چهاردهمین جلسه از دوره سیزدهم کارگاههای آموزشی خصوصی همسفران کنگره۶۰ نمایندگی صادق قم به استادی همسفر زهره، نگهبانی همسفر زهرا و دبیری همسفر فیروزه با دستور جلسه «کمک من به کنگره و کمک کنگره به من» روز یکشنبه ۱۴ دی ماه ۱۴۰۴ ساعت ۱۷:۰۰ آغاز به کار کرد.
(2).jpeg)
خلاصه سخنان استاد:
خداوند بزرگ را شاکر و سپاسگزارم که قسمت و روزی من قرار داد تا در این جایگاه باشم و از شما عزیزان آموزش بگیرم. از نگهبان همسفر زهرا، ایجنت همسفر الهام و مرزبانان تشکر میکنم که به من اجازه دادند این جایگاه را بار دیگر تجربه کنم و آموزش بگیرم. از راهنما همسفر سودابه بابت دعوتشان سپاسگزارم. همچنین از راهنما همسفر مریم تشکر میکنم که حال خوب امروزم را مدیون ایشان هستم و در آخر از راهنما ویلیام وایت همسفر ندا تشکر میکنم که بواسطه راهنمایی ایشان گرههای درونیام باز شد.
برای همه موضوعات آقای مهندس یک مثلثی را طراحی میکنند؛ مثلثی که برای دستورجلسه ترسیم شده که یک ضلع آن کمک کنگره به من، ضلع دیگر کمک من به کنگره و ضلع بعدی موضوع موردنظر میباشد، که در کنگره۶۰ موضوع مادی و معنوی مطرح میشود. مثلث دیگری که راجع به موضوعات مختلف میشود ترسیم کرد وظایف فرزندان نسبت به خانواده، پدر و مادر، وظایف خانواده نسبت به فرزندان موضوع مورد نظر مسئولیتها بوده که همیشه دو طرفه است. دومین باری است که استاد این دستور جلسه شدهام؛ من این را به فال نیک میگیرم که واقعا انسان فراموش کار است. باید گذشته و الان خود را قیاس کنم، به یاد بیاورم که من در گذشته چه اخلاق، رفتاری داشتهام و امروز چقدر تغییر کردهام و کنگره۶۰ چه چیزهای را از من گرفته و در مقابل آن چه چیزهای به من داده است. اگر در مورد خودم بخواهم صحبت کنم، کنگره۶۰؛ نفرت، حسادت، بدبینی و منیت را از من گرفته و به جای آن عشق و محبت را به من داده است.
در کنگره آموختم که مصرف کننده خودخواه، بیغیرت نیست؛ در گذشته فکر میکردم مسافرم من و فرزندان مرا دوست ندارد، بعد متوجه شدم که مسافرم بیمار است و باید درمان شود؛ درمان در هیچ کجا وجود ندارد و فقط در کنگره۶۰ و با روش DST رخ میدهد.
امروز اگر مشکلی برای من پیش میآید به این فکر میکنم که خودم چه مسیری را اشتباه رفتهام که همچین مشکلی در زندگی من رخ داده است و همیشه در درون به خاطر وجود مشکلات در جنگ بودم. شکرگزار و قدردان خداوند نبودم؛ چون هر مشکلی برای من به وجود میآمد، سریع شروع میکردم به شکایت کردن که خدایا چرا برای من چنین مشگلی به وجود آمد؟ ولی امروز با آموزشها متوجه شدم که باید شکرگزار داشتههایم باشم تا نداشتههایم را بدست بیاورم. زمانی که شروع به نوشتن شکرگزاری کردم، متوجه شدم که مشکلات همیشه لعنت خداوند نیستند؛ بلکه رحمت خداوند هستند. بواسطه کنگره۶۰ توانستم خدمت کنم، خدمت کردن به من قدرت میداد و باعث میشد انرژی پتانسیل من بالا برود و برای خدمتهای دیگر آماده باشم.
امروز چگونه میتوانم قدردان زحمات کنگره باشم؟ با خدمت مالی و معنوی میتوانم خدمات کنگره را جبران کنم، از آب و جارو کردن، هر کاری که بتوانم انجام میدهم. از خدمت مادی اگر بخواهم حساب کنم؛ من روزی که به کنگره آمدم زیر صفر بودم، در این مکان هر دو به صورت رایگان درمان شدیم و در مقابل خدماتی که برای ما انجام دادند؛ باید آن چیزی را که در توانم هست را پرداخت کنم و صد خود را بگذارم.
من باید به حرمت و قوانین احترام بگذارم و از آنها حراست کنم، فرمانبردار ایجنت و مرزبانها باشم. من زمانیکه فرمانبردرای را آموزش گرفتم توانستم تغییر را در خود متوجه شوم و این باعث حال خوب من شد. قدردان کنگره۶۰ بودن برای حال خوب خود من است؛ باید سعی کنم همسفر خوبی برای کنگره ۶۰ باشم. در آخر از آقای مهندس تشکر میکنم و برای ایشان عمر طولانی را از خدا خواستارم، تصمیم دارم همیشه از ایشان آموزش بگیرم انشاالله که بتوانم فرد مفیدی برای کنگره ۶۰ باشم.
مرزبانان کشیک: همسفر نازنین و مسافر مهدی
تایپیست: همسفر فاطمه رهجوی راهنما همسفر زهرا ( لژیون سوم)
عکاس: همسفر فاطمه.ج رهجوی راهنما همسفر منصوره (لژیوم هفتم)
ویرایش و ارسال: همسفر فاطمه رهجوی راهنما همسفر منصوره (لژیون هفتم) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی صادق قم
- تعداد بازدید از این مطلب :
189