English Version
This Site Is Available In English

باز تاب خدمت کردن در کنگره

باز تاب خدمت کردن در کنگره

جلسه سوم از دوره هفدهم کارگاه‌های آموزشی خصوصی همسفران کنگره ۶۰ نمایندگی هاتف به استادی همسفر اعظم، نگهبانی همسفر مریم و دبیری همسفر اعظم، با دستور جلسه «کمک من به کنگره و کمک کنگره به من» در روز یکشنبه ۱۴ دی ماه ۱۴۰۴ ساعت ۱۷:۰۰ آغاز به کار نمود.

خلاصه سخنان استاد:

خدا را هزاران بار شکر می‌کنم که کنگره را در مسیر من قرار داد و آرامش را به زندگی من برگرداند. دستور جلسه امروز «کمک من به کنگره و کمک کنگره به من» کنگره کمک‌ها و برکت‌های زیاد برای من داشته است که قابل شمارش نیست. من به خاطر دارم، قبل از کنگره وقتی با مسافر خود بحث می‌کردم، می‌خواستم قهر کنم و مثل بچه‌ها به خانه پدرم بروم. چند ماه قبل از ورودم به کنگره باردار بودم، و همیشه با مسافر خود جنگ و دعوا داشتیم. اصلاً آرامش در زندگی ما نبود تا این‌که با کنگره آشنا شدیم و در این مسیر قرار گرفتیم.

 زندگی ما کلاً تغییر کرد، اخلاق مسافر من خیلی خوب شد و من هم کم‌کم آموزش گرفتم. یاد گرفتم که همسفر برای مسافر خود بال پرواز است؛ باید صبورتر باشم، بیشتر گذشت کنم. بدانم حال خراب مسافر دست خود او نیست؛ حتی در مورد فرزندان خود قبلاً بیشتر عصبی می‌شدم. ولی از راهنمای خوب خود یاد گرفتم که فرزندان در خانه مهمان ما هستند؛ باید طوری با آن‌ها برخورد کنیم که پشیمان نشویم، سعی می‌کردم لااقل کمتر عصبی بشوم.

 توانستم وضعیت خواب و خوراک خود را بهتر کنم و بیشتر به آن اهمیت بدهم. مثلاً قبل از کنگره، شب‌ها با بچه‌ها تا ساعت ۲ و ۳ بیدار بودیم و از آن طرف صبح تا ظهر می‌خوابیدیم و یک روز کسل و بی‌حال داشتیم. بعد کم‌کم تمرین کردیم، یاد گرفتیم که صبح‌ها زودتر بیدار شویم و شب‌ها زودتر بخوابیم تا هم سلامت‌تر هم سرحال‌تر باشیم. 

در مورد تغذیه هم یاد گرفتم که بیشتر و بهتر به تغذیه خود و بچه‌ها اهمیت بدهم، هر چیز زمان خاص خود را دارد. اگر امروز که فرزند من در سن رشد است و به چیزهایی نیاز دارد، به آن رسیدگی نکنم، اگر چند سال دیگر این رسیدگی را انجام بدهم چه فایده‌ای دارد و به چه دردی می‌خورد. 

این‌‌ طور کم‌کم زندگی‌ من نظم گرفت، و دارای چارچوب شد و از آن هرج و مرج و بی‌نظمی درآمد. کنگره به من یاد داد که به خود اهمیت و بها بدهم، برای خود ارزش قائل شوم؛ حتی برای خودم هدیه بخرم؛ چون زن ستون خانه است؛ باید به خود اهمیت بدهد تا بتواند کارها ومسائل اعضا دیگر را هم مدیریت کند؛ چون ما همسفران نقش خیلی مهمی داریم؛ باید قدر خود را بیشتر بدانیم.

 کنگره به من پس‌انداز کردن را آموخت که «قطره قطره جمع گردد وانگهی دریا شود». برای پیدا کردن هر چیز، رسیدن به چیزهای مهم و ارزشمند؛ باید ذره‌ذره پیش رفت. مثل همین متد DST که در آن طی یک سال، پله‌پله مسافران به درمان می‌رسند. 

در صور پنهان، کنگره به من آرامش، سلامتی، صبر، برکت، حس خوب، امید به زندگی و اعتماد به نفس داد. من یک آدم با اعتماد به نفس خیلی پایین بودم، امروز هم خیلی استرس داشتم، اصلاً باور نمی‌کردم که بتوانم این خدمت را انجام بدهم. آن‌قدر زندگی ما تغییر کرد که مسافرم به من گفت: ما قبل از کنگره چگونه زندگی می‌کردیم؟ نه از زندگی لذت می‌بردیم، نه آرامش داشتیم، نه خواب ما تنظیم بود و نه خوراک ما خوب بود.

 ما قبل از کنگره ضررهای مالی زیاد دادیم؛ ولی الان به لطف کنگره و عضویت در لژیون سردار، واقعاً به مال ما برکت داده شده و گشایش‌های مال برای ما اتفاق افتاده است. کنگره به من یاد که قرآن بخوانم و آموزش بگیرم. 

کمک من به کنگره، من سعی می‌کنم که خدمت‌های مختلف انجام بدهم، ان‌شاالله بتوانم شال‌های رنگارنگ کنگره را تجربه کنم. به نظر من درست است که در این خدمت‌ها ما برای کنگره کار می‌کنیم، ولی در اصل کنگره دارد برای ما کار می‌کند. چون با این خدمت کردن حال دل خود را خوب می‌کنیم. من سعی می‌کنم که به کنگره کمک مالی کنم؛ حتی اگر کم باشد و عضو لژیون سردار شوم و این باعث شده که حساب ما به صفر نرسد. 

در کتاب «حال شما چه‌طور است»، مهندس می‌فرمایند: «صفات نیک وقتی در وجود ما کاشته می‌شوند و از آن‌ها خوب مراقبت کنیم و خوب آبیاری کنیم به برداشت محصول می‌رسیم و از هر تخم ۷۰ تخم برداشت می‌کنیم». در کنگره هم، همین‌طور است. اگر ذره‌ای کمک مالی بدون چشم داشت داشتیم، حتماً چندین برابر به زندگی ما برمی‌گردد. حالا شاید مالی هم نباشد، ولی یک زمان در زندگی به یک گره‌ها‌ و مشکلاتی برمی‌خوریم که اصلاً نمی‌دانیم چگونه یک دفعه این گره باز می‌شود و مشکل حل می‌شود، این بازتاب همان خدمت ما به کنگره است.سعی کنیم با تازه واردین با روی گشاده برخورد کنیم، آن‌ها با دنیایی از ناامیدی و افسردگی آمده‌اند و مثل شکوفه‌هایی هستند که آمدند تا شکوفا شوند. شاید با یک لبخند یا یک حرف دل‌گرم‌کننده باعث شویم که دلگرم شوند و درکنگره بمانند. کنگره جایی است که واقعاً همه جوانب زندگی را سنجیده، هم جسمی، هم روحی، هم برای سلامتی، تغذیه، مادیات، رسیدن به آسایش و آرامش و مهم‌تر از همه همان درمان اعتیاد مسافر ما است.

رهایی ۳۰ سی دی همسفر سهیلا رهجوی راهنما همسفر زهرا

مرزبان کشیک: همسفر زهرا و مسافر سجاد
تایپیست: همسفر زینب رهجوی راهنما همسفر مریم (لژیون دوازدهم)
عکاس‌خبری: همسفر محبوبه رهجوی راهنما همسفر فاطمه (لژیون هشتم)
ویراستار و ارسال: همسفر افسانه رهجوی راهنما همسفر رعنا (لژیون نهم) دبیر سایت همسفران نمایندگی هاتف

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .