دستور جلسه این هفته؛ «کمک من به کنگره و کمک کنگره به من» است. هر بار که این دستور جلسه مطرح میشود، به فکر فرو میروم و واقعیتهایی را به یاد میآورم که گاهی ممکن است فراموش کنم؛ از کجا به کجا رسیدهام.
همانطور که گفتهاند: شکر نعمت، نعمتت افزون کند و کفر نعمت، نعمت از کفت بیرون کند. شکر؛ یعنی سپاسگزاری و قدردانی و کفر؛ یعنی پنهان کردن حقیقت.
این دلنوشته را آماده کردم تا همیشه به یاد داشته باشم کنگره۶۰ چه کار بزرگی برای من انجام داده است. اگر کنگره۶۰ در مسیر زندگی من قرار نمیگرفت، حقیقتاً از درون مرده بودم. شاید برای بعضیها باورکردنی نباشد؛ اما زمانی که اعتیاد فرزندم را فهمیدم، سراسر نفرین و ناامیدی بودم. هیچ کس به غیر از مسافرم را نمیدیدم، در آن روزها حتی دختران دیگرم را فراموش کرده بودم و فقط به فکر آبرو و مشکلات خودم بودم.
افکار منفی و ضد ارزشها آنقدر بر من غلبه کرده بود که دچار بیماری اعصاب و افسردگی شدم؛ تا جایی که تصمیم به بستری شدن در بیمارستان فارابی گرفتم؛ اما خداوند دست یاری به سوی من دراز کرد و مسیر کنگره به واسطه مسافرم برای من باز شد و این نقطه عطف زندگی من بود.
کنگره۶۰ به من آموخت چگونه در کنار یک مصرفکننده زندگی کنم و او را درک کنم. بخشش را یاد گرفتم؛ اینکه باید ببخشم تا حال خودم خوب شود. کنگره منیت، دروغ و تجسس را از من گرفت و به جای آن خودشناسی را به من هدیه داد.
من وظیفه دارم با سپاسگزاری و خدمت، قدردان کنگره باشم. انسان زمانی میتواند حقیقتاً تشکر کند که علم زندگی را بیاموزد و این علم در خدمت کردن، معنا پیدا میکند.
وقتی در کنگره۶۰ خدمت میکنیم، در واقع شکرگزاری خود را نشان میدهیم. حتی چیدن یک صندلی برای من شادی و لذتی دارد که با هیچ چیز قابل مقایسه نیست. این عمل ساده، تشکری از کنگره۶۰ و راهی برای بهتر شدن حال خودم است؛ زیرا در نظام هستی، خدمت به همنوع والاترین جایگاهی است که انسان میتواند به آن برسد.
در قرآن کریم اولین سوره با حمد آغاز میشود تا اهمیت سپاسگزاری و تشکر را به ما یادآوری کند، زیرا تشکر، عزت نفس انسان را بالا میبرد و او را در جایگاه واقعیاش قرار میدهد.
در پایان، از خداوند بسیار سپاسگزارم که مرا در این مسیر قرار داد و از مهندس حسین دژاکام و خانواده محترم ایشان بینهایت تشکر میکنم که با آموزشهای ناب خود، مرا به حال خوش رساندند.
از راهنمای خود، همسفر فاطمه بسیار تشکر میکنم؛ او باتمام حال بدیهای من ساخت، با گریههایم گریه کرد، با خندههایم خندید و با حس زیبایش آرامش را در زندگی به من هدیه داد. امیدوارم بتوانم در کنگره۶۰ خدمتگزار شایسته باشم؛ چرا که تمام زندگی خود را مدیون کنگره۶۰ هستم.
نویسنده: همسفر اشرف رهجوی راهنما همسفر فاطمه (لژیون شانزدهم)
رابط خبری: همسفر زهره رهجوی راهنما همسفر فاطمه (لژیون شانزدهم)
عکس: همسفر شقایق رهجوی راهنما همسفر زهرا (لژیون پنجم)
ارسال: همسفر معصومه رهجوی راهنما همسفر مریم (لژیون دوم) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی شیخبهایی
- تعداد بازدید از این مطلب :
238