت زمانی که به کنگره آمدهام نگاه میکنم، میبینم کمکهای کنگره به لحاظ مادی و معنوی در حق من، قابل اندازهگیری با خدمت من به کنگره نیست. هر روز با مسائلی در زندگی شخصی و جامعه روبهرو میشوم که جواب همه آنها در سیدیهای آقایمهندس وجود دارد و به بهترین شکل ممکن راهکار آنها هست. هر روز بهتر از دیروز میشوم، به چیزهای جزئی دیگر اهمیت نمیدهم، با خود، خانواده و جامعه سر جنگ ندارم، با بُعدهای دیگر کمی آشنا شدم و زندگی پس از مرگ باور قلبی من شده است؛ به همین خاطر است خیلی آرامش دارم.
علم و دانشی که در کنگره میآموزم، حتی در دانشگاه وجود نداشت. کنگره به من آموخت که چهطور میتوانم در هر شرایطی بهتر و سالمتر زندگی کنم. نوع نگاه من را نسبت به سختیها و مسائل زندگی تغییر داده، چرا که با وجود بعضی مشکلات و مسائل گذشته میتوانم با آرامش و آسایش به راه خود ادامه دهم و با صبر و تلاش به دنبال راه حل آنها باشم. کنگره به من کمک کرد که ريشه مسائل را در وجود خودم جستجو کنم، نواقص خودم را بیابم و برطرف کنم. حال کمک من به کنگره۶۰، کنگره نیازی به کمک من ندارد من اگر کمکی کنم در اصل به خودم و دیگران کمک کردم؛ چون در کنگره کمک کردن چه مالی و چه خدمتی، کمک به خود، آینده بچهها و اطرافیان ما است، با این خدمتها به آرامش و حالخوش میرسم، باعث میشود احساس کنم که قطرهای از این اقیانوس بیکران هستم، وجود دارم و وجود من ارزشمند است. انشاءالله به لطف الهی بتوانم جزء خدمتگزاران راستین و ثابتقدم در کنگره باشم.
مشارکت مکتوب همسفر فرشته
درمورد دستور جلسه یکی کمک کنگره به من و دیگری کمک من به کنگره است. خدمتی که به کنگره میکنم در اصل به خودم کمک میکنم، سپس کمک به کنگره است. در این گذر باید کاشت تا بتوان برداشت کرد و به پای محصول خود باید بسیار صبر و تلاش کرد. این خدمت کردن میتواند مادی یا معنوی باشد و ضرورت آن احساس دِین یا پرداخت بدهی خود ما نسبت به چیزهای با ارزشی است که به دست آوردهایم و این بندگی کردن در سیستم دقیق و منظم الهی بایستی باشد؛ اما کمک من به کنگره این است که اول نظم و انضباط داشته باشم، به حرمتها و قوانین کنگره احترام بگذارم، فرمانبردار باشم، به موقع در جلسات حاضر شوم، به حرف استاد و راهنما گوش بدهم، به موقع سیدی بنویسم، به همه اعضاء احترام بگذارم، همدیگر را دوست داشته باشیم و من واقعاً مدیون کنگره، آقایمهندس و خانواده محترم ایشان هستم که این مکان پر از آرامش را برای ما و مسافران ما مهیا کرد.
مشارکت مکتوب همسفر فاطمه
من بهعنوان یک همسفر تازهوارد، وارد کنگره شدم، با دلِ خسته، ذهنی پر از نگرانی و سؤالهایی که مدتها جواب نداشتند. آمدن من از روی آمادگی کامل نبود، بیشتر از روی خستگی بود، خستگی از فکر کردن، نگران بودن و با این حس که هر کاری میدانستم انجام دادم؛ ولی اوضاع همانطور مانده است. وقتی برای اولین بار وارد جلسه شدم از هر چیزی ترس داشتم، ترس از قضاوت، شنیدن حرفهایی که آماده نبودم و حتی ترس از اینکه اینجا هم مثل جاهای دیگر فقط حرف باشد و نتیجهای نداشته باشد. جلسات اول، بیشتر سکوت میکردم، نگاه میکردم به آدمهایی که آرام به نظر میرسیدند، به حرفهای آنها گوش میدادم و با خودم مقایسه میکردم. بعضی چیزها را متوجه نمیشدم، برخی آموزشها برای من سنگین بود و گاهی واقعاً حس مقاومت داشتم؛ اما چیزی که باعث شد ادامه بدهم، این نبود که همه چیز را فهمیده باشم؛ بلکه این بود که هیچ کس از من انتظار نداشت ادای آدمهای قوی را دربیاورم، میتوانستم فقط بنشینم،
گوش بدهم و همانطور که هستم، باشم.
کمک کنگره به من، فعلاً یک تغییر اساسی یا یک آرامش همیشگی نبوده، کمک این بوده که عجله من را کمتر کرده و لازم نیست همه چیز همین امروز حل شود؛ باید قدمبهقدم جلو رفت. من هنوز خیلی وقتها نگران هستم، بلد نیستم چهطور درست واکنش نشان بدهم، شبها با فکر و ترس میخوابم؛ اما فرقی که دارد میدانم قرار نیست این مسیر را تنهایی طی کنم. کنگره به من نگفت که تو مقصر هستی؛ اما یاد داد مسئول حال خودم، حرفهایم و انتخابهای خودم هستم. این نگاه برای من تازه است و در حال درک کردن آن هستم.
کمک من به کنگره در این مرحله خیلی ساده و خیلی ابتدایی است حضور داشته باشم، گوش بدهم، فرار نکنم، وقتی چیزی را متوجه نمیشوم به خودم فرصت فهمیدن را بدهم. من نمیتوانم بگویم آموزشها را در زندگی عملی کردهام؛ چون تازه شروع کردم؛ اما میتوانم بگویم این فضا باعث شده که امید من کامل از بین نرود. کمک من به کنگره این است که با صداقت اینجا باشم، نقش بازی نکنم، وانمود نکنم قوی هستم و سریع به نتیجه نمیرسم. اگر من یاد بگیرم کمتر واکنش نشان دهم، بیشتر گوش دهم و برای تغییر صفت گذشته عجله نکنم برای من؛ یعنی یک قدم جلو رفتن است. امروز خوشحال هستم که همسفر هستم، نه اینکه به جواب رسیدم؛ بلکه سؤالهای خود را جدی گرفتم. خوشحال هستم که این مسیر را شروع کردم، حتی اگر هنوز اول راه هستم. ممنون هستم از کنگره که به من اجازه داد بدون آمادگی کامل، نتیجه و ادعا فقط شروع کنم.
مشارکت مکتوب همسفر مائده
این دستور جلسه به من یادآور میشود که کجا بودم و الان کجا هستم. کنگره برای من علاوه بر درمان اعتیاد مسافرم، کمککننده بسیار خوبی بود تا بتوانم خودم را بهتر بشناسم، کلمه قدردانی را با پوست و استخوان درک کنم و با آموزشهای کنگره کمکم به آرامش رسیدم. یاد گرفتم چگونه در برابر مشکلات قوی و امیدوار باشم تنها جایی که میتوانم به جرأت بگویم همه و همه تمرکزشان روی یک هدف است و همه برای رهایی مسافر از دام اعتیاد دست به دست هم میدهند، کنگره۶۰ است. اعتیاد مشکلی است که خود شخص؛ باید در مسیر درمان قرار بگیرد؛ ولی خودش به تنهایی نمیتواند به درمان و رهایی برسد.
برای جبران کمکهای کنگره به من و دریافتها چه کمکی میتوانم به کنگره بکنم؟ برای بقای کنگره خدمتگزار باشم، دیگران کاشتند و ما استفاده کردیم، وقت این است که ما بکاریم تا دیگران استفاده کنند. خدمت کردن در کنگره نباید از سر منّت باشد؛ چون این اجازه به هر کسی داده نمیشود و اگر اجازه خدمت برای من صادر شد؛ باید قدرشناس و شکرگزار آن باشم؛ زیرا نتیجه خدمت چندین برابر به خود من برمیگردد.
مشارکت مکتوب همسفر فاطمه (ج)
زندگی من قبل از کنگره زندگی بهم ریخته بود و با گریه کردن در شب و تنهایی و روزها با آبرو داری که کسی از دل پر درد من با خبر نشود میگذشت تا اینکه به امید پروردگار راه کنگره برای مسافر من باز شد و با امیدواری بسیار به رهایی رسید؛ ولی متاسفانه خودم در تاریکی زیادی بودم و ضدارزشهای زیادی داشتم. در حال حاضر به لطف خداوند و آقایمهندس، زحمات راهنمای خوبم همسفر مریم توانستم مقداری ضدارزشهای خود را کنار بگذارم و حال بهتری بهدست بیاورم؛ ولی باز هم نیاز به آموزشهای کنگره دارم. امیدوارم بتوانم در کنگره خدمت کنم.
رابط خبری: همسفر فاطمه رهجوی راهنما همسفر مریم (لژیون دوازدهم)
عکاس خبری: همسفر محبوبه رهجوی راهنما همسفر فاطمه (لژیون هشتم)
ویراستاری و ارسال: همسفر ملیحه دبیر سایت
همسفران نمایندگی هاتف
- تعداد بازدید از این مطلب :
63