English Version
This Site Is Available In English

رعایت قوانین، حرمت‌ها و فرمانبرداری کمک من به کنگره است

رعایت قوانین، حرمت‌ها و فرمانبرداری کمک من به کنگره است

در رابطه با دستور جلسه کمک کنگره به من و کمک من به کنگره، ابتدا خدا را شاکرم که راه کنگره۶۰ برای من نمایان شد و عضو خانواده کنگره۶۰ شدم. همیشه مدیون کنگره هستم؛ زیرا کنگره۶۰ زندگی‌ و مسافرم را به من هدیه داد؛ باید حال پریشانی که قبل از ورود به کنگره داشتم را به یاد آورم، با سه جلسه اول شیفته کنگره شدم و روزبه‌روز تغییر را در خود احساس کردم، نقطه تحمل من بالا رفت و نسبت به مشکلات و مسائل زندگی صبور شدم، آموختم چگونه نسبت به مسائل ساده ناراحت نشده و زندگی را به کام خود تلخ نکنم و به زندگی امیدوار باشم همچنین آموختم چگونه به ترس‌ها غلبه، از ضدارزش‌ها دوری و محبت کنم و این حال‌ِخوب خود را مدیون کنگره هستم با آموزش جهان‌بینی نگرش من نسبت به زندگی و هستی تغییر کرد و برای حضور در این مکان شاکر خداوند هستم.

در مورد کمک من به کنگره می‌توان گفت؛ باید حرمت‌ها، اصول و قوانین کنگره را رعایت و فرمانبردار خوبی باشم، به وظایف خود عمل کرده، حضور به موقع در جلسات، رعایت نظم و انضباط و خدمتگزار خوب بودن برای کنگره۶۰ باشم و آموزش‌هایی که دریافت می‌کنم در زندگی و جامعه از سخن به نقطه عمل تبدیل کنم و این را به یاد داشته باشم که کنگره به کمک من نیاز ندارد؛ اما من برای رسیدن به حال‌ِخوش به خدمت در کنگره۶۰ نیازمند هستم. امیدوارم من و مسافرم در کنگره۶۰ مانا و جزء خدمتگزاران صدیق باشیم.

نویسنده: همسفر زهرا رهجوی راهنما همسفر سمانه (لژیون یکم)


اگر بخواهم در مورد این دستور جلسه صحبت کنم ناخوداگاه برمی‌گردم به روزهای اول که وارد کنگره شدم و از خود می‌پرسم کجا بودم و اکنون کجا هستم؟ ما همسفران در دنیای دیگری که برای خود ساخته بودیم قرار داشتیم و راه‌هایی از جمله: روان شناس و موارد مشابه دیگری را پیمودیم تا لحظه‌ای از تاریکی درون خویش دور باشیم و در آخر به کنگره راه پیدا کردیم. روزهای اول بی‌انگیزه می‌آمدم و فقط رهایی برای‌ من مهم بود و آموزش‌های کنگره۶۰ باعث شد برای خود دنیایی جدید بسازم دنیایی که در حال حاضر دیگران هم از آن بهره‌مند هستند پس کمک کنگره به من تولد دوباره بود؛ زیرا در تاریکی وجود خود با مشکلاتی روبه‌رو و گم شدم و به دنبال نور می‌گشتم تا به آرامش دست پیدا کنم.


اکنون نزدیک به اولین سال رهایی ما است، آگاه هستم راهی که در آن قدم گذاشته‌ام با راه‌های دیگر فرق می‌کند پس گام‌هایم را محکم‌تر بر می‌دارم تا با یاری خدا پایان خوبی داشته باشم این موفقیت‌ها را از کنگره۶۰ دارم پس هیچ‌گاه فراموش نمی‌کنم، آرامش را کنگره به من بخشید، امیدوارم کمک کنم افرادی که مانند من در تاریکی هستند را نجات دهم و آگاه باشم این روزها که حال‌ من خوش است کسانی بیرون کنگره هستند که به این مکان احتیاج دارند. هرگاه دعای کنگره را می‌خوانم از خدا می‌خواهم؛ همان طور‌ که مسیر کنگره۶۰ برای من نمایان شد برای تمام آن‌هایی که اکنون در بی‌راهه جهل و نادانی هستند و آغوش گرمی می‌خواهند تا از این بلای خانمان‌سوز رها شوند نمایان شود. این آرامش را اول از خدای مهربان و بعد از آقای مهندس دژاکام دارم، فداکاری ایشان ستودنی است، از خداوند متعال برای آقای مهندس عمر جاودان خواهانم؛ زیرا اگر آقای مهندس این زحمات را متحمل نمی‌شدند، معلوم نبود چه سرنوشتی در انتظار خواهم داشت.

نویسنده: همسفر زینب رهجوی راهنما همسفر سمانه (لژیون یکم)

رابط خبری: همسفر لیلا رهجوی راهنما سمانه (لژیون یکم)
ویرایش: همسفر لیلا رهجوی راهنما همسفر محبوبه (لژیون بیست‌و‌یکم)
عکس: همسفر معصومه رهجوی راهنما همسفر اکرم (لژیون شانزدهم)
ارسال: همسفر آرزو رهجوی راهنما همسفر زهرا (لژیون یازدهم)
نمایندگی همسفران شعبه سلمان فارسی

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .