English Version
This Site Is Available In English

نظم در کنگره باید صد مرتبه بالاتر از دانشگاه، ورزشگاه یا هر مکان دیگری باشد تا به نتیجه‌ی لازم برسیم. حرف باید یک‌بار زده شود و نباید دو بار تکرار شود، زیرا نه وقت و نه انرژی آن را داریم . راهنمایان این همه وقت خود را برای من رهجو می‌گذارند؛ چه چیزی پشت این همه سختی وجود دارد؟ چرا این‌قدر تحمل می‌کنند؟ عشقی پشت این قرار دارد که باعث جنبش و حرکت شده است. 
عشق منشأ ایمان است. ایمان یعنی تجلی نور خداوند در انسان؛ روح خداوند در انسان دمیده شده است و همه‌ی ما جزئی از وجود خداوند هستیم. خداوند مانند خورشید، نورش را به همه می‌تاباند. ایمان یعنی اعتقاد شخص به خودش، انسان‌ها، خانواده و دیگران. 

سیستم هستی و الهی به این صورت است که هر کس در این سیستم در حال حرکت است. مثل یک رودخانه‌ زلال که همه‌ی بوستان‌ها و باغ‌ها از آن آب برمی‌دارند و به زندگی ادامه می‌دهند، بی‌آن‌که از آبش کم شود. این رودخانه همیشه زلال و پرآب است. در مقابل، انسان‌هایی که حرکت نمی‌کنند، مانند رودخانه‌ای هستند که آبش راکد می‌ماند، می‌گندد و به مرور زمان لجن می‌شود. 

کسانی که ایمان واقعی دارند، از عصاره‌ وجود و مال خود می‌بخشند و هیچ‌گونه انتظاری برای خود ندارند. مانند راهنماها و کسانی که در کنگره فعالیت می‌کنند؛ با تمام وجود از جان خود مایه می‌گذارند، بی‌آن‌که چشم‌داشتی به پول یا درآمد داشته باشند. پس هنگامی که راهنما می‌گوید باید سی‌دی بنویسی، مشارکت کنی، خدمت‌گزار باشی  باید آن را انجام دهم و به راهنمای خود ایمان قلبی داشته باشم؛ زیرا ایشان خیر و صلاح من را می‌خواهد. 

کسی که ایمان دارد، بخشنده و توانا است. ایمان یعنی اعتقاد داشتن به خود، انسان، خانواده، جامعه و هستی. کسی که ایمان واقعی داشته باشد، تمام خوبی‌ها و زیبایی‌های درون خود را به دیگران هدیه می‌دهد. 

ریشه‌ تمام بیماری‌ها از بی‌ایمانی است. کسانی که ایمان دارند، واقعاً در آسایش و امنیت هستند و می‌دانند که هر مشکلی حکمتی دارد. ایمان چیزی است که برای خوشحال کردن و حل مشکلات دیگران به کار می‌رود. آن‌هایی که ایمان، باور و اعتقاد دارند و به خداوند توکل می‌کنند، به مرحله‌ای می‌رسند که اگر به خاکستر دست بزنند، آن را به طلا تبدیل می‌کنند؛ دیگر از چیزی گ ندارند. ایمان و بخشش باید بدون چشم‌داشت و بلاعوض باشد. باید دوست بداریم تا دوستمان بدارند؛ باید ببخشیم تا از کائنات دریافت کنیم. هرچه بکاریم، همان را برداشت می‌کنیم. 

انسانی که نمی‌بخشد، مانند آب راکد می‌ماند و می‌گندد. تا نکاریم، نمی‌توانیم درو کنیم. یکی از بدبختی‌های انسان این است که نکاشته، اما می‌خواهد درو کند. برای مثال: من به کسی احترام نمی‌گذارم و انتظار دارم به من احترام بگذارند! 

مثال دیگر: فردی که همه چیز را فقط برای خود و خانواده‌اش می‌خواهد  سیب قرمز و سالم را برای خود برمی‌دارد و سیب خراب را برای دیگران می‌گذارد. باید ایمان خود را قوی کنیم تا بتوانیم در زندگی بهترین برداشت‌ها را داشته باشیم. سی‌دی‌ها به ما می‌گویند تا خوبی نکنیم، خوبی نمی‌بینیم و همه‌ی چیزهایی که در زندگی اتفاق می‌افتد، بازتاب عملکرد خودمان است. 

ایمان، باور به خدا است. تصور من از ایمان اشتباه بود؛ ایمان آن چیزی نیست که در ذهن یا تصورم بود، بلکه ایمان یعنی باور قلبی. وقتی می‌گوییم به خدا ایمان داریم، نباید کارهایی را انجام دهیم که ضد ارزش محسوب می‌شوند. 

فکر می‌کردم اگر روزه بگیرم یا نماز را به موقع بخوانم، دیگر هیچ مشکلی ندارم و فرد با ایمانی هستم. اما برایم سؤال بود که چرا هنوز مشکلات وجود دارد؟ چون جهان‌بینی من درست نبود. آگاهی و دانایی نداشتم. آموزش‌های کنگره باعث شدند چشم و دل من باز شود تا درک درستی از ایمان پیدا کنم. 

نویسنده: همسفر زهره رهجوی راهنما همسفر عاطفه (لژیون اول) 
ویرایش:همسفر میترا رهجوی راهنما الهه (لژیون دوم) 
ارسال:همسفر اعظم رهجوی راهنما همسفر عاطفه (نگهبان سایت) 
همسفران نمایندگی گرمسار

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .