هشتمین جلسه از دوره چهارم لژیون سردار همسفران کنگره۶۰ نمایندگی صادق قم به استادی راهنمای تازهواردین همسفر افتخار، نگهبانی همسفر فاطمه و دبیری همسفر لیلا با دستور جلسه «کمک من به کنگره و کمک کنگره به من» روز یکشنبه ۱۴ دی ماه ۱۴۰۴ ساعت ۱۵:۴۵ آغاز به کار کرد.

خلاصه سخنان استاد:
خداقوت عرض میکنم خدمت تمام دوستانی که درجلسه حضور دارند و تشکر میکنم از ایجنت و مرزبانها و خانم فاطمه که اجازه دادند من در این جایگاه آموزش بگیرم و خدمت کنم. در رأس از آقای مهندس حسین دژاکام سپاسگزارم و خدای خودم را شاکر هستم که توانستم در کنگره حضور داشته باشم و از آموزشهای کنگره استفاده کنم. از راهنما خانم مرضیه و خانم زهرا تشکر میکنم.
دستور جلسه (کمک من به کنگره و کمک کنگره به من) ما انسانها شخصیتمان حسابگرانه است. ابتدا بایستی بدانم، کنگره به من چه چیزی داده که من در مقابلش بتوانم قدمی را بردارم. قدم اول وقتی وارد کنگره میشویم، فردی که به عنوان راهنمای تازه وارد نشسته و اطلاعاتی را به ما میدهد؛ در مورد شرایط کنگره، اینکه کنگره چه مکانی است، در چه شرایطی به وجود آمده، چه سالی تأسیس شده، همهی اینها را راهنمای تازه واردین دراختیارمان قرار میدهد.
مهمترین نکته این است که به ما در روز اول میگویند: کنگره به صورت رایگان فعالیتش را انجام میدهد و رایگان بودن این سیستم برای کسی که وارد کنگره میشود و از نظر مالی زیر خط فقر است، قوت قلبی برای او میشود که بتواند ادامهی مسیر را طی کند. پس از آن به اختیار خودش میتواند، راهنما انتخاب کند و در کنار یک ربّ و مربی که او نیز این مسیر را طی کرده و تمام چالشهایی که در سفراول و سفردوم پشت سرگذاشته و امروز به عنوان یک راهنمای قوی نشسته و میتواند، من افتخار را همراهی کند در آن مسیر سختی که در افکارخودم، مسیر صعب العبوره، شاید اصلا نتوانم از این مسیر عبور کنم.
اعتیاد رتبهای دارد که بیرون از کنگره هیچ کس نمیتواند آن را درمان کند. قبل از اینکه ما وارد کنگره۶۰ شویم، زندگی و شرایط سختی را داشتیم و همیشه منتظر بودیم، یک نفر به عنوان ناجی وارد زندگی ما شده و مشکلات و درد اعتیاد ما را کم کند، اما هیچ وقت این اتفاق نمیافتاد. افرادی که وارد زندگی ما میشدند؛ حالا به عنوان مشاورینی که ما در اختیار داشتیم میآمدند ما را گمراه میکردند و یک سری پیشنهادهای مختلفی به ما داده میشد و راههای غلطی برای درمان اعتیاد به ما نشان میدادند. آن زمان کلمهی درمان وجود نداشت و ما دنبال ترک اعتیاد بودیم و منتظر این بودیم که یک روزی حالمان خوب شود؛ ولی هیچ وقت این اتفاق هم نمیافتاد؛ اما وقتی وارد کنگره۶۰ شدیم مسیر برایمان روشن شد، چرا که آقایمهندس این مسیر را کاملا نشانه گذاری کرده بودند.
آقای مهندس، برای تازهواردی که وارد کنگره میشود و برای همهی عزیزانی که در سفراول هستند فعالیت انجام میدهند، درست است به دید من که در لژیون قرار گرفتم؛ فقط راهنما و هملژیونیهایی که کنار من هستند به من کمک میکنند که به رهایی برسم؛ اما در رأس آقای مهندس هم برای من زحمت میکشند و برای من تلاش میکنند که من بتوانم به درمان برسم، همهی اینها باعث میشود که من به آرامش و آسایش برسم.
