سلام دوستان زینب هستم یک همسفر
«ما همه برای آموزش پا به حیات نهادهایم تا ابتدا آموزش ببینیم و سپس خدمت درست انجام بدهیم و در این راه بسیار وقت لازم است». (استاد سردار)
دستور جلسه: "کمک من به کنگره و کمک کنگره به من"است؛ با این دستور جلسه خاطرات قبل از کنگره را مرور میکنم؛ زمانی که خسته و ناامید بودم از اینکه چرا خدا صدایم را نمیشنود. اذن ورود به کنگره برای مسافرم صادر شد و به لطف خداوند و با خواسته قوی که مسافرم برای درمان داشت، شروع به درمان کرد و من هر روز شاهد تغییرات جسمی و روانی او بودم. زمانی که ترس از اعتیاد مسافرم، ترس از آینده فرزندانم و ترس از ادامه زندگی، ذهنم را مشغول میکرد، دوباره با سفر مسافرم امیدوار میشدم. با حضور در هر جلسه، حالش بهتر و بهتر میشد و حال خوبش را به ما منتقل میکرد؛ زندگی هر روز برایم شیرینتر از قبل میشد. از این بابت شاکر خداوند هستم.
اولین کمک کنگره به ما این بود که بتوانیم بر ترسهایمان غلبه کنیم، ناامیدی را کنار بگذاریم و به زندگی و آینده امیدوار باشیم تا خودمان و زندگی را احیا کنیم؛ این سفر، سفری بود از تاریکی به روشنایی. قبل از کنگره در ظلمت و تاریکی گیرکرده بودیم؛ برای درمان مسافرم دست به هر اقدامی زده بودیم، بینتیجه بود. وقتی وارد کنگره شدیم آموزش گرفتیم، شناخت پیدا کردیم و متوجه اعتیاد و چگونگی درمان شدیم. یاد گرفتیم اعتیاد چیست، مصرفکننده کیست، سیستم ایکس چیست، فرق بین نیاز و وسوسه چیست، عشق، محبت و ایمان واقعی چیست، عدالت، نقطه تحمل و جهانبینی چیست؛ قبل از کنگره اطلاعات و آگاهی نسبت به اینها نداشتیم. وقتی پا در مسیر گذاشتیم، معنی و مفهوم همه اینها را متوجه شدیم و به چیزهای جدیدی رسیدیم که شاید درمان اعتیاد در مقابل آن یک در هزار است. کنگره به ما آموخت که زندگی یک گذر است و درست زندگیکردن و علم زیستن، بهترین هنر است. علم و دانشی که در کنگره میآموزیم در هیچ کجای دنیا وجود ندارد. کنگره به ما آموخت که چگونه میتوانیم در هر شرایطی باوجود مشکلات بهتر و سالمتر زندگی کنیم و نوع نگاه من و مسافرم را نسبت به زندگی و جهان اطرافمان تغییر داد تا با آرامش به راهمان ادامه دهیم، با صبر و تلاش به دنبال حل مشکلات باشیم، ریشه مسائل را در خودمان جستجو کنیم و نواقص را برطرف کنیم.
کنگره و جهانبینی کنگره بدون هیچ چشم داشتی تمام آموزشهای خوبش را از طریق استادان و راهنماهای عزیز در اختیار ما گذاشت؛ به ما شخصیت داد، به ما ارزش و بها داد. علم و عمل سالم، تفکر و اندیشه درست را به ما آموزش داد تا بتوانیم با این آموزشها از تاریکی به سمت روشنایی حرکت کنیم و به آرامش و حال خوش برسیم؛ اینها همه کمکهایی بود که کنگره به ما کرد.
اینکه من چگونه میتوانم به کنگره خدمت کنم: با اجرای قوانین، بهموقع حضور داشتن در جلسات، سیدی نوشتن، فرمانبرداری از راهنما، نظم و انضباط داشتن، احترامگذاشتن به اعضا و خدمتگزاران، از نظر مالی کنگره را حمایتکردن، در مسیر حرکتکردن، مستمر تلاشکردن و اینکه یک خدمتگزار واقعی باشم؛ اینها شاید کمترین کمک ما به کنگره باشد.
امروز درمان مسافرم، حال خوش خودم، مسافرم و فرزندانم، آرامش تمام زندگیام را مدیون کنگره، آقای مهندس و راهنمای عزیزم هستم. کمک به کنگره، کمک به تمام بشریت، آینده و ابدیت است.
سلام دوستان سعیده هستم یک همسفر
از بدو ورود به کنگره۶۰، دائماً در اضطراب و پریشانحالی بودم. بعد از گذشت سالهای متوالی که در کنگره حضور دارم هر روز بیشتر و بیشتر قدر این مکان امن را میدانم. آرامش و حال خوبی را که در حال حاضر دارم، همهوهمه را مدیون آموزشها و علم ناب کنگره۶۰ و راهنمای عزیزم همسفر اعظم هستم.
کنگره به من جانی دوباره داد. کنگره به من تولد دوباره مسافرم را هدیه کرد و در زندگی هر روز با عشق و محبت، تمام معجزات کنگره را به چشم میبینم و شاکر اینهمه عظمت و بزرگی هستم. من هم باید بابت اینهمه نعمتهایی که کنگره به من داده مانند: آرامش، حال خوش، شجاعت، امید، عشق، محبت و... خداوند را سپاسگزار و شاکر باشم و در جهت اهداف کنگره۶۰، قدم کوچکی بردارم.
کمککردن میتواند در هر جایگاه خدمتی باشد. باید سعی کنم فرمانبردار خوبی باشم و در بخش مالی هم برای جبران خسارت از خودم و خانواده خدمت کنم.
در پایان سپاسگزار و قدردان مهندس و خانواده محترم ایشان و راهنمای مهربانم همسفر اعظم هستم.
نویسندگان: همسفر زینب و همسفر سعیده رهجوهای راهنما همسفر اعظم (لژیون چهارم)
گردآوری: همسفر معصومه رهجوی راهنما همسفر سودابه (لژیون اول)، دبیر سایت
همسفر اعظم رهجوی راهنما همسفر اعظم (لژیون چهارم)، رابط خبری
ویراستاری و ارسال: همسفر زهرا رهجوی راهنما همسفر سودابه (لژیون اول)، نگهبان سایت
همسفران نمایندگی غزالی مشهد
- تعداد بازدید از این مطلب :
77