جلسه چهارم از دوره هفدهم کارگاههای آموزشی خصوصی همسفران کنگره۶۰ نمایندگی جواد گلپایگان به استادی پهلوان همسفر معصومه، نگهبانی همسفر فاطمه و دبیری همسفر فاطمه با دستور جلسه «کمک کنگره به من و کمک من به کنگره» روز یکشنبه ۱۴ دیماه ۱۴۰۴ ساعت ۱۷:۰۰ آغاز به کار کرد.

خلاصه سخنان استاد:
خداوند بزرگ را شاکر و سپاسگزارم که امروز نصيب و روزی من شد تا در این جایگاه قرار بگیرم و از شما آموزش بگیرم. در ابتدا روز مرد را به بزرگمرد تاریخ، مهندس حسین دژاکام تبریک عرض میکنم. استاد رعد میفرماید: «مردی که از قلبها وارد میشود و با محبت نسخه میپیچد؛ اما دیگرانی که در دارالفنون حیات آموزش دیدند، از نسخهپیچی برای مسافران عاجز هستند».
دستور جلسه امروز کمک من به کنگره و کمک کنگره به من است. امیدوارم که بتوانم این دستور جلسه را در حد توانم و با کمک شما باز کنم. مهندس حسین دژاکام میفرماید: «زمانی که میخواهید در مورد کمک کنگره به خودتان صحبت کنید، خودتان را با زمانی که هنوز وارد کنگره نشده بودید، مقایسه کنید».
امروز دوست دارم فقط از دل خودم در مورد گذشته و اکنون خودم صحبت کنم، قطعاً به این صورت بیشتر به دل خواهد نشست. دوست دارم شما هم از تجربه خودتان بگویید، شاید امروز یک تازهوارد امیدی در دلش زنده شود و بداند که این مکان مقدس با جاهای دیگر تفاوت دارد.
من با کوهی از ناامیدی، افسردگی و عدماعتماد وارد کنگره شدم؛ درحالیکه اصلاً اعتماد به کنگره نداشتم، حتی پس از مشاوره در جلسه اول از کنگره رفتم و دیگر نیامدم؛ اما مسافرم ذرهذره آمد. تغییرات بسیاری را وجود مسافرم دیدم و همین موضوع باعث شد که دوباره به کنگره بازگردم.
روز اول با دیدن مرزبان همسفر سمیه که بسیار برای شعبه ما زحمت کشیدند؛ درحالیکه ایشان با کمال خوشرویی به من خوش آمد گفتند. من واقعاً یک مقدار خودم را گرفتم، اینجا کجاست که این قدر من را تحویل میگیرند.
راهنمای تازهواردین باآغوش باز من را پذیرفت؛ سپس معرفی شدم به یک راهنمای بزرگواری که قدمبهقدم در تمام مشکلات من را همراهی کردند تا بتوانم این مسیر را طی کنم و کمکم نور امید در وجودم نشان داده شد که اینجا با مکانهای دیگر فرق میکند؛ چون بسیاری از مسائلی که من سالها بهدنبالش بودم، در کنگره۶۰ به من داده شد.
من همیشه از زمان دبیرستان عاشق رشته ورزشی والیبال بودم، انگار سر دلم مانده بود که یک مکانی را دوباره به من بدهند تا من بتوانم ورزش و بازی کنم. دوباره این امید و انرژی به واسطه حضور در کنگره در زندگی من به وجود آمد.
حضور در ورزش صبحگاهی روز جمعه و با خانواده خود ورزش کردن برای تمام ما حتی افرادی که مصرفکننده نبودند، واقعاً حال خوش را به ارمغان میآورد. قبل از ورود به کنگره با صرف هزینههای سنگین به مسافرت میرفتم؛ ولی اکنون با یک مینیبوسی که هیچ امکاناتی ندارد همراه بچهها به مسابقات میروید و تجربیات بسیاری کسب میکنیم.
در کنگره دوستان خوبی به من داده شد، آنها بدون اینکه من را قضاوت کنند و کاری به گذشته و آینده من داشته باشند، با آغوش باز من را میپذیرند. کاری به من ندارند که اشتباهات و نقاط ضعف من چیست؟ یکی از قشنگترین آموزشهای که کنگره به من داد، خدمت مرزبانی بود.
واقعاً از بودن در این جایگاه و کنار کودکان کوچک لذت بردم. من حتی چگونگی رفتار با فرزندانم را در کنار کودکان شعبه یاد گرفتم. چهقدر کودکان حسشان خوب و دلشان پاک است. من نسبت به این مسائل هیچگونه آگاهی نداشتم؛ اما کنگره۶۰ دیدگاه و نگرش من را تغییر داد.
تمام دستور جلسات کنگره میخواهد دیدگاه من را تغییر دهد و من را از یک انسان ناسپاس عوض کند. داروی OT و روش DST در کنگره کشف شد و لقب همسفر به ما داده شد. ما بیرون از کنگره خانواده یک فرد مصرفکننده بودیم؛ اما در کنگره به ما همسفر گفتند و اینجا مسافر از همسفرش تقدیر میکند. کجای دنیا چنین کاری انجام میشود؟
یک جمله کوتاه در مورد قسمت دوم دستور جلسه که من چه کمکی به کنگره کردم. بنا به گفته دیدهبان مسافر اصغر وقتی میتوانید بگویید کمک که شما چیزی دریافت نکرده باشید و بخواهید بگویید کمک ولی من که این همه دریافت کردم، واقعاً میمانم کجا را بگويم من کمک کردم.
کمک من به کنگره شاید داستان گنجشکی است که برای خاموش کردن آتش جنگل، به اندازهنوکش آب میآورد یا همانند کسی که صدفها را یکییکی به دریا برمیگرداند. شاید کار ما کوچک باشد؛ ولی کار هر کدام در کنار هم قطعاً خیلی تأثیرگذار خواهد بود. شاعر میگوید:
آب دریا را اگر نتوان کشید
هم بهقدر تشنگی باید چشید
نکته حائز اهمیت این است که هر کدام از ما صفر نباشیم، شاید نتوانیم صد خودمان را بگذاریم؛ اما مهم این است که از صفر بیشتر باشیم. تلاش خود را به کار بگیریم، قطعاً در کنار هم خواهیم توانست کارهای خیلی بزرگی انجام بدهیم.
معرفی مسئول جدید کارت عضویت توسط ایجنت همسفر مریم

در ادامه جلسه مراسم تجلیل از راهنما همسفر راضیه توسط ایجنت همسفر مریم


مرزبانان کشیک: همسفر نیره و مسافر وحید
تایپیست: همسفر مهری رهجوی راهنما همسفر سمیه (لژیون هفتم)
عکاس: همسفر زهره رهجوی راهنما همسفر امیره (لژیون هشتم)
ارسال: همسفر مژگان رهجوی راهنما همسفر آرزو (لژیون دوم) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی جواد گلپایگان
- تعداد بازدید از این مطلب :
205