آقای مهندس همیشه میگویند: دوست دارم زندگی کردن را یاد بگیرید، من زندگی کردن را بلد نبودم و نمیدانستم باید زندگی را کجا از سر بگیرم و کجا رها کنم. واقعا آن دغدغهای که در زندگی داشتیم به هیچ نحوی رفع نمیشد. چرخ کنگره هیچ وقت نمیایستد، هیچ وقت حرکت کنگره از پا نمیایستد. جدا از اینکه راهنما برای ما فعالیت انجام میدهد، راهنمای تازه واردین، ایجنت و مرزبان نیز درحال فعالیت هستند.
یک سری خدمات مالی هم داریم در کنگره، مثل همین صندلی که بر روی آن نشستهایم، سقفی که بالای سرمان است، قند و چایی که در اختیار ما قرار میگیرد و تمام این خدماتی که انجام میشود، زیر سایه لژیون سردار میباشد. حیاطی که بچهها از آن استفاده میکنند، حتی نورپردازی که در شعب کنگره است همه زیر مجموعهی لژیون سردار است. آقای مهندس اگر این تدبیر را برای لژیون سردار نداشتند؛ الان معلوم نبود در کدام بیقولهها ما باید مینشستیم و منتظر بودیم آقای مهندس آموزشی به ما بدهند و ما بتوانیم آن آموزشها را کاربردی کنیم.
قسمت جالبی که برای من افتخار در زندگی شخصیم اتفاق افتاد این بود که؛ من در بدو ورود با زندگی زیر خط فقر وارد کنگره شدم، وسیله شخصی که داشتیم با آن تصادف کرده بودیم و آن را به عنوان جریمه و خصارتی که باید پرداخت میشد، پرداخت کرده بودیم و هیچ چیز دیگری نداشتم. یک موتور داشتیم نه کاری نه زندگی؛ وقتی وارد کنگره۶۰ شدیم خداوند ما را به لطف همان صراط مستقیم که در آن قرار گرفته بودیم مورد عنایت قرار داد. از لحاظ مالی بخشیدن، یک بخشش در زندگی دقیق عمل میکند و همینطور بخش معنوی آن این بود که به وسیله آموزشها در کنگره۶۰ پایدار ماندیم .
یک بخش مهم که برای من اتفاق افتاد خدمت مادی بود که به من برگشت؛ همان نوری که به زندگی من و تمام افرادی که در این راهند تابید. در یکی ازصحبتهای آقای مهندس دژاکام که میفرمودند: شعبهی اصفهان رفته بودم از کجا تا کجا ماشین خارجی پارک کرده بودند، گفتند: وضع مالیتان اوایل که وارد کنگره۶۰ شدید به این گونه بود؟ نه هیچ کدام وضع مالی خوبی نداشتیم؛ ولی به برکت کنگره۶۰ به برکت حرکت در صراط مستقیم آرام آرام زندگیمان رونق پیدا کرد، پس کنگره۶۰ خیلی چیزها به ما داده است.
وقتی خود آقای مهندس در صحبتهایشان اعلام میکنند: من هنوز به کنگره۶۰ بدهکارم با همه خدماتی که در کنگره۶۰ انجام میدهند، کتابی که برای کنگره۶۰ مینویسند، همه مقالاتی که برای درمان انواع سرطان ارائه میشود، آزمایشگاههایی که در ایران نبود و دستگاههای آزمایشگاهی که وارد ایران شد، درمان چاقی و لاغری، درمان ویلیام مسافرها و همسفرها چقدر فعالیت انجام میشود؛ وقتی تمام خدماتی که انجام میدهند را نقطهگذاری میکنند و میفرمایند: من هیچ کاری انجام ندادهام. من به عنوان یک همسفر، اگر قدم کوچکی در ذهنم تصور میکنم برداشتهام؛ یا اینکه فعالیتی را در کنگره۶۰ انجام دادهام و یا حتی به عنوان اینکه من راهنما هستم، یک سری افراد را از تاریکی خارج کردهام هنوز به کنگره۶۰ بدهکارم.
خدا را شکر میکنم که در مسیر سبز کنگره۶۰ هستم و آموزش میگیرم و به قول خود استاد سردار که میفرماید: ما با هم به این حلقهی حیات آمدیم که اول آموزش ببینیم و بعد خدمت کنیم. امید آن که، من افتخار موفق شوم آموزشهای کنگره۶۰ را به بهترین شکل بیاموزم و بعد بتوانم خدمتی را که آقای مهندس دژاکام در رأس از ما میخواهند به آن برسم. مسئله مهمی که از روز اول تا ابد در کنگره۶۰ وجود دارد بخشش میباشد.
شخصی که در ابتدا به لژیون تازهواردین میآید به او گفته میشود مسافرت را ببخش، این کلمهی بخشش شاید در قدم اول برای بخشیدن مسافر باشد؛ اما رفته رفته او بخشش را فرا میگیرد تا جایی که حتی بتواند در لژیون سردار هم ببخشد. بخشش فقط حسهای درونی انسان نیست؛ بخشش گاهی میتواند از لحاظ مادی، معنوی، جسمی و جانی باشد. امیدوارم که بتوانیم بخششمان را به کاغذ بیاوریم آن فیشهایی که به عنوان دنور، سردار، پهلوان رقم میخورد و این عمل بخشش مرا به نمایش میگذارد. امیدوارم از این بخشندگی عقب نمانیم.
مشارکت همسفر معصومه:
خدمت استاد، نگهبان، دبیر و خزانهدار خداقوت عرض میکنم. استاد محترم از صحبتهایتان لذت بردم. سیدی از آقای مهندس گوش میدادم که فرمودند: ما باید نگاهمان نسبت به زندگی خوب باشد؛ اگر نگاهمان از درون یعنی صورپنهان خوب باشد در مسیر هم برایمان خیر، برکت به همراه دارد. یک زمانهای شاید فکر میکردم، نگاهم این بود که لژیون سردار برای کسانی است که وضع مالی خوبی دارند و راحتتر میتوانند ببخشند؛ ولی من از نظر مالی ضعیفتر هستم و نمیتوانم شرکت کنم و ببخشم؛ ولی این طور نبود چون خودم امتحان کردم. وضع مالی مساعدی نداشتم؛ وقتی این موضوع را متوجه شدم که خیر و برکت زیادی به همراه دارد، با وجود اینکه در حسابم مبلغ خیلی کمی بود، با خود گفتم آیا امروز شرکت کنم؟
تا اینکه عضو لژیون سردار شدم، ۲ ساعت بعد از اینکه از کنگره رفتم خیر، برکت چند برابر شده بود و من متعجب شده بودم انتظاری نداشتم. ولی واقعا آنقدر که تعریف میکنند خیر، برکت دارد زودتر شرکت میکردم. یعنی اگر نگاهم از اول این بود آنهای که پسندازی ندارن، وضع مالی خوبی ندارند؛ ولی در لژیون سردار شرکت کنند و اولین قدم را بردارند خداوند خیر، برکت بیشتری در مسیر قرار میدهد. بعد از عضو شدند در لژیون سردار؛ آنقدر خدا را شکر برایم برکت داشت که همیشه میگفتم، چرا از لحظه اول که آمدم شرکت نکردم.
تقدیر دبیر دوم همسفر لیلا از دبیر اول همسفر سمانه

.jpg)
تاپیست: همسفر معصومه رهجوی راهنما همسفر زهرا (لژیون سوم)
عکاس: همسفر فاطمه.ج رهجوی راهنما همسفر منصوره (لژیون هفتم)
ویرایش: مرزبان خبری همسفر نازنین
ارسال: همسفر فاطمه رهجوی راهنما همسفر منصوره (لژیون هفتم)
همسفران نمایندگی صادق قم
- تعداد بازدید از این مطلب :
